نقد مبنای نفی وجود تقیه در دوره امام رضا (ع) بر اساس سلوک عملی آن حضرت

:shield: وجود تقیه در دوران امام رضا (ع): پاسخی به مبنای عدم وجود تقیه

برخی، تقیه را در زمان امام رضا (ع) قبول ندارند و به همین خاطر هم روایت بزنطی دال بر اجتناب از مخالف عامه را دال بر مطلق مطلوبیت مخالفت عامه می‌دانند. ما این را قبول نداریم؛ چون همه ائمه (ع) در ظرف تقیه زندگی می‌کردند. حتی خود امام صادق (ع) هم در ظرف تقیه بودند اما نحوه تقیه متفاوت است.


:loudspeaker: امکان ابراز امامت در بستر تقیه

این درست است که امام رضا (ع) در مورد امامت خود تقیه نمی‌کردند و ابراز امامت می‌کردند اما تقیه چند لایه دارد. آن چه که حکومت آن را به عنوان تقابل با خود ببیند تقیه می‌آورد. حال اگر امامت را در تقابل خود ببیند، ابراز آن تقیه است اما اگر امامت را در تقابل با خود نبیند، دیگر ابراز امامت به معنای عدم تقیه نیست. اتفاقا در بسیاری از دوره‌ها، صرف ابراز امامت را تقابل نمی‌دیدند. مثلا در قضیه بنی العباس، تقابل‌هایی که اتفاق افتاد از طرف خود ائمه نبود بلکه سادات مانند محمد بن عبدالله نفس زکیه یا برادرش ابراهیم یا یحیی بن زید با حکومت مقابله کردند. آل عباس چون از اول ادعای «الرضا من آل محمد» کرده بودند و از طرف دیگر هم مأمون تظاهر به پذیرش امامت ایشان کرد، این که امام رضا (ع) خود را به عنوان امام معرفی کردند، تقابل با حکومت نبود.


نمونه‌ای از تقیه امام رضا (ع) در عمل

تقیه امام رضا (ع) این بود که هشام بن ابراهیم عباسی را امام رضا (ع) اگر چه لعنش می‌کردند اما باید او را به عنوان رئیس دفتر خود نگه می‌داشتند. وقتی امام رضا (ع) به مرو آمدند مأمون از هشام بن ابراهیم دعوت کرد که معلم فرزندانش بشود و او کم کم وارد دم و دستگاه مأمون و تبدیل به جاسوس شد اما تا آخر کنار ایشان بود:

[!quote] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ عَنْ عَلِی بْنِ الرَّیانِ عَنْ یونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ الْخُرَاسَانِی ع وَ قُلْتُ إِنَّ الْعَبَّاسِی ذَکرَ أَنَّک تُرَخِّصُ فِی الْغِنَاءِ فَقَالَ کذَبَ‏ الزِّنْدِیقُ‏ مَا هَکذَا قُلْتُ لَهُ سَأَلَنِی عَنِ الْغِنَاءِ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ رَجُلًا أَتَى أَبَا جَعْفَرٍ ع فَسَأَلَهُ عَنِ الْغِنَاءِ فَقَالَ یا فُلَانُ إِذَا مَیّزَ اللَّهُ بَینَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ فَأَنَّى یکونُ الْغِنَاءُ فَقَالَ مَعَ الْبَاطِلِ فَقَالَ قَدْ حَکمْتَ.[1]

امام در مورد او تعبیر زندیق و کذب را به کار می‌برند اما تا آخر، حساب و کتاب تشکیلات ایشان با اوست. این تقیه است چون کنار زدن او، تقابل با حکومت است. اصلا سیاست، عنصر ثابت ندارد و این گونه نیست که اگر یک امام بتواند امامت خود را ابراز کند، تقیه صادق نباشد. پس این گونه نیست که تقیه در دوره امام رضا (ع) برطرف شد تا بگویید این روایت اعم از ظرف تقیه است. تقیه در همه دوران‌ها هست اما شکل آن فرق می‌کند چون عناصری که تفسیر به مخالفت با حکومت می‌شوند، متفاوت است.


:books: جلسه ۱۱۷ مورخ ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ (98.3 کیلوبایت)


  1. الکافی جلد ۶ صفحه ۴۳۵ ↩︎

1 پسندیده