آیا واجب می‌تواند جزء مستحب داشته باشد؟ نقد مبنای محقق خوئی در مسئله قنوت

محقق خوئی فرموده‌اند، یک واجب نمی‌تواند جزء مستحب داشته باشد؛ چون جزئیت یک شیء برای واجب، مساوق با وجوب آن است و استحباب برایش قابل تصویر نیست.[1] برای مثال، اندیشمندان قنوت را جزء مستحب برای نماز واجب شمرده‌اند، ولی محقق خوئی جزئیت قنوت را انکار نموده و فرموده‌اند قنوت، مستحبی است که ظرف انجامش نماز است، نه آن‌که جزء نماز باشد. ثمره این مطلب در قاعدۀ تجاوز رخ می‌نماید. قاعده تجاوز بیان‌گر آن است که وقتی نمازگزار در انجام جزئی از اجزای نماز شک می‌کند، اگر وارد جزء بعد شده باشد، به شکش اعتنا نمی‌کند. بدین ترتیب، اگر شخصی به هنگام قنوت، در قرائت سوره شک کند، چنان‌چه قنوت را جزئی از اجزای نماز قلمداد کنیم، این شخص وارد جزء بعد شده و به شکش اعتنا نمی‌کند، ولی چنان‌چه قنوت را جزئی از اجزای نماز محسوب نکنیم، این شخص هنوز وارد جزء بعد نشده است، لذا باید به شکش اعتنا نموده و سوره بخواند. طبق مبنای محقق خوئی، قنوت خارج از نماز است و جزء نماز محسوب نمی‌شود در نتیجه وارد شدن به قنوت، سبب نمی‌شود نسبت به سوره قاعدۀ تجاوز جاری شود.

ولی به نظر می‌رسد فرمایش محقق خوئی صحیح نیست؛ چون آن جزء مستحبی که در کلام اندیشمندان مطرح است، بدین شکل است که ما مخیر هستیم برای انجام نماز واجب، نماز با قنوت بخوانیم یا نماز بی‌قنوت، به طوری که اگر نماز با قنوت بخوانیم، کل آن مصداقی از مصادیق نماز است.

برای مثال فرض کنید به شما گفته‌اند «یک خانه بساز». خانه دوطبقه، مصداقی از مصادیق خانه است؛ خانه سه‌طبقه نیز مصداق دیگری از مصادیق خانه است، به طوری که اگر خانه سه‌طبقه ساخته شود، کل سه طبقه جزء خانه است، نه آن‌که دو طبقه‌اش جزء خانه باشد، و طبقه سومش خارج از خانه محسوب شود.

ما دو گونه لا بشرط داریم. اتاقی را در نظر بگیرید که می‌تواند درونش صندلی باشد و می‌تواند نباشد؛ این اتاق لا بشرط از وجود صندلی است، به طوری که اگر صندلی باشد، خود صندلی جزء اتاق نیست؛ ولی همین اتاق، لا بشرط از ستون نیز هست، به طوری که اگر ستون داشته باشد، این ستون نیز جزئی از اجزای اتاق است. این اتاق همچنین لا بشرط از آن است که کولر داشته باشد و سقفش رنگ شده باشد یا نشده باشد، ولی این لا بشرطیت به گونه‌است که اگر سقفش رنگ شده باشد و کولر داشته باشد، تمام این‌ها جزء اتاق به شمار می‌رود.

به سخن دیگر، لا بشرط بودن گاه به نحوی است که اگر آن شیء محقق شود، جزئی از اجزای طبیعت به شمار می‌رود، ولی گاه نحوی است که جزئی از اجزای آن قلمداد نمی‌شود. پس گاهی لا بشرط بودن، بدان معناست که هر چند لازم نیست محقق شود، ولی اگر محقق شد به نحوی است که جزء طبیعت می‌شود. حقیقت این مطلب آن است که طبیعت مورد نظر، سابق بر بود و نبود آن شیء است، همچون طبیعت خانه که سابق بر دو‌طبقه یا سه‌طبقه‌ای بودن است به طوری که لازم نیست، طبقه سوم محقق شود، ولی اگر محقق شود جزء خانه است به طوری که کل خانه سه‌طبقه‌ای، مصداق طبیعت می‌شود. قنوت نیز از همین قبیل است.

حال وقتی طبیعت مورد نظر، دارای دو مصداق بود که رابطه‌شان شبیه اقل و اکثر است، گاهی فضیلت هر دو مصداق یکسان است، همچون وضویی که با یک بار شستن انجام می‌شود و وضویی که با دو بار شستن انجام می‌شود، چه‌آن‌که از روایات استفاده می‌شود هر دوی این‌ها از جهت فضیلت یکسان هستند؛ هر دوی این‌ها مصداق وضو هستند در نتیجه آبی که برای بار دوم روی دستتان می‌ریزید جزء وضو محسوب شده و می‌توان با آن مسح کشید. از قضا در رسالۀ آیت الله والد نیز بدین مطلب تصریح شده است که در وضو گرفتن، یک مرتبه شستن واجب و دو مرتبه جائز و بیش از دو مرتبه، حرام و مبطل است.[2]

ولی گاهی یکی از دو فرد از فرد دیگر افضل است که معمولاً فرد اکثر است. در این فرض اجزای زائد را مستحب می‌شمریم و معنای مستحب شمردنش آن است که فرد مشتمل بر جزء زائد افضل از فرد دیگر است.

در مورد قنوت نیز قصد داریم همین تحلیل را بیان کنیم. نماز باقنوت افضل از نماز بی‌قنوت است و این مطلب هیچ مشکلی ندارد.

مقصود آن‌که، اشکال محقق خوئی مبنی بر آن‌که قنوت نمی‌تواند جزء مستحب برای نماز واجب باشد، وارد نیست؛ ظاهر ادله نیز آن است که قنوت جزء نماز است؛ مثلاً در هنگام معرّفی نماز، می‌گوید تکبیرة الاحرام بگو، حمد بخوان، سوره بخوان، و در رکعت دوم نیز پس حمد و سوره، قنوت بخوان. ظاهر ادله آن است که قنوت نیز همچون سائر اجزای نماز، جزئی از نماز است، هر چند از سائر ادله فهمیده‌ایم که قنوت واجب نیست.


  1. مصباح الأصول ( طبع موسسة إحياء آثار السيد الخوئي )، ج‏ ۲، ص ۳۶۰ ↩︎

  2. رسالۀ توضیح المسائل، مسأله ۲۵۴ ↩︎