مرحوم آخوند و موثقه عمار

مرحوم صاحب کفایه در حاشیه رسائل صفحه ۳۱۱ قائل است به این که موثقه عمار(کل شی نظیف حتی تعلم انه قذر…)مفادش این است: هر شیئی طاهر است. این عموم هم شامل ذات شیء می‌شود مثل آب، خاک، هم شامل شیء مشکوک‌الطهاره می‌شود. آب پاک است، مشکوک‌الطهاره هم پاک است. آب پاک است یا خاک پاک است می‌شود طهارت واقعیه. مشکوک‌الطهاره پاک است چون موضوع مشکوک‌الطهاره است، آن طهارت و پاکی می‌شود طهارت و پاکی ظاهری. یعنی با یک خطاب «کل شیء نظیف» هم طهارت واقعیه اشیاء بیان شد، هم طهارت ظاهری هر شیئی که مشکوک‌الطهاره است.

استادشهیدی:مجرد لحاظ این که هر شیئی پاک است چه شک بکنی در طهارت آن چه شک نکنی، که این طهارت را که برای او جعل کردی حکم ظاهری نمی‌کند.

تعریف حکم ظاهری این است که در موضوعش خصوص شک اخذ بشود. الان مولا می‌گوید «تجب الصلاة علی کل مکلف شک فی وجوب الصلاة ام لم یشک». این وجوب صلات می‌شود حکم ظاهری؟ نه، نمی‌شود. تصریح می‌کند می‌گوید هر مکلفی برایش نخماز واجب است چه شک داشته باشد در وجوب نماز چه شک نداشته باشد. این که حکم ظاهری نیست. حکم ظاهری این است که یک خطابی در موضوعش خصوص شک اخذ بشود که آن وقت نتیجه این حکم ظاهری این است که می‌خواهد نسبت به آن مشکوک معذر و منجز باشد. تجب الصلاة علی کل مکلف سواء شک فی وجوب الصلاة ام لم یشک که نمی خواهد نسبت به آن وجوب صلات مشکوک معذر و منجز باشد. اصلاً می خواهد جعل وجوب واقعی بکند. مفاد «کل شیء طاهر» این است که هر شیئی چه شک کنی در طهارت آن چه شک نکنی پاک است. اما این طهارت طهارت ظاهریه است؟ طهارت ظاهریه آن است که در خصوص شیء مشکوک‌الطهاره بگوید «الشیء المشکوک الطهارة طاهر». آن وقت این می‌شود مفادش منجزیت و معذریت نسبت به طهارت واقعیه مشکوکه، این می‌شود حکم ظاهری.

خارج اصول استاد شهیدی15مهرماه1405