نقد مرحوم آقاضیاء بر مرحوم نائینی در باب حجیت عقل و نقل

مرحوم آقاضیاء الدین عراقی در ادامه مباحث خود، به دیدگاه مرحوم نائینی در پاسخ به اخباریین اشاره می‌کنند. نائینی (قدّس سرّه) با استناد به «روایات حجیت عقل» استدلال می‌کرد که این روایات، کار استدلال را تمام می‌کنند و اگر حسن یا قبح عقلی ثابت شد، وجوب یا حرمت شرعی هم ثابت می شود.

نقد آقاضیاء: این استدلال ناقص است. روایات حجیت عقل نمی‌گویند نقل را بررسی نکن. همان‌طور که روایات حجیت نقل نمی‌گویند عقل را کنار بگذار، و روایات حجیت قرآن نمی‌گویند روایات را کنار بگذار. همه را باید دید.

:balance_scale: تبیین نسبت عقل قطعی و شرع

اصل کلیدی: اگر عقل قطعی حکمی کرد و شما احراز کردید که شارع، مانعی از إنشاء یا فعلیت آن حکم دارد، نمی‌توانید (بر اساس عقل تنها) فتوا دهید. این منافاتی با ادله حجیت عقل ندارد.

  • شرط حجیت عقل (رسول باطنی): عقل زمانی کار را تمام می‌کند که شما احراز کنید شارع، مانعی در مقام إنشاء یا فعلیت نسبت به حکم عقل نداشته است.
  • شرط حجیت نقل (حجت ظاهری): کتب و سنت نیز زمانی کار را تمام می‌کنند که شما احراز کنید عقل قطعی (به عنوان مخصص لبی) در مرحله إنشاء یا فعلیت در مقابل آن نبوده است.

نتیجه: اگر در جایی فقط به عقل استناد کنید، اما احتمال دهید که شارع در إنشاء یا فعلیت، به حکم عقل اتکال نکرده و مانعی دیده است، در آنجا عقل رسول باطنی تمام‌کننده کار نیست.


:red_question_mark: پاسخ به یک شبهه: عقل عملی و حکم به وجوب و حرمت

سؤال: وقتی حسن و قبح عقلی درک می‌شود، آیا عقل عملی حکم به وجوب و حرمت نمی‌کند؟

پاسخ استاد: عقل عملی وقتی حسن و قبح را درک می‌کند، در حد حکم اخلاقی است. اما وظیفه ما در فقه، فراتر از حسن و قبح صرف است و در مرحله بعد قرار دارد.

  • در برخی موارد، اخلاق تا حسن و قبح پیش می‌رود، اما وقتی به مقام إنشاء و فعلیت در فقه و حقوق می‌رسیم، ممکن است تزاحم ایجاد شود.
  • ما گزاره اخلاقی را رد نمی‌کنیم و حسن و قبح سر جای خود هست، اما در مقام تزاحم، طبق فقه و قانون عمل می‌کنیم.

:magnifying_glass_tilted_right: چرا عقل به تنهایی نمی‌تواند وجوب یا حرمت شرعی را اثبات کند؟

عقل نمی‌تواند چنین حکمی کند، زیرا ملزمه یا غیر ملزمه بودن (که در وجوب و حرمت فقهی مطرح است) به معنای مصلحت شدید یا ضعیف صرف نیست.

  • مصلحت ملزمه در فقه آن است که تجسم عینی آن عقاب (در آخرت) باشد.
  • عقل چون از جهان آخرت و تجسم عینی عمل خبر ندارد، نمی‌تواند در این مورد حکم دهد.

تأکید بر مقتضی بودن حسن: البته که حُسن، مقتضی عمل است، چنان‌که در نهج‌البلاغه آمده: «فَإِنَّهُ لَمْ یأْمُرْک إِلَّا بِحَسَنٍ‏ وَ لَمْ ینْهَک إِلَّا عَنْ قَبِیحٍ.»[1]
اما این‌طور نیست که هر چه حسن شد، واجب هم باشد. عقل صرفاً تا حسن و قبح پیش می‌رود و برای حکم به وجوب و حرمت (إنشاء شرعی)، باید احراز عدم مانع کرد.

:pushpin: مثال‌های عینی

  1. زیارت امام حسین (ع): مصلحت شدیده دارد و قطعاً مصلحت آن از بسیاری واجبات بالاتر است، اما مستحب است.
  2. سلام کردن در مقابل جواب سلام: مصلحت سلام کردن (به عنوان عمل ابتدایی) از جواب دادن بیشتر است، اما در فقه، جواب سلام واجب می‌شود، اما خود سلام مستحب است.

نتیجه نهایی بحث: حجیت کامل عقل در استنباط احکام، مشروط به احراز عدم تعارض با ادله نقلی در مراحل إنشاء و فعلیت است. عقل در حوزه حسن و قبح ذاتی حکم می‌کند، اما عبور از این مرحله به احکام ملزمه شرعی (وجوب و حرمت) نیازمند ملاحظه کامل ادله و عدم منع از سوی شارع است.

:books: بر اساس جلسه ۷۴
:date: ۲۹ دی ماه ۱۴۰۴


  1. خطبه ۱۶۷ ↩︎