در تبیین معنای اصطلاحی «اطراد»، دو تعریف متمایز قابل طرح و بررسی است:
تعاریف دوگانه «اطراد»
تعریف اول: اطراد بهمثابه شیوع و ناظر به نوعِ علاقه
این تعریف، اطراد را معادل شیوع و رایجبودن استعمال میداند. اهمیت این تعریف ناظر به نوعِ علاقه (یا همان جهت مشترک) در مقام استعمال است.
مقصود آن است که در هنگام بهکاربردن لفظ، صرفاً یک جهت واحد از معنای حقیقی مدّ نظر قرار گیرد.
مثال: در اطلاق لفظ «أسد» بر «رجل شجاع»، تنها خصوصیت شجاعت لحاظ شده است و سایر ویژگیهای شیر (مانند شکل ظاهری، ماهیت حیوانی و غیره) در قصد استعمال دخیل نیستند.
تعریف دوم: اطراد بهمثابه امکان استعمال فراگیر (شمول فردی)
این تعریف، اطراد را به معنای قابلیت استعمال لفظ در افراد مختلف میداند؛ به نحوی که این استعمال، محدود به مورد یا مصداقی خاص نباشد.
مثال: هرگز بر «نملهی شجاع» (مورچهی شجاع) لفظ «أسد» اطلاق نمیشود، زیرا استعمال آن در جمیع افراد شجاع (از جمله مورچه) ممکن نیست و محدودیت استعمال وجود دارد.
تحلیل و انتخاب تعریف صحیح
تعریف صحیح و دقیق، همان تعریف اول است که ناظر به وحدت علاقه در استعمال است.
آنچه در بحث اطراد اهمیت دارد، حصول اطمینان از این امر است که آیا لفظ در معنای حقیقی خود بهکار رفته است یا خیر. این اطمینان زمانی حاصل میشود که شخص (مصداق) را در تمام حیثیات و خصوصیاتش لحاظ کنیم:
- اگر لفظ در تمام جهات و حیثیات بر مصداق صدق کند، آن استعمال، حقیقی است.
- اگر صدق لفظ صرفاً در یک حیثیت خاص صورت پذیرد و شمول حقیقی نداشته باشد، آن استعمال مجازی خواهد بود.
توضیح مثال: در مورد اطلاق «أسد» بر «رجل شجاع»، باید بررسی کرد که آیا این استعمال در همه حیثیات و اوصاف فرد صحیح است، یا تنها در جهت شجاعت او در میدان نبرد؟ در صورت اختصاص استعمال به همان حیثیت خاص شجاعت، استعمال مجازی است و این همان معنای اطراد (بر اساس تعریف اول) است که نشان میدهد صرفاً یک علاقه مدنظر بوده است.