نظر مرحوم امام در حجیت مثبتات امارات و تمسک به اصول لفظی

نظر مرحوم امام خمینی
ایشان می فرمایند نمی شود چیزی اماره (واقع نما) باشد اما لوازم عقلیه آن حجت نباشد. اماره یعنی واقع نما و لوازم عقلیه یعنی لوازم وجود واقعی. اگر این دلیل، اماره و واقع نما است، پس لوازم وجود واقعی هم بار می شود. اما اگر لوازم وجود واقعی بار نمی شود، یعنی این دلیل واقع نما نبوده است. پس این تفکیک مرحوم آخوند صحیح نیست و نمی توان گفت اصول لفظیه مانند أصالة العموم واقع نمایی دارند اما لوازم وجود واقعی بر آنها مترتب نمی شود.
اما نکته مهم این است که آن لازمه باید واقعا لازمه عقلی یا عادی یا شرعی باشد. لازمه این که شارع بگوید با این لباسی که ماء الاستنجاء به آن رسیده می توانی نماز بخوانی، نه لازمه عقلی و نه شرعی و نه عرفی آن طهارت نیست. پس مشکل این مثال های مذکور در محل بحث این است که اینها لازمه نیستند اما اگر لازمه وجود واقعی باشند، نمی شود که لوازم عقلیه و عادیه آنها حجت نباشند.
شما اماره و اصل عملی محرز را چگونه تشخیص می دهید؟ کجا می گویید اماره است و کجا می گویید اصل محرز است؟ در هر دو اینها ظن به واقع است اما اگر شارع آثار وجود واقعی را امضاء کرده باشد، اماره است و إلا اصل عملی محرز است مانند استصحاب.
بنابراین تفکیک شما که اصل لفظی و واقع نمایی را بپذیرید و امضاء آن توسط شارع هم را بپذیرید اما بگویید لوازم وجود واقعی مترتب نمی شود، تناقض است. اگر واقع نمایی باشد، همه لوازم وجود واقعی هم بار باشد. اگر بگویید واقع نما است اما شارع لوازم وجود واقعی را بار نکرد، معلوم می شود اصل عملی محرِز است نه اماره.
اما آن چه در این مثال هست، این است که اجراء اصالة العموم برای اثبات موضوع، لازمه عقلی و عادی نیست. اگر بود، ما قبول می کردیم اما این گونه نیست. یعنی برهانی وجود ندارد که اگر شارع گفت با این لباس می توانید نماز بخوانید، پس پاک است. حتی لازمه شرعی اش هم نیست چرا که ممکن است از باب تفضل باشد. اصلا مبنای مرحوم امام در طهارت و نجاست این بود که بناء شارع بر این است که شما لا أبالی نشوید که مستند به روایت حفص بن غیاث بود.
لذا نتیجه ای که مرحوم آخوند گرفته صحیح است اما استدلالش غلط است.( درس خارج اصول، جلسه 108، 29اردیبهشت1403)