مرجحات دلالی در تعارض احادیث به چه معناست؟

در تعارض برخی می گویند یک حدیث مرجحات دلالی دارد منظور از مرجحات دلالی چیست؟

سلام

:light_bulb: ترجیح دلالی: برتری ظهور و دلالت روایات

ترجیح دلالی به معنای برتری یک روایت بر روایت دیگر به جهت ظهور و دلالت آن است.


:balance_scale: انواع مرجحات: سه بستر برای برتری

مرجحات، که عواملی برای ترجیح دلیلی بر دلیل دیگر هستند، به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

  • مرجحات باب تعارض
  • مرجحات باب تزاحم
  • مرجحات باب ظواهر: این نوع از مرجحات، منجر به تقدیم ظهور یکی از دو دلیل بر ظهور دلیل دیگر می‌شود.

:sparkles: ترجیح دلالی یا جمع دلالی: تقدیم ظهور :sparkles:

ترجیح دلالی یا جمع دلالی، به ترجیح یافتن یک دلیل با استفاده از مرجحات نوع سوم (مرجحات باب ظواهر) گفته می‌شود.


:books: بر اساس: فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۲، ص: ۴۴۶

با تشکر از عنایت شما لطفا برای مرجح دلالی چند مثال بزنید

:light_bulb: مرجّحات دلالی: ترجیح اظهر بر ظاهر

مرجحات دلالی به ترجیح اظهر به ظاهر برمی‌گردد.


:magnifying_glass_tilted_left: برخی از موارد ترجیح دلالی

برخی از موارد ترجيح به سبب مرجحات دلالى عبارت است از:

  1. ترجیح دلیل خاص بر عام

  2. ترجیح دلیلی که قدر متیقن در مقام تخاطب است

  3. ترجیح دلیلی که مورد آن خاص است بر دلیلی که مورد آن عمومیت دارد

  4. ترجیح دلالت وصفی بر دلالت اطلاقی

  5. ترجیح تخصیص بر نسخ

  6. ترجیح دلیلی که از تخصیص آن استهجان (مانند تخصیص اکثر) پیش می‌آید؛ هرچند نسبت بین دو دلیل، عموم و خصوص من وجه باشد


:books: بر اساس: فرهنگ‌نامه اصول فقه، ص ۷۲۰

مرجحات باب الظواهر ینقسم الی اقسام:
1- المرجحات الشخصیه: فیما اذا کان هناک قرائن شخصیه کتقدیم ظهور الرمی فی رمی السهم علی ظهور الاسد فی الحیوان المفترس( لا یدخل تحت ضابط عام)
2-المرجحات النوعیه: مثل ترجیح ظهور العام علی المطلق عند بعض و ترجیح مفهوم الغایة علی مفهوم الشرط و…
3- المرجحات الصنفیه: ای تقدیم صنف من المرجحات علی صنف آخر وان کانا من نوع واحد:مثل تقدیم ظهور اللفظ فی المجاز الراجح علی ظهوره فی المجاز المرجوح: مثل : حمل الاسد علی الرجل الشجاع دون الرجل الابخرو…، به نقل از اصطلاحات الاصول مشکینی با اندک تصرف.
اما بعضی از مواردی که آقای وکیلی به نقل از فرهنگ نامه اصول فقه مطرح کردند در حقیقت ترجیح نیست، بلکه عرف به نظر ابتدائی بین آنها جمع می کند، وترجیح فرع بر تعارض وتحیر ابتدائی است.