جلسۀ 86 مورخ 30 بهمن 1402
ارتباطات علمی و فکری برخی علما با یکدیگر
زمانی به فرمایشات مرحوم آقای آخوند، و فرمایشات مرحوم آقای حاج آقا رضا همدانی، مراجعه میکردم. وقتی این حرفها جوهرشان یکی میشد احساس میکردم که از میرزای شیرازی گرفتند؛ نوعاً چنین بود. ولی اخذ از میرزای شیرازی به معنای آن نیست که عین حرف میرزای شیرازی است بلکه اصل ایده برای میرزای شیرازی بوده ولی محقق خراسانی آن را در قالب فکری خویش پرورانده و ساماندهی کرده است. همان را حاج آقا رضا به گونهای دیگر ساماندهی کرده است. اساساً ممکن است حرف نهایی خود میرزای شیرازی هم متفاوت باشد ولی چهارچوب، و شاکلۀ حاکم بر آن، از یک ایدۀ واحد سرچشمه میگیرد. این ایدۀ واحد در نظامهای فکری مختلف به گونههای مختلف عرضه شده و ارائه داده شده است. این خیلی مهم است. لازم نیست انسان مطالب دیگران را بدون کم و زیاد اخذ کند بلکه مطالب دیگران میتواند برای انسان الهامبخش باشد.
مطالب مرحوم آ سید محمد روحانی با مطالب مرحوم شهید صدر در بسیاری از موارد، ارتباطات معنوی دارند ولی هر دو از یکدیگر مستقل هستند. این ارتباط و مشابهت گویای آن است که این دو بزرگوار با همدیگر ارتباط معنوی داشتند؛ حال این که نخست به ذهن کدامیک رسیده است مطلب دیگری است. ولی این ارتباط معنوی باعث نشده که مثلا بگوییم آقای روحانی از آقای صدر گرفته یا آقای صدر از آقای روحانی گرفته است. ممکن است مثلا آقای صدر از آقای روحانی الهام گرفته باشد، ولی آن ایده را در قالب فکری خودش بیان کرده باشد. هر مطلبی مربوط به گویندۀ خودش و در فضای فکری او است هر چند هر دوشان از یک آبشخور سرچشمه گرفته است.
سؤال: ایا محقق خراسانی میرزای شیرازی را درک کرده است؟
پاسخ: بله. محقق خراسانی سال آخر مرحوم شیخ را نیز درک کرده است ولی استاد اصلی محقق خراسانی به یک معنا میرزای شیرازی است. میرزای شیرازی در زمانی که نجف بودند محقق خراسانی شاگرد رسمی ایشان بوده است. در سامرا مدت کوتاهی محقق خراسانی به سامرا رفته ولی میرزا از ایشان خواسته که برگردد، چون درس اصلی نجف روی دوش مرحوم آخوند بوده است. میرزای شیرازی دیده است با آمدن محقق خراسانی به سامرا نجف تضعیف میشود لذا از ایشان خواسته بوده که به نجف بازگردد. یک نکتۀ خیلی جالبی در مورد محقق خراسانی وجود دارد مبنی بر آن که ادارۀ زندگی محقق خراسانی توسط مرحوم میرزای شیرازی صورت میگرفته است. بعد مرحوم میرزای شیرازی از آقای آخوند میخواهد که شما برگردید نجف؛ ما در سامرا هم که باشیم انجام وظیفه میکنیم. به همین جهت هر یک مدتی یک بار محقق خراسانی به سامرا میرفته و خدمت میرزا میرسیده و مرحوم میرزا تمام قرضهایی که در این مدت بر عهدۀ ایشان میآمده را پرداخت میکرده است. خیلی به شاگردها رسیدگی میکرده و درس اصلی نجف با مرحوم آخوند بوده است. ادارۀ حوزۀ نجف و این امور، مخارجی برای مرحوم آخوند به بار میآورده و قرض میکرده بعد میرفته سامرا و مرحوم میرزای شیرازی تمام مخارج را تأمین میکرده و ایشان برمیگشته.
یک کسی به مرحوم آخوند گفته بوده شما در آمدن به سامرا مشرک هستید چون هم به نیّت ادای قرض میآیید و هم به نیّت زیارت ائمۀ سامرا علیهما السلام. ایشان میگوید: نه؛ من وقتی میخواهم بیایم سامرا فقط برای ادای قرض است. مستقیم هم حرم نمیرفته، میگوید میآیم خدمت میرزا و آنجا میرزا پولهای ما را که داد بعد از آن مستقیماً میروم حرم. یعنی حرم رفتنم شرکآلود نیست چون آمدنم به سامرا به نیّت ادای قرض است؛ اما بعداً که قرضم ادا شد، به نیّت زیارت به حرم میروم. پیداست مرحوم آخوند توجهاتی داشته است.
مرحوم آسید جمال گلپایگانی که خودش از معاریف اهل کرامات و اساتید اخلاق بوده است. آیت الله والد از قول آسید علی هاشمی گلپایگانی نقل میکردند، شاید خودم هم از آسید علی هاشمی گلپایگانی شنیده باشم ، ولی از آیت الله والد نقل میکنم که آسید علی هاشمی گلپایگانی میفرمود تنها عکسی که در خانۀ ما بود عکس مرحوم آخوند بود و مرحوم آسید جمال گلپایگانی میگفت توحیدی که مرحوم آخوند داشت احدی نداشت.