دلالت موثقه سماعه بر توقف، نه تخییر
نظر مختار آن است که موثقه سماعه در زمره اخبار توقف قرار میگیرد؛ نه تخییر در عمل به یکی از آن دو. این دیدگاه بر دو پایه اصلی استوار است: دلالت واژگانی و شرایط عصر حضور.
مبنای استدلال: فحص نامحدود در عصر حضور
اگر آن تحلیلی که عرض کردیم که چون روایت مربوط به زمان حضور است، امکان سؤال از خودِ امام برایشان فراهم است و طبیعتا تا از امام نپرسند، نمی توانند برائت جاری کنند و فحصشان تام نیست، در این دوره باید توقف کنند و نسبت به خصوصیاتی که قابل احتیاط نیست در سعه هستند.
اگر ارتکاز عرفی چنین برداشتی را تأیید کند، سخن مرحوم امام (قده) صحیح است و روایت مذکور در شمار اخبار توقف خواهد بود؛ وگرنه روایت در زمره مجملات باقی میماند.
نظر مختار
از دیدگاه ما، موثقه سماعه جزو اخبار توقف است. آشیخ محمدحسین اصفهانی نیز در نهایة الدرایة فی شرح الکفایة این روایت را در زمره اخبار توقف ذکر کرده است:
«و أما عن السادسة: فبأن حالها حال الثانية، من حيث التقيد بالتمكن من لقاء الامام عليه السّلام، بل كل من يخبره بحكم الواقعة، كنوابه - عليه السّلام - عموما، أو خصوصا، بل سيأتي - إن شاء اللّه تعالى - أنها من أدلة التوقف، لا من أدلة التخيير.»[1]
همچنین مرحوم امام خمینی (قده) تصریح میکنند که موثقه سماعه از اخبار توقف است.[2] ایشان تأکید دارند که بر خلاف سایر روایات تخییر، این روایت مشتمل بر تعبیر «فهو فی سعة» است.
پاسخ به اشکال: معنای «سِعه» در توقف
اشکالی مطرح میشود که اگر حکم توقف است، پس تعبیر سِعَه در روایت چه معنایی دارد؟
پاسخ: از لحظهای که دو خبر متعارض به مکلف برسد و حکم توقف آغاز شود، تا زمانی که دسترسی به امام حاصل شود، هیچیک از دو خبر حجت نیست؛ کما این که ما هم در فقه و اصول می گوییم که وقتی دو خبر متعارض با هم می آیند، شخص نسبت به مختصات هر دو خبر معذور است.
نمونه روشن آن، فرض دوران بین محذورین است: اگر یک روایت امر به فعل و دیگری نهی از آن کند، تا زمانی که حجت معینی در دسترس نیست، مکلف در انجام یا ترک آن معذور خواهد بود. بنابراین، تعبیر سعه در توقف کاملاً موجه است و هیچ تهافتی ندارد.
شاهد از سایر اخبار توقف
این تعبیر در دیگر اخبار توقف نیز به چشم میخورد؛ برای نمونه، در ذیل مقبوله عمر بن حنظله، در فرض تساوی همه مرجحات آمده است:
« قُلْتُ فَإِنْ وَافَقَ حُكَّامُهُمُ الْخَبَرَيْنِ جَمِيعاً قَالَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَأَرْجِهِ حَتَّى تَلْقَى إِمَامَكَ فَإِنَّ الْوُقُوفَ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ خَيْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِي الْهَلَكَاتِ.»[3]
بر اساس جلسه ۹
۲ مهر ۱۴۰۴
نهایة الدرایة فی شرح الکفایة، ج ۶، ص ۳۱۲ ↩︎