چگونه ممکن است به یک روایت صحیح السند، عمل نشود!

به نام خدا

یکی از مطالبی که در بررسی استنباط های فقهی با آن مواجه می شویم، عمل نکردن فقها به بعضی روایات است که در ظاهر، سند و دلالت آنها مشکلی ندارد.

عناوین و عوارض مختلفی ممکن است مانع از عمل به ظاهر یک روایت صحیح السند بشود.

در اینجا با ملاک قرار دادن یک روایت صحیح السند که مورد اعراض مشهور فقها می باشد، به بیان برخی از عوامل ترک روایت صحیح السند می پردازیم.

روایت مورد نظر، روایت محمد بن مرازم است که به سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل نموده است:

أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُرَازِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَال إِذَا تَطَوَّقَ‏ الْهِلَالُ فَهُوَ لِلَيْلَتَيْنِ وَ إِذَا رَأَيْتَ ظِلَّ رَأْسِكَ فِيهِ فَهُوَ لِثَلَاثِ لَيَالٍ. (کلینی، کافی (انتشارات اسلامیه)، ج4، ص78)

ترجمه: از امام صادق عليه السّلام كه فرمود: «وقتى كه هلال به صورت طوق دار درآيد، پس آن، ماه دوشبه است، و چون سایه ی سرت را در آن ببينى، پس آن ماه سه شبه است»

سند و آدرس این روایت در کتب اربعه را اینجا ببینید.

این روایت مورد اعراض مشهور اصحاب است و کمتر کسی طبق آن فتوا داده است.
در ادامه، به بررسی دلایل عدم عمل به یک روایت صحیح می پردازیم…

عدم مقتضی یا وجود مانع

آنچه سبب می شود که یک روایت تام السند و ظاهر الدلاله از حجیت بیفتد، یا به خاطر عدم تمامیت مقتضی در حجیت این خبر واحد ثقه است و یا به خاطر مانع از تاثیر حجیت خیر واحد ثقه می باشد.

مواردی که خواهد آمد، علی القاعده در یکی از این دو دسته گنجانده می شوند.

عدم حجیت خبر واحد

بعضی از فقها، خبر واحد را -هرچند سند آن صحیح باشد- حجت نمی دانند.
شیخ مفید و سید مرتضی و قاضی ابن براج و طبرسی و ابن ادریس چنین نظری دارند. (سبحانی، الموجز فی اصول الفقه، ص162)

ظاهرا اشکال ایشان، به سبب عدم مقتضی است نه اینکه مانعی از حجیت باشد.

اعراض مشهور

مشهور فقهاى اماميه اعتقاد دارند اعراض‏ مشهور از عمل به روايتى، موجب ضعف روايت صحيح مى‏ گردد. (خویی، مصباح الاصول، ج2، ص143) و ([url=lib.eshia.ir/13082/2/138/القوم]قمی، آراؤنا في أصول الفقه، ج‏2، ص138)
البته برخی از فقها، این مطلب را نپذیرفته اند و بعضی هم برای آن شرایطی قرار داده اند.

شاذ نبودن

بعضی شرط عمل به روایت ثقه را شاذ نبودن آن قرار داده اند.
شاذ نبودن در نظر ایشان، به معنی نقل متعدد روایت و شهرت در نقل است. پس اگر فقط قلیلی آن را نقل کرده باشند، شاذ است و قابل عمل نیست. (این مطلب در ادوار علم الفقه و اطواره آمده است ولی قائل اصلی آن را نیافتیم) (علی کاشف الغطاء، ادوار علم الفقه و اطواره، ص92)
البته بعضی، شاذ بودن را به معنی عدم عمل به روایت گرفته اند که همان اعراض مشهور است که در قسمت قبل گذشت.

کاش علت را از ریشه شروع می کردید
مثلا می فرمودید چگونه یک حدیث صحیح السند شاذ می شود؟
گیرم این روایت مشهور نباشد. عامل شاذ بودن مثلا اشتباهات رخ داده توسط روات است. آیا درباره صحیح السند می توان چنین گفت؟
درباره عدم حجیت خبر واحد آنگونه که مشهور است درباره مرتضی و مفید درست نمی نَماید.