جلسۀ 102 مورخ مورخ 5 اردیبهشت 1403
از استحالۀ استعمال لفظ در اکثر از معنا تا مطابق ظاهر شمردن آن
آیت الله والد پدیدۀ استعمال لفظ در اکثر از معنا را به لحاظ ثبوتی ممکن میدانند ولی میفرمودند این شیوۀ تکلم، به مقامات خاصی اختصاص دارد و در معمول گفتوگوهای بشر رخ نمیدهد زیرا فرایند افهام معنا در آن همراه با نوعی پیچیدگی است. بنابراین اگر در جایی متکلم قصد پیچیدهگویی داشته باشد، از چنین شیوۀ تکلمی بهره میبرد.
برای مثال در لغزها و معمّاها یا مادهتاریخها که اساسشان با پیچیدگی همراه است، از شیوۀ استعمال لفظ در اکثر از معنا استفاده میشود ولی باید دانست در محاورات عادی بشر، عرف متعارف از آن استفاده نمیکند یا اگر استفاده کند بسیار نادر است. همین ندرت، سبب میشود چنین تکلمی خلاف ظاهر تلقی شود.
مرحوم آقای بروجردیمطلبی دارند که قبل از آن در کلمات مرحوم شیخ طوسی در تبیان نیز فراوان ذکر شده است. ایشان استعمال لفظ در اکثر از معنا را نه تنها جائز بلکه مطابق با اصل اوّلی میداند. ایشان فراوان به این مطلب اشاره میکند که در اینجا چند معنا محتمل است و همۀ این معانی مراد است. این در حالی است که خیلی اوقات بین این معانی متعدد، جامعی وجود ندارد تا بتوان از باب استعمال لفظ در جامع آن را توجیه کرد. بنابراین طبق این ایده گفته میشود ارادۀ تمام معانی محتمل، نه تنها محال نیست بلکه اصل اولی بر آن است که تمامشان اراده شده باشند چون با یکدیگر تنافی ندارد.
ولی به نظر میرسد ادعای مزبور بدین شکل قابل پذیرش نیست؛ چون مجرد امکان استعمال لفظ در اکثر از معنا، برای تأمین جنبۀ اثباتی آن کافی نیست. برای این که بتوان یک کلام را بر چند معنا حمل کرد، باید ظهور آن در چند معنا به اثبات رسد و حال آن که، در محاورات عادی، چنین شیوۀ تکلمی موافق با ظاهر نیست.
نهاية الأصول، ص: 62 (آدر س احتمالی)