در بحث موضوعٌله اسماء اجناس، یک مناقشه فکری میان مرحوم آخوند خراسانی و محقق اصفهانی، بر سر تبیین ماهیت مطلقه شکل گرفته است.
دیدگاه آخوند خراسانی: «لابشرط قِسمی» و چالشِ کلیِ عقلی
مرحوم آخوند در کفایة الاصول، ماهیت مطلقه را بi «لابشرط قِسمی» تفسیر میکند. ایشان در تعریف این مفهوم میفرماید:
«و لا الملحوظ معه عدم لحاظ شيء معه الذي هو الماهية اللابشرط القسمي»
این تعریف به این معناست که موضوعٌله اسم جنس، معنایی نیست که «عدم لحاظ هر چیز دیگری» همراه با آن لحاظ شده باشد. با این حال، ایشان بلافاصله پس از طرح این تعریف، بر آن اشکال میکند و آن را رد مینماید. به اعتقاد آخوند خراسانی، چنین ماهیتی یک «کلی عقلی» خواهد بود که جایگاه آن تنها در ذهن است و نمیتواند بر مصادیق خارجی صدق کند.
چرا؟
زیرا شرط صدق و انطباق یک مفهوم بر مصداق خارجی، اتحاد در وجود خارجی است. امری که فقط وجود ذهنی دارد، نمیتواند با یک امر خارجی متحد شود. ایشان در این باره مینویسند:
«فإنه كلي عقلي لا موطن له إلا الذهن لا يكاد يمكن صدقه و انطباقه عليها بداهة أن مناطه الاتحاد بحسب الوجود خارجا فكيف يمكن أن يتحد معها ما لا وجود له إلا ذهنا»
نقد محقق اصفهانی و راهحلِ «ذاتِ معنا»
در برابر این دیدگاه، محقق اصفهانی اشکالی مبنایی مطرح میسازد. ایشان استدلال میکند که اگر صرفِ «لحاظ» یک امر، آن را به یک مفهوم ذهنی محض تبدیل کند (که از عبارت مرحوم آخوند فهمیده میشود)، پس این اشکال باید به ماهیاتِ «بشرط شیء» و «بشرط لا» نیز سرایت کند؛ زیرا «لحاظِ» قید در آن دو قسم نیز مفروض است. در نتیجه، هیچیک از ماهیات مقیده نیز نباید مصداق خارجی داشته باشند.
محقق اصفهانی برای حل این اشکال، راهکار زیر را ارائه میدهد:
الفاظ برای ذات معانی وضع شدهاند، نه برای معنای مقید به لحاظ و نه برای خودِ لحاظ. به عبارت دیگر، «لحاظ» و سایر اعتبارات ذهنی، جزئی از معنای موضوعٌله نیستند، بلکه صرفاً «مصحِّحاتِ ترتب حکم» به شمار میروند، نه مقوّمات ذات معنا. مفاهیم اگرچه در ذهن تحقق مییابند، اما جهت «حکایتگری از خارج» را دارند و این جهت است که در وضع الفاظ اهمیت دارد، نه جهت ذهنی بودنِ آنها.
تمایز دقیق در تفسیر «لابشرط قسمی»
ایشان این مطلب را هم بیان کردهاند که لابشرط قسمی آن چیزی نیست که مرحوم آخوند تصور کرده است. ایشان برای تبیین صحیح، میان دو تفسیر از «لابشرط قسمی» تمایز قائل میشود:
- تفسیر مرحوم آخوند: ماهیتی که «عدم تقیّد» در آن لحاظ شده است (لحاظ عدم اللحاظ).
- تفسیر صحیح: ماهیتی که در آن، قیدی لحاظ نشده است (عدم لحاظ القید).
محقق اصفهانی در کتاب نهایة الدرایة، به این تمایز اشاره کرده و مینویسد:
«و كما أنّ المتقيّد به الماهية - في الماهية بشرط شيء، أو بشرط لا- نفس المعنى المعتبر - لا بما هو معتبر و لا اعتباره - و إلّا كانت الماهية مطلقا ذهنية؛ كذلك اللابشرط القسمي فإنّ قيد الماهية هو عدم لحاظ الكتابة و عدمها، لا لحاظ عدم اللحاظ، فهذه الاعتبارات مصحّحة لموضوعية الموضوع على الوجه المطلوب، لا أنّها مأخوذة فيه، كما مرّ نظيره في مبحث المشتقّ: من أنّ اعتبار الإجمال و التفصيل اعتبار مصحّح للحمل، لا أنه مأخوذ في المحمول.»[1]
بر اساس درس خارج اصول، جلسه ۳
۱۷ شهریور ۱۴۰۴
نهایة الدرایة، ج ۲، ص ۴۹۳ ↩︎