وجوه سه‌گانه تقدم استصحاب بر برائت

بسم الله الرحمن الرحیم
وجوه سه‌گانه برای تقدم استصحاب بر برائت
وجه تقدم استصحاب بر اصل برائت در پایان بحث استصحاب بیان می‌شود که عمدتا سه وجه برای آن ذکر شده است:
وجه اول:
جمعی از بزرگان از جمله مرحوم نایینی و خویی فرموده‌اند: استصحاب تعبد به علم است و با تعبد به علم به عدم تذکیه این حیوان شک که موضوع برائت است رفع می‌شود، لذا استصحاب بر دلیل برائت حاکم است. ‌ند
وجه دوم
محقق عراقی فرموده‌اند: مفاد استصحاب ترتیب آثار علم است. یعنی بنای بر حرمت حیوان مشکوک التذکیه گذاشته شود و دلیل استصحاب که دلالت بر ترتب آثار علم دارد ناظر به عدم جریان آثار شک و عدم جریان حدیث رفع است (عدم جریان برائت از آثار یقین به تکلیف است).
وجه سوم
دلیل استصحاب عرفا آبی از تخصیص به مواردی که برائت جاری نباشد، است. «وَ لَا يَنْقُضِ الْيَقِينَ‏ بِالشَّك‏» معنای تقدم برائت بر استصحاب این است که در مواردی که مقتضای حالت سابقه حرمت یا نجاست است اصل برائت و قاعده‌ی حل و قاعده‌ی طهارت جاری می‌شود و آن مقدم می‌شود و حالت سابقه نقض می‌شود. در مواردی که مقتضای حالت سابقه حلیت است علاوه بر این استصحاب که مقتضای آن حلیت است برائت نیز جاری می‌شود. در این صورت تأکید بر حالت سابقه و وجود و عدم وجود آن تأثیری ندارد زیرا در هر حال اصل برائت جاری می‌شود.
و این مستلزم این است که «لاتنقض الیقین بالشک ابدا» عرفا لغو باشد لذا دلیل استصحاب اباء از این مطلب دارد که دلیل برائت بر آن مقدم شود و عرفا تأکید بر این که بنای بر حالت سابق گذاشته شود، لغو می‌شود.
در شبهات موضوعیه نیز همین بیان می‌آید اگر استصحاب عدم تذکیه بر اصالة الحل و اصالة البرائة مقدم نباشد، تأکید بر بقای حالت سابقه اثر نخواهد داشت.
بنابراین با این بیان دلیل استصحاب نسبت به قاعده‌ی حل و قاعده‌ی طهارت و برائت کالاخص خواهد بود.
و تقدم آن بر برائت عقلیه و عقلائیه واضح است زیرا استصحاب موضوعی ورود بر برائت عقلیه و عقلائیه دارد چون موضوع آن دو عدم البیان است و استصحاب عدم تذکیه صلاحیت دارد که بیان بر تکلیف باشد.

نایینی محمدحسین. فوائد الاُصول (النائیني). ج 4، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1376، ص 680؛ نایینی محمدحسین. أجود التقریرات. ج 2، کتابفروشی مصطفوی، ص 494.
خوئی ابوالقاسم. مصباح الأصول. ج 3، مکتبة الداوري، 1422، ص 253.
نهایة الافکار، عراقی، ضیاء الدین، ج4، ق2، ص108-110.
وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج8، ص216، ح3.