معنای قاعده ملازمه از نظر مرحوم اصفهانی
مرحوم حاج شیخ اصفهانی دو تا حرف دارد حول این قاعده. یک حرفش این است که ما حکم به العقل یعنی عقلاء. ایشان عقل را به عقلاء برمیگرداند. میگوید ما حکم به العقل حکم به الشرع تسامح است. وقتی در موضوع فرض شده العقلاء خودش متضمن شارع مقدس هم هست؛ هو رئیس العقلاء، دیگر دوباره حَکم به الشرع جا ندارد. ما حکم به العقلاء، شارع هم رئیس آنهاست، جزء آنهاست؛ نه اینکه آنها حکم میکنند شارع هم حکم میکند. اصلاً متضمن است، نه اینکه ملازم است.
اشکال استاد
این حکم، حکم عقلائی است، سلّمنا. شارع مقدس هم رئیس العقلاء است. حکم عقلاء است یعنی همین آراء محموده، بنا گذاشتند حفظاً للنظام ظلم صورت نگیرد، عدل محقق بشود. قضیه عقلائیه، بنائیه. اما اینکه گفته پس شارع مقدس، این عاقل، این رئیس العقلاء هم همراه عقلاء است، ما این را نتوانستیم تصدیق بکنیم. اگر از اول بگویید معنای بنای عقلاء بر این است یعنی حتی خداوند، اینکه اول ادعا است. نه، شما میگویید بنای عقلاء یعنی این بنا عقلائی است؛ وقتی عقلائی بود یعنی خداوند هم جزوش هست. میگوییم نه، ممکن است خداوند که فوق عقلاء است این بنا را بما هو عاقل قبول نداشته باشد.
مضافاً اینکه ما الان در حکم شارع مقدس بما هو عاقل بحث نمیکنیم، ما در حکم خداوند بما هو شارع داریم بحث میکنیم. ما قبول کردیم خداوند بما هو عاقل این حکم را دارد، میشود حکمش ارشادی، همان حکم عقلاء را دارد، همان بنا را دارد، این دیگر بما هو شارع نیست، آن بما هو عاقل است
جلسه 54. 9 اذر 1401
محقق اصفهانی رضوانالله تعالی علیه اشکالی دارند که استاد دام عزه پذیرفتند، اشکال این بود که بر فرض که عقل ملاک را درک کرد و درک کرد که ملاک مزاحم ندارد، اما گاهی اصل جعل حکم مانع دارد مثل قضیه مسواک.
با این بیان اشکالی بر تنقیح مناط های متداول وارد میشود که بر فرض شما احراز کردید که دلیل نهی از مسجد رفتن در حالی که سیر خورده است ایذاء دیگران است و احراز کردید این مناط در حضور با بوی بد بدن هم هست باز نمی توان وجود حکم را اثبات کرد، چون شاید جعل حکم در فعل دیگر مانع داشته باشد.
استاد از این اشکال جواب دادند که فرق است بین اینکه ما حکم را با روایت بفهمیم و بین درک ابتدایی عقل در ملازمه، در صورت وجود خطاب ما به برکت خطاب عدم مانع از جعل را درک می کنیم پس با تنقیح می توان حکم را در فرد و فعل دیگر ثابت دانست،بخلاف حکم ابتدایی عقل.
بعضی اشکال کردند بر این فرق گذاری به اینکه خطاب عدم مانع را در آن فعل ثابت کرد نه عدم مانع در بقیه افعال.
اگر این جواب داده نشود تنقیح مناط ها و حتی اثبات به طریق اولی مشکل می شود.
از تکمیل شما ممنون ولی بنده بخشی از اشکال و جواب را مطرح کردم نه تمام آن را
حالا به نظر شما اشکال به استاد وارده؟
بنده این مشکل را خیلی قبل ها در بحث مقاصد الشریعه مطرح کردم.(پایان نامه سطح چهار) در بحث مقاصد الشریعه ما یک مشکل صغروی داریم و ان این است تزاحم در مقام جعل است و به خاطر همین در اگر مقاصد شریعت را از جهت کبروی قبول کنیم صغری برای ان احراز نخواهیم کرد.
یعنی شما هم قبول دارید تنقیح مناط های متداول و عدم فرق ها و یا تمسک به اولویت های مرسوم رو قبول ندارید؟
عرض ادب
در مرحله اقتضا عقل حکم قطعی به حسن یا قبح میکند ولی باید در مرحله انشا و فعلیت عدم مانع از طرف شارع احراز شود، و این احراز عدم ردع هم از طرق مختلف امکان دارد.
که این بیان مرحوم آقا ضیا از قاعده ملازمه است و به نظر میرسد که کلام محقق اصفهانی که چون شارع رئیس العقلاست، ما احراز عدم ردع نمیخواهیم صحیح نیست و باید حتماً احراز عدم رد در مرحله انشا و فعلیت صورت بگیرد.