بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه: کاربردهای مختلف اصطلاح «علم اجمالی»
اصطلاح علم اجمالی در چند مورد به کار میرود:
کاربردهای غیر محل بحث اصطلاح «علم اجمالی»
1. علم به عنوان نه علم به ذات
۱- مقصود از علم اجمالی آن است که علم به عنوان داشته باشد نه علم به ذات. این مورد محل بحث نیست.
2. علم اجمالی در بحث تبادر
۲- در بحث تبادر ، علم اجمالی به کار میرود. تبادر ، علامت حقیقت است. اگر کسی علم به وضع ندارد، تبادر هم ندارد و اگر علم به وضع دارد، تبادر هم نمیخواهد. در جواب این اشکال گفته شده است معنای کلمه پیش کسی که علم اجمالی دارد، چه چیزی تبادر میکند. این مورد محل بحث نیست.
هیچ یک از این دو مورد محل بحث نیست.
3. علم اجمالی در حکمت متعالیه و عرفان نظری
۳- در حکمت متعالیه و در عرفان نظری ، اصطلاح علم اجمالی فراوان به کار میرود. مثلاً علم خدای متعال را در عرفان، علم اجمالی در عین کشف تفصیلی است. این مورد محل بحث نیست.
محل بحث: جایی که هم یقین دارد و هم شک
محل بحث جایی است که هم یقین دارد و هم شک .
احتمالات در معنای «علم اجمالی» (محل بحث)
1. علم به امر مردد (دیدگاه مرحوم آخوند)
۱- از عبارت آخوند استفاده میشود که علم مساوی با کشف است اما متعلق علم امر مردد است. انسان یقین به وجوب دارد اما متعلق وجوب را نمیداند.
اشکال: عدم وجود خارجی امر مردد
اگر اشکال شود آخوند در کفایه مکرر میفرماید: امر مردد وجود خارجی ندارد ، چون وجود مساوق با تشخص و تعین است؛ پس چگونه علم به امر مردد تعلق یافته است؟
پاسخ: تعلق علم به امر عدمی
پاسخ این است که: اولاً علم از صفات ذات الاضافه است و معلوم میخواهد و مثل حیات نیست که متعلق نخواهد. متعلق علم اجمالی امر مردد است. مراد این است که گاهی امر معدوم ، متعلق علم واقع میشود مانند: شریک الباری ممتنع . در بحث وقف میگویند: ممکن کسی یک چیز را بر بطون بعدی وقف کند. این وقف بر معدوم است، چگونه وقف بر امر عدمی تعلق گرفته است. یا در بحث ملکیت انگور سال آینده ای که میفروشند، هم همین بحث وجود دارد. به عبارت دیگر امر مردد ، عدمی است ولی علم به امر عدمی تعلق میگیرد چون از اعتباریات است و اشکالی ندارد که امر عدمی متعلق امر وجودی قرار بگیرد.
2. مشاهده عن بعد (دیدگاه علامه طباطبایی)
۲- علامه طباطبایی در بدایه الحکمه و نهایه الحکمه فرموده است: گاهی انسان چیزی از دور میبیند، این مشاهده عن بُعد است. بیننده علم دارد که شیء است و جان دارد و درعین حال مردد بین انسان و حیوان است. مشاهده عن بعد ، علم اجمالی است.
3. علم تفصیلی به جامع
۳- نظر دیگر این است که علم یعنی وضوح و انکشاف یا علم یعنی صورت ذهنی. علم گاهی به فرد تعلق میگیرد و گاهی به امر جامع . امر جامع قابل انطباق بر چند فرد است. جامع به دو قسم جامع ماهوی و جامع اعتباری تقسیم میشود. مثلاً انسان بودن جامع ماهوی بین زید و عمرو است. جامع اعتباری یعنی دو چیز قدر مشترک ندارند ولی برای آن دو، قدر مشترک فرض میکنیم. علم اجمالی یعنی علم تفصیلی به جامع . علت آنکه علم اجمالی را در مقابل علم تفصیلی قرار میدهند، این است که: علم تفصیلی به فرد و خصوصیات فرد تعلق گرفته است ولی علم اجمالی به قدر مشترک و جامع تعلق گرفته است.
نتیجهگیری: معنای مختار «علم اجمالی»
نتیجه این شد که علم اجمالی یعنی: انکشاف و علم تفصیلی به امر جامع .
اصول استاد عابدی - جلسه ۴۳ (۴۰۳/۱۰/۳)