نقد و بررسی اصل لفظی در حلیت لحم

بسم الله الرحمن الرحیم
نقد و بررسی اصل لفظی در حلیت لحم
در وجود عمومات دال بر حل اختلاف است. بعضی ادعا می‌کنند که عمومات دال بر حلیت لحم وجود دارد مثل آیه‌ی «قُلْ لا أَجِدُ في‏ ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحيمٌ» و صحیحه محمد بن مسلم و در موارد شک در حلیت یک حیوان مثل خرگوش به این عمومات رجوع می‌شود.
مناقشۀ آیت‌الله سیستانی در عمومات حل
در مقابل آیت الله سیستانی حفظه الله فرموده‌اند: عمومات حل وجود ندارد. آیه‌ی «قُلْ لا أَجِدُ في‏ ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحيمٌ»ربطی به عمومات حل ندارد. در آیات قبل از مشرکین نقل می‌کند که آن‌ها بعضی طیبات را بر خود حرام کردند و خداوند متعال می‌گوید: چرا بر من افترا می‌بندید چیزی را که من حرا نکردم شما حرام می‌کنید. بعد این آیه بیان شده است و مفاد آن این است که «در آن چه که به من وحی شده است محرمی نمی‌بینم مگر یک سری امور که از خبائث هستند ولی شما آن‌ها را حلال می‌دانید.» یعنی آن‌ها خبائثی را که حرام هستند مثل خمر، خنزیر و میته حلال کرده بودند و طیباتی که حلال بودند را حرام کرده بودند. خبائث که حرام هستند لذا در این آیه «کلب» بیان نشده است و اگر آیه قضیه‌ی حقیقیه و ناظر به تمام امت بود و قضیه‌ی خارجیه و مختص به رد مشترکین از افترای آن‌ها بر خداوند متعال نبود کلب را نیز باید بیان می‌کرد زیرا ولو مردم زمان جاهلیت گوشت سگ نمی‌خوردند ولی امثال چین و کره گوشت سگ می‌خوردند.
بنابراین آیه ناظر به آن چیزی که اکل آن بین مردم زمان جاهلیت متعارف نبود، نیست لذا «کلب» را بیان نکرد. و ناظر به طیبات نیز نبود مثل ارنب که با وجود این که حرام شرعی است ولی طیب عرفی است فقط خبائثی که اکل آن‌ها برای مردم زمان جاهلیت متعارف بود را بیان کرده است و آن‌ها را توبیخ می‌کند که این خبائث را حلال کردید ولی طیباتی که خداوند متعال حلال کرده است، .را حرام کردید. لذا آیه دلیل برعموم حل نیست.
روایت مذکور نیز باید به سبب موافقت با عامه که خیلی در حلیت گوشت توسعه دارند وخیلی از امور را حلال می‌دانند، حمل بر تقیه و طرح شود یا توجیه شود و توجیه آن این است که «حرام» غیر از «منهی عنه» است «حرام» آن چیزی است که در کتاب و سنت قطعیه حرام بودن ان ثابت شده باشد ولی منهی عنه اعم است. بنابراین مرجع فقط اصالة الحل است.
وجه دوم: روایت انما الحرام ما حرم الله فی القرآن
اما روایات دال بر «انما الحرام ما حرم الله فی القرآن» همان‌طور که آیت الله سیستانی حفظه الله بیان کردند باید حمل بر تقیه شود زیرا حرمت بسیاری از طعام‌ها و شراب‌ها مثل غیر خمر از مسکرات، ماهی که فلس ندارد، گوشت درندگان، گوشت مسوخ، حشرات در قرآن بیان نشده است و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن‌ها را حرام کرده است. این تعبیر «لیس الحرام الا ما حرم الله فی القرآن» قول عامه است لذا این روایات موافق عامه هستند.
البته عامه قائل به حرمت کلب نیستند ولی بسیاری از چیزهایی که ما حرام می‌دانیم را حرام نمی‌دانند.
شیخ طوسی نسبت به «لیس الحرام الا ما حرم الله فی القرآن» فرموده‌اند: «قَوْلُهُ ع لَيْسَ الْحَرَامُ إِلَّا مَا حَرَّمَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ الْمَعْنَى فِيهِ أَنَّهُ لَيْسَ الْحَرَامُ الْمَخْصُوصُ الْمُغَلَّظُ الشَّدِيدُ الْحَظْرِ إِلَّا مَا ذَكَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى فِي الْقُرْآنِ وَ إِنْ كَانَ فِيمَا عَدَاهُ أَيْضاً مُحَرَّمَاتٌ كَثِيرَةٌ إِلَّا أَنَّهُ دُونَهُ فِي التَّغْلِيظِ» یعنی مراد از این روایت حرام غلیظ شدید است.
ولی این حمل عرفی نیست.
بنابراین عمومی که از آن «کل لحم حلال الا ما خرج بالدلیل» استفاده شود، وجود ندارد لذا باید به اصالة الحل رجوع شود. البته چون به نظر ما حدیث حل «کل شیء لک حلال» مختص به شبهات موضوعیه است در شبهات حکمیه به «رفع ما لایلعمون» رجوع می‌شود و آن دلیل بر حلیت لحم مشکوک الحرمة خواهد بود.
آیه‌ی «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» نیز دلیل بر حلیت نیست. جواز اکل و شرب جمیع ما فی الارض به طور مطلق، از آن استفاده نمی‌شود.

الانعام:145.
همان.
تهذیب الاحکام (تحقیق خراسان)، محمد کاظم بن حسین، ج9، ص42، ح176. «لَيْسَ الْحَرَامُ إِلَّا مَا حَرَّمَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ»
همان.
همان،ج17، ص87، ح1.
الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی، ج1، ص59، ح132.
البقرة:29.