محقق بروجردی مطلبی فرموده است که گرچه خودشان آن را نکته ای لطیف دانسته اند اما مرحوم آیت الله فاضل معتقد است این مطلب حاوی شبهه ای است که اگر آن را حّل نکنیم، سدّی در استنباطات فقهی ایجاد خواهد کرد. آقای بروجردی میفرماید اگر امر از متکّلم به عنوان اینکه مولاست صادر شود، موضوع برای حکم عقلاء به وجوب درست میکند .اما اگر امر از او به عنوان مقام مولویت صادر نشود حکم آن متفاوت خواهد بود .از اینجا روشن میشود که اوامر و نواهی صادر شده از پیامبر و ائمه معصومین (علیهم السلام )بر دو قسم است: یک قسم از اوامر و نواهی ایشان به عنوان مولویت از آنها صادر شده است، مثل اوامری که پیامبر در جنگ میفرمودند یا مثل قضیهی سمرة بن جندب که پیامبر امر کردند بنا بر این قول که حکم پیامبر در این قضیه حکومتی و درخت را از جا دربیاورند ولایی بوده است .حتی اوامر شخصِی پیامبر به عبیدشان نیز عنوان مولویت دارند .لکن امثال این اوامر و نواهی در سنت بسیار نادرند.
قسم دوم هم اوامری که پیامبر و ائمه (علیهم السلام )از جانب خدا نقل و حکایت کردهاند، مثل اینکه فرموده اند خدا به اقامه ی صلاة امر کرده است. در امثال این أقیموا الصلاةبا عبارت اوامر معنا ندارد که گفته شود معصومین (علیهم السلام )اعمال مولویت کرده اند، بلکه این موارد ارشاد به حکم خداست. در اوامر و نواهی از قسم دوم نمیتوان ظهور اولی در وجوب و حرمت را استفاده کرد، بلکه باید ببینیم آیا مرشٌد إلیه ظهور در وجوب و حرمت دارد یا استحباب و کراهت. در جایی که پیامبر به عنوان مبلّغ احکام خدا صیغهی امر را به کار برده است دیگر اعمال مولویت نکرده است، بلکه کلام ایشان ارشاد به حکم خداست و در این موارد باید ببینیم آیا خداوند طلب وجوبی دارد یا طلب استحبابی و نمیتوانیم این صیغهی امر را ظاهر در وجوب بدانیم. اکثر اوامر و نواهی صادره از نبی و معصومین (علیهم السلام )از همین قسماند که ایشان از حکم خدا اخبار میکنند .این اوامر دیگر مولوی نیستند، بلکه ارشادی و تابع حکم مرشدٌ إلیه میباشند
درس خارج اصول. تاریخ 3 مهر ماه 1403