پاسخ به اشکال آقاضیاء درباره عدم احاطه عقل بر مقتضی

اشکال: اگر در مرحله إنشاء و إجراء، ممکن است مانعی باشد که عقل درک نکند (خصوصاً در عقاب که تجسم خروج از عبودیت است و عبد اطلاعی از آن ندارد)، و لذا نیاز به احراز عدم ردع شارع داریم، چرا همین مطلب را در مرحله مقتضی نمی‌گویید؟

استدلال اشکال:

  1. مقتضی مربوط به تکوین است، اما آیا عقل به تکوین احاطه دارد؟
  2. مصالح و مفاسد محدود به دنیا نیست (تا قبل از بهشت و جهنم برزخی ادامه دارد)
  3. مثال: نگه‌داری ادرار
    • مفسده دنیوی دارد
    • مفسده شب اول قبر دارد (غیر از عقاب)
    • در حالی که حرام هم نیست
  4. عقل مصالح و مفاسد تا زمان مرگ را درک می‌کند، اما از مرگ تا برزخ را نمی‌تواند درک کند
  5. حتی در دنیا هم عقل همه مصالح و مفاسد را نمی‌شناسد (آیه ۲۱۶ بقره)

نتیجه اشکال: اشکال مرحوم آقاضیاء به نائینی (لزوم احراز عدم مانع در إنشاء و فعلیت) به خود مرحوم آقاضیاء در مرحله مقتضی وارد است ⟵ عقل مقتضی را ندارد ⟵ حرف اخباریین اثبات می‌شود!

:balance_scale: پاسخ به اشکال با استناد به روایات حجیت عقل

اشکال مضاعف: اگر عدم احاطه عقل را تا مرحله اقتضاء ببریم، عملاً عقل چگونه حجت می‌شود؟

:brain: تحلیل صحیح: مراتب شناخت عقلی

گزاره‌های خطاناپذیر عقلی:

در مواردی که این فرایند در استدلال عقلی طی می شود از عقل عملی ⟵ نظری ⟵ بدیهی ⟵ علم حضوری که نهایتا به علم حضوری می رسیم حکم عقل چون به علم حضوری می رسد خطا ناپذیر است.
مثال: استحاله اجتماع نقیضین که به ذات اجتماع نقیضین و علم حضوری بازمی‌گردد، بنابراین صدق پیشینی و تحلیلی دارد و محدود به این دنیا هم نیست، تا اینکه شما اشکال کنید که عقل احاطه ندارد.

گزاره‌های قابل خطا عقلی:

البته در برخی موارد که حکم عقل به علم حضوری نمی رسد مانند إسکار برای شرب خمر در اینجا حکم عقل امر پسینی است که با علم حضوری درک نمی‌شود بنابراین هم امکان خطا دارد و هم ممکن است در عالم دیگر مصداق تغییر کند.

بنابراین برای جواب صحیح به این شبهه باید بین حکم عقلی که به علم حضوری می رسد و حکم عقلی که به علم حضوری نمی رسد یعنی بین حکم عقل پیشینی و پسینی تفاوت گذاشت که در اولی عقل در مرحله اقتضا حتما احاطه دارد و در دومی ندارد.

:key: نمونه هایی از گزاره‌های قطعی مذکور و محدوده آنها

در فقه:

  • حق عبودیت عبد و حق مولویت مولی
  • حسن رعایت عبودیت و قبح ترک آن به ذاتش بازمی‌گردد
  • مقتضای عدل: عبد مطیع مستحق پاداش است
  • مقتضای ظلم: عبد عاصی مستحق مجازات است

ویژگی:

  • صدق این گزاره‌ها تحلیلی و پیشینی است
  • حتی با تغییر ظرف عالم تغییر نمی‌کند
  • عقل به یقین بالمعنی الأخص می‌تواند درباره‌شان حکم کند

:receipt: جمع‌بندی

  1. اشکال بر احاطه عقل بر مقتضی، با تمایز میان گزاره‌های تحلیلی پیشینی و گزاره‌های پسینی پاسخ داده می‌شود.
  2. گزاره‌های بنیادین (مانند حقوق عبودیت و مولویت) ذاتاً قطعی‌اند و عقل به آنها احاطه دارد.
  3. روایات حجیت عقل بلا فرد نمی‌ماند، زیرا عقل در محدوده‌ای معین (گرچه محدود) خطاناپذیر است.
  4. این تحلیل، حجیت عقل در مرحله اقتضاء را حفظ می‌کند، بدون آنکه دچار اشکال اخباریین شویم.

:books: بر اساس جلسه ۷۷
:date: ۴ بهمن ماه ۱۴۰۴