نقد مبنای شهید صدر در اصاله التطابق

پیش فرض مبنای شهید صدر و اشکال آن

اگر کسی بگوید أکرم الفقیه و دیگری بگوید أکرم النحوی، شما می گویید موضوع در خطاب اول، فقیه بوده پس وجوب اکرام در عالم ثبوت باید بروی فقیه برود کما این که در خطاب دوم موضوع باید نحوی باشد. اما چون هر دو آنها نمی تواند بشود، لذا باید حمل کنیم و بگوییم فقیه نحوی یا نحوی فقیه.

سیستم شهید صدر، یک پیش فرض دارد و آن این که وقتی چیزی در خطاب مولی موضوع قرار گرفت، یعنی آن امر موضوع است ولو بلغ ما بلغ. حال اگر خطاب دومی بیاید که موضوع دیگری بیان کند، می فرمایند در صورت وحدت حکم، نمی شود چنین چیزی و باید حمل مطلق بر مقید کرد.

نقد: خطاب‌های شارع عمدتا حیثی هستند نه تام :puzzle_piece:

در حالیکه در واقع، اکثر خطاب های شارع حیثی و ناقص هستند نه تام. لذا در مقام بیان حیثیت دیگر نیستند. یعنی حیثیت نحوی یک طبیعت اکرام و حیثیت فقیه نیز یک طبیعت اکرام دارد. حال اگر کسی زحمت کشید و فقیه نحوی شد، اکرام دو مصلحت دارد.

پیامد حیثی بودن خطاب‌ها برای أصالة التطابق :link:

پس چون خطاب های شارع حیثی هستند، أصالة التطابق مشکلی از ما حل نمی کند. کسی که خطاب حیثی را بپذیرد، عملا نمی تواند وحدت حکم را احراز کند و تخصیص و تقیید ها را با أصالة التطابق توضیح بدهد. بله، اگر خطاب های شارع تام بود، اصل تطابق جاری می شود.

مقایسه رویکرد عوام با شارع

مثلا در عوام، وقتی کسی چیزی را موضوع خطابش قرار می دهد، هدفی دارد لذا اصل عقلائی این است که در مقام ثبوت و واقع هم همین مطلب موضوع خطابش بوده لذا اگر در جای دیگری، چیز دیگری را گفت، می گوییم اگر وحدت حکم را احراز کردم، موضوع را تضییق می کنم. اما اگر وحدت حکم احراز نشد، حمل بر افضل افراد می کنم.

اما نسبت به شارع، دأبش بر حیثی سخن گفتن است لذا احراز وحدت حکم نمی شود.

راهکار: سیستم اظهر و ظاهر و دأب شارع بر تدریج :chart_increasing:

اما سیستم اظهر ظاهر اینجا هم جواب میدهد به ویژه با آن نکته ظاهر حال که دأب شارع بر تدریجیت بیان احکام است. خطاب های شارع اگر چه حیثی است اما بالأخره این دو دلیل در این حیطه با هم تقابل دارند لذا اظهر ظاهر می کنیم.

نقد نقضی بر مبنای شهید صدر

به عبارت دیگر:

پاسخ نقضی: شما دو خطاب در مقام اثبات بیاورید در فرض وحدت حکم مانند دو لقب: أکرم العالمأکرم الفقیه. مبنای شما اقتضا می کند اینجا هم تقیید بزنید در حالیکه نمی شود.

پاسخ حلی: تاکید بر ماهیت حیثی خطاب و فرمول اظهر و ظاهر :white_check_mark::light_bulb:

پاسخ حلی: خطاب های شارع عمدتا حیثی و ناقص هستند یعنی از یک حیثیت بحث می کند و به حیثیت های دیگر کار ندارند. پس این که موضوع یک دلیل با دلیل دیگر متفاوت بود، ربطی به این ندارد که در واقع هم یکی باشد. شما باید حیثی برخورد کنید که اگر در حیثیت مقوم من وجه با هم تعارض کردند، باید فرمول اظهر ظاهر آورد.

نکته پس از کلاس: تدریجیت بیان و عدم جریان أصالة التطابق :spiral_calendar:

پس از کلاس فرمودند: چون دأب شارع بر تدریجیت بیان مطالب است، لذا تا در مقام اثبات یک موضوعی را دیدیم، نمی توانیم قائل بشویم به أصالة التطابق بین الثبوت و الإثبات.

دومین مبنی در جمع های عرفی پس از ظهور، تطابق مقام ثبوت و اثبات ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ (94.7 کیلوبایت)