ملاک در تعارض اصول عملیه، یکی از دو امر است که به تفصیل زیر میآید:
بررسی معیار اول: تنافی در تعبد (مانند تعاقب حالتین)
این معیار ناظر به مواردی است که اصول عملیه در مقام تعبد با یکدیگر تنافی پیدا میکنند، نظیر موارد تعاقب حالتین. مثال آن، جایی است که مکلف زمانی به نجاست و زمانی دیگر به طهارت یقینی داشته، اما تقدم و تأخر زمانی هر یک را نمیداند.
در این حالت، استصحاب طهارت متیقنه با استصحاب نجاست متیقنه تعارض میکند و اذن در مخالفت عملیه نیز لازم نمیآید؛ ولی تنافی در تعبد است و شارع نمیتواند بگوید: «این شیء ظاهراً طاهر است» و همزمان بگوید: «این شیء ظاهراً نجس است».
بررسی معیار دوم: استلزام اذن در مخالفت عملیه قطعیه
ملاک دیگر آن است که از جریان اصول عملیه، اذن در مخالفت عملیه قطعیه با حکم واقعی لازم آید. در این موارد، یک واقع در میان است و اگر مکلف بخواهد به هر دو اصل عملی عمل کند، قطعاً مخالفت با آن واقع محقق خواهد شد؛ از این رو، دو اصل با یکدیگر معارض میشوند.
علت تعارض این است که معقول نیست شارع به مخالفت عملیه قطعیه با تکلیف الزامی اذن دهد.
مثال کاربردی: تعارض استصحاب طهارت در دو ظرف مشکوک
جریان دو استصحاب طهارت در دو ظرف مشکوک، مستلزم مخالفت قطعی با دلیل حرمت شرب متنجس میشود؛ زیرا میدانیم یکی از دو ظرف واقعاً نجس است.
تحلیل تعارض در نماز جماعت بر مبنای غیرمشهور (شرطیت واقعی)
یکی از مثالهای این امر، اختلاف در صحت نماز مأموم است. بنابر دیدگاه غیرمشهور که شرط صحت نماز مأموم را، صحت واقعی نماز امام میداند، جریان دو اصل، اذن در مخالفت عملیه را در پی دارد:
- اصل اول: استصحاب عدم جنابت امام.
- اصل دوم: استصحاب عدم جنابت مأموم.
پس از اقتدا، مأموم یقین قطعی پیدا میکند که تکلیف مولی را زمین گذاشته است؛ زیرا یا خودش واقعاً جنب است، یا امام واقعاً جنب بوده و در نتیجه، نماز مأموم نیز واقعاً باطل است . در این فرض، چون یقین به مخالفت قطعی حاصل میشود، دو اصل با هم تعارض دارند.
دیدگاه مشهور (کما هو قول الشّهید الصّدر): نفی تعارض
بنابر مبنای مشهور – که شهید صدر نیز بر آن تأکید دارد – ادعا میشود که این دو اصل با یکدیگر تعارضی ندارند:
- اصل عدم جنابت در حق مأموم: مأموم شک دارد که آیا جنب است و غسل بر او واجب است یا خیر. اصل عملی میگوید جنب نیست و غسل واجب نیست؛ بنابراین، وظیفه ظاهری او وضو و اقامه نماز است.
- اصل عدم جنابت در حق امام: شک دارد که امام جنب است یا نه، اصل این است که امام جنب نیست؛پس نماز ماموم صحیح است واقعاً. مشهور گفتند اگر برای امام أصالة الصحة یا اصل عدم جنابة بود، اثرش این است که نماز ماموم واقعاً صحیح است. بله اگر گفتیم نماز ظاهرا صحیح است دو اصل ظاهری با هم سازگار نبود و خلاف واقع میشوند. اما اگر أصالة عدم جنابة در طرف امام میگوید نمازش واقعاً صحیح است پس قطعا نماز ماموم صحیح است. أصالة عدم جنابة در طرف ماموم نیز میگوید ظاهرا جنب نیست و واقع و ظاهر با هم تنافی ندارد.
بر اساس جلسه ۱۰۱
۶ اسفند ۱۴۰۱