شارع می داند در آینده عقلاء شخصیت حقوقی میسازند البته شخصیت حقوقی مثل دولت و حکومت و مسجد و زکات و … در زمان شارع بوده و در فقه هم موجود است اما این شخصیت حقوقی به این معنای جدید در زمان شارع نبوده است( یعنی شخصیتی را اعتبار میکنند که خودش مستقلا مالک می شود و معامله می کند به نحوی که حتی بدهی های او به صاحبان سهام مرتبط نیست و …
در این نوع امور مستجده و مستحدثه بر شارع لازم نیست به عدم اعتبار آنها تذکر بدهد و سکوت از آن دلیل بر اعتبار آنها نیست.
و میتواند در ردع از آن به همان عمومات و اطلاقات مثل استصحاب عدم اعتبار اعتماد کند. وجه آن هم روشن است چرا که این سیره ها اموری نیستند که به یک باره محقق شوند بلکه به صورت تدریجی ایجاد میشوند و گسترش پیدا میکنند و در همان اولین نقطه شکل گیری، آن عام یا اطلاق برای ردع آن کافی است و مثل سیره یا فهم معاصر زمان شارع نیست که در فهم از کلمات شارع موثر باشد.
از اینجا روشن میشود که وجهی که برخی برای اعتبار سیره های مستحدث بیان کرده اند ناتمام است. وجه اعتبار سیره این نیست که چون به نکته عقلایی است و شارع هم رییس عقلاء است پس آن نظر را قبول دارد و گرنه ردع از سیره ممکن نبود.
بلکه وجه اعتبار سیره همین است که سکوت شارع از عدم اعتبار آن به تفویت غرض لزومی منتهی میشود و لذا از سکوت او امضای آن سیره استفاده میشود. پس حجیت سیره عقلاء به نکته عقلایی بودن آن نیست بلکه به نکته عمل خارجی مخاطبان و کشف امضای آن از سکوت شارع است.
برگرفته از خارج ااصول ۲۸ مهر ۱۴۰۴