رجوع به روایات و بهرهمندی از این منبع وحیانی، مستلزم رعایت پیشنیازهایی است که غفلت از آنها مسیر استنباط را به انحراف میکشاند. متأسفانه برخی در مقام استناد به اخبار، موازین و اصول حدیثپژوهی را نادیده میگیرند؛ به گونهای که:
- نه به بررسی سندی حدیث توجه دارند؛
- و نه معارضات و نسخههای مختلف آن را مدنظر قرار میدهند.
این رویکرد گزینشی سبب میشود که تنها مطالب موافق با سلایق شخصی نقل گردد و از آنچه با دیدگاههای ایشان ناهمسو است، صرفنظر شود. در این میان، برخی نحلههای ضد فلسفه نیز در مواجهه با روایات، دچار چنین بیدقتیهایی شده و موازین علمی را مراعات نمیکنند.
جایگاه روایات در حل معضلات فکری و پیچیدگیهای فهم آن
فارغ از تمام گرایشهای فکری، اعم از فلسفی و غیر آن، در ضرورت رجوع به روایات برای گرهگشایی از معضلات فکری تردیدی وجود ندارد؛ لکن باید به دو نکته اساسی توجه داشت:
۱. نباید پنداشت هر آنچه در کتب روایی مندرج است، لزوماً وحی منزل و عین کلام صادر شده از معصوم (علیهالسلام) است.
۲. فهم مراد جدی روایات، غالباً واجد پیچیدگیهایی است که دقت ویژهای را میطلبد؛ چراکه در کلام معصومان نیز، همانند قرآن کریم، «محکم و متشابه» وجود دارد و دریافت معنای صحیح، منوط به تتبع و تأمل فنی است.
بر اساس جلسه ۹۹
۲۴ فروردین ۱۴۰۴