الف) بررسی اقوال لغویین در معنای ضرر
در مقام تبیین مفاد قاعدهی «لاضرر»، پژوهش در معنای لغوی مادهی «ضرر» ضروری است. در کتب لغت، عمدتاً سه مسلک در تبیین معنای این واژه مشهود است:
۱. ضرر به معنای «نقص»
خلیل در «العین»، ضرر را به «النقص الداخل فی الشیء» معنا کرده است[1]. صاحب «المحیط»[2] و ابناثیر در «النهایه» نیز بر همین معنا مشی نمودهاند. نکتهی حائز اهمیت در کلام ابناثیر، صبغهی فقهی تبیین اوست؛ وی در توضیح حدیث «لاضرر»، آن را به «ای لا یضر الرجل اخاه فینقصه شیئا من حقه»[3] تفسیر کرده که ناظر به نقص در حقوق است.
۲. ضرر به معنای «ضیق»
فیروزآبادی در «قاموس»[4] و صاحب بن عباد در «المحیط»[5] ضرر را به «ضیق» معنا کردهاند. در «صحاح» نیز «مکان ذو ضرار» به مکان تنگ (ضیق) معنا شده است[6].
۳. ضرر به معنای «سوء الحال»
راغب در «مفردات»، «الضُر» (بالضم) را به «سوء حال» معنا میکند[7]. البته ممکن است گفته شود این معنا در ماده ضرر اشراب شده است، یا احتمال دارد که ایشان هیئت را به معنای جدیدی میداند که در این هیئت، معنای جدید اشراب شده است. در «مصباح المنیر» میان دو هیئتِ واژه تفکیک شده است؛ «الضُر» (بالضم) اسم و برای مواردی نظیر فقر و بیماری (شدة فی بدن) وضع شده، و «الضَر» (بالفتح) مصدر و به معنای «ضد نفع» یا انجام فعل مکروه در حق دیگری است[8]. «اقرب الموارد» نیز جامع هر سه معنای مذکور است[9].
ب) نقد و ارزیابی معانی سهگانه
به نظر میرسد ترادف ضرر با «سوء حال» یا «ضیق» مخدوش باشد:
- نقد معنای سوء حال: بالوجدان، تأثرات روحی شدید ناشی از هجران یا قهرِ دوست که موجب سوء حال و اندوه میگردد، مصداق «تضرر» شمرده نمیشود.
- نقد معنای ضیق: تنگیهای معنوی یا سلب مناصب اجتماعی که منجر به «ضیق صدر» شود، عرفاً ضرر نامیده نمیشود.
- شاهد بر معنای نقص: تعبیر «الرطوبة تضر بالحدید» در حالی به کار میرود که در آهن نه سوء حال متصور است و نه ضیق؛ بلکه نوعی نقص و فرسایش در میان است.
استدراک: لکن هر نقصی نیز ضرر نیست؛ چنانکه نقصِ یسیر در نان (خوردن گوشهای از آن) را عرفاً «اضرار به خبز» نمینامند.
ج) بررسی و نقد دیدگاه آیتالله سیستانی (دام ظله)
ایشان ضرر را «النقص عما ینبغی ان یکون علیه» تعریف کرده و آن را در پنج ساحت تصویر نمودهاند[10]:
۱. کمّ متصل: مانند کوچککردن فضا به نحوی که کاربری مطلوب (مثلاً پارک خودرو) سلب شود.
۲. کمّ منفصل: مانند کاهش دارایی و پول.
۳. کیف: مانند سوء حال ناشی از بیماری.
۴. عین: مانند نقص عضو.
۵. حق: مانند ماجرای سمرة بن جندب که ممانعت از استیفای حقِ انصاری، نقص در حق او بود.
نقد استاد: این ضابطه تمام نیست.
- اولاً: هر «نقص عما ینبغی» ضرر نیست (مثال نقص یسیر در نان یا عدم اضافهکردن نمک به طعام که با وجود نقص در وصف مطلوب، ضرر شمرده نمیشود).
- ثانیاً: در بحث حقوق، هرگونه محرومسازی از حق (مانند ممنوعالخروجی فردی که قصد سفر دارد) عرفاً زیان و ضرر تلقی نمیگردد، هرچند سلب حق صورت گرفته است.
د) نظریه مختار: نقصِ منجر به زوال اثر مطلوب
در تبیین نهایی، ضرر عبارت است از: «نقص معتنابهی که منشأ از بین رفتن اثر مطلوب از شیء گردد.»
نکات کلیدی این تعریف:
۱. شمول نسبت به زیاده: ضرر همواره با نقصان فیزیکی ملازم نیست؛ گاهی «زیاده» مصداق ضرر است. مانند وجود انگشت ششم که چون منجر به خروج از حالت متعارف و از دست رفتن «اثر مطلوب» (زیبایی یا کارکرد طبیعی) میشود، ضرر است. لذا اضرارِ مادر به جنین از طریق مصرف دارو که منجر به زیادهی عضو شود، موجب ضمان است.
۲. قید معتنابه بودن: برای خروج نقایص یسیر (مانند مثال نان) که اثر مطلوب را زایل نمیکنند.
العین، ج۷، ص۷. ↩︎
صاحب بن عباد اسماعیل بن عباد. المحیط في اللغة. ج ۷، عالم الکتب، ۱۴۱۴، ص ۴۲۹. ↩︎
ابن اثیر مبارک بن محمد. النهایة في غریب الحدیث و الأثر. ج ۳، اسماعيليان، ۱۳۶۷، ص ۸۱. ↩︎
فیروزآبادی محمد بن یعقوب. القاموس المحیط. ج ۲، دار الکتب العلمية، ۱۴۱۵، ص ۱۴۷. ↩︎
صاحب بن عباد اسماعیل بن عباد. المحیط في اللغة. ج ۷، عالم الکتب، ۱۴۱۴، ص ۴۳۰. ↩︎
جوهری اسماعیل بن حماد. الصحاح (للجوهري). ج ۲، دار العلم للملايين، ۱۴۰۴، ص ۷۲۰. ↩︎
المفردات، ص۵۰۳. ↩︎
فیومی احمد بن محمد. المصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي. ج ۲، مؤسسة دار الهجرة، ۱۴۱۴، ص ۳۶۰. ↩︎
شرتونی سعید. أقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد. ج ۳، منظمة الاوقاف و الشؤون الخیریة. دار الأسوة للطباعة و النشر، ۱۳۷۴، ص ۳۰۱. ↩︎
سیستانی علی. قاعدة لا ضرر و لا ضرار (سیستانی). مکتب آية الله العظمی السيد السيستاني، ۱۴۱۴، ص ۱۱۰-۱۱۴. ↩︎