ثمرهی قول به برائت عقلیه در شبهات موضوعیه و انکار آن این است که مثلا اگر مکلف بعد از اتیان نماز ظهر (در حالی که وقت نماز باقی است) علم پیدا کند به این که از صبح تا الان فقط چهار رکعت نماز خوانده و این چهار رکعت، یا نماز ظهر بوده است لذا قضای نماز صبح بر او لازم است و یا دو رکعت آن نماز صبح بوده است پس اعادهی نماز ظهر واجب است زیرا نماز ظهر را دو رکعتی خوانده است پس علم اجمالی دارد به وجوب اعادهی نماز ظهر یا وجوب قضای نماز صبح، بنا بر انکار جریان برائت عقلیه در شبهات موضوعیه این علم اجمالی منجز است زیرا تمام اصول شرعیه در اطراف تعارض میکنند چون برائت از وجوب قضای نماز صبح یا قاعدهی حیلوله -این قاعده مستفاد از صحیحه فضلاء است که مفاد آن عدم اعتنای به شک در فوت فریضه، بعد از وقت است[1]- با قاعدهی فراغ و تجاوز از نماز ظهر -چون اصل وجود آن معلوم و شک در صحت آن است- معارض است و همه تساقط میکنند و باید به حکم عقل رجوع شود که آن بنا بر این فرض -یعنی انکار جریان برائت عقلیه- لزوم احتیاط است. ولی بنا بر قول به جریان برائت عقلیه در این موارد گفته میشود یک طرف این علم اجمالی یعنی نماز ظهر منجز تفصیلی دارد زیرا مقتضای قاعدهی اشتغال در موارد شک در امتثال نماز ظهر در وقت آن احتیاط و اعادهی آن است و در طرف دیگر که شک در اصل وجوب قضاء است برائت عقلیه جاری میشود زیرا قضاء به امر جدید است.
بر اساس جلسه ۹۰
۱۴ بهمن ۱۴۰۳
«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: مَتَى اسْتَيْقَنْتَ أَوْ شَكَكْتَ فِي وَقْتِ فَرِيضَةٍ أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّهَا أَوْ فِي وَقْتِ فَوْتِهَا أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّهَا صَلَّيْتَهَا وَ إِنْ شَكَكْتَ بَعْدَ مَا خَرَجَ وَقْتُ الْفَوْتِ وَ قَدْ دَخَلَ حَائِلٌ فَلَا إِعَادَةَ عَلَيْكَ مِنْ شَكٍّ حَتَّى تَسْتَيْقِنَ فَإِنِ اسْتَيْقَنْتَ فَعَلَيْكَ أَنْ تُصَلِّيَهَا فِي أَيِّ حَالَةٍ كُنْتَ»: وسایل الشیعه، ج ۴, ص ۳۸۲ ↩︎