در آیه ﴿لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ﴾[1] گویا خورشید را بهسان فاعل مختاری درنظر گرفتهایم که بر وی شایسته نیست ماه را دریابد؛ گویا خورشید نباید چنین کاری کند و بر وی حرام است چنین عملی از او سر بزند. در اصطلاح ادبیات فارسی، یک نوع جانبخشی در این عبارت رخ داده است.
جانبخشی: شاخهای از استعاره
گفتنی است، آرایه ادبی جانبخشی در ادبیات فارسی، در حقیقت یکی از شاخههای استعاره تلقی میشود؛ ولی به دلیل ویژگی خاصی که داشته، عنوان جداگانه برایش در نظر گرفتهاند. استعاره، آن است که مشبه آورده شود، و مشبه به، آورده نشود و به جای آن، یکی از ویژگیهای مشبه به ذکر شود که تشبیه را برساند؛ همچون:
وإذا المنية أنشبت أظفارها
ألفيت کل تميمة لا تنفع
این بیت را از قبیل استعاره دانستهاند چون «منیة»، به حیوان درندهای تشبیه شده است که چنگالهایش را در گلوی انسان فرو میکند.
خورشید و آرایه جانبخشی
یک سری امور هستند که از ویژگیهای انسان جاندار تلقی میشوند که از جمله آنها، مختار بودن و مکلف بودن انسان است. در آیه پیشگفته نیز، خورشید، به انسانی تشبیه شده که مختار بوده و مکلف است. رخداد آرایه جانبخشی در مورد خورشید، از آنجا کشف میشود که در مورد خورشید، از تعبیری استفاده شده است که دارای جنبه ارزشی بوده و اثباتگر حکم و تکلیف برای موجود مختار است. گویا بر خورشید حرام است که ماه را در یابد و اجازه ندارد چنین کاری بکند.
جلسه ۳۹ مورخ ۱۹ آبان ۱۴۰۳
یس : ۴۰ ↩︎