بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه: تبیین مفاد اخبار «من بلغ» (رویکرد تفضل الهی)
این اخبار مجرد اخبار است از این که در مواردی که خبر ضعیفی بر عملی به مکلف واصل شود- مثل اعمال شب لیلة الرغائب که گفته میشود «اتیان این اعمال ثواب زیادی دارد »- اگر مکلف به امید رسیدن به ثواب، آن اعمال را انجام دهد خداوند متعال از باب لطف و تفضل به او آن ثواب را میدهد.
تمثیل برای تبیین (مهمانی و پذیرایی از مهمان ناخوانده)
شبیه این که شخصی میگوید «هر کسی به خیال این که ما مهمانی داریم به خانهی ما بیاید از او پذیرایی خواهیم کرد » معنای آن این نیست که هر کسی بشنود ما مهمانی داریم به منزل ما بیاید و ما به همان نحوی که فکر میکند از او پذیرایی میکنیم و اصلا تبلیغ و ترغیب به این که مردم به خانهی او بیایند نیز نمیکند بلکه چه بسا با آمدن آنها به زحمت نیز میافتد و لذا آمدن مردم را دوست ندارد ولی مقتضای کرمش این است که وقتی شخصی به امید پذیرایی به خانهی او میآید ناامید برنگردد. البته یک عدهای با شنیدن این سخن به خانه او خواهند رفت ولی این خطاب ترویج و تبلیغ و ترغیب به آمدن نیست.
نتیجهگیری: عدم دلالت اخبار «من بلغ» بر استحباب شرعی
از این اخبار نیز بیش از این استفاده نمیشود لذا استحباب شرعی اتیان به این عمل از آن استفاده نمیشود .
این بیان تفضل مثل این میماند که گفتهاند شخصی کنار خانهی خداوند متعال شعر میخواند و میگفت «خداوندا تو چه کریمی هستی که من دستم خالی است و خانوادهی من گرسنه هستند و تو به فکر من نیستی! » شخص دیگری به او گفت: «چرا دروغ میگویی؟» او در جواب گفت «کاری به من نداشته باش، خودم میدانم چطور با خداوند متعال سخن بگویم» بعدها که وضع زندگیش خوب شد میگفت «خدعت الکریم فانخدع ».[1]
جمعبندی: تفضل الهی، بدون ترغیب و بدون استحباب شرعی احتیاط
پس خداوند متعال چون مکلف به سبب امید ثواب، عمل را انجام داد، به سبب کرمش به او ثواب میدهد ولی در این روایات ترغیب به انجام این کار نمیکنند . و وقتی مفاد آن ترغیب به این فعل نیست از آن استحباب شرعی احتیاط نیز استفاده نمیشود. یعنی اگر مکلف آن عمل را انجام دهد به او ثواب داده میشود ولی این که این فعل و تحصیل آن ثواب، مستحب باشد، از این اخبار استفاده نمیشود.
تمایز با روایات بیان ثواب یا عقاب که کنایه از استحباب یا حرمت هستند
البته قبول داریم که ظاهر عرفی بیان ثواب برای عمل خاصی مثل خطاب «من سرح لحیته فله کذا من الثواب »[2] بیان کنایی از استحباب است. همانطور که «من کذّب فالیتبوأ مقعده من النار »[3] بیان حرمت است اما این با اخبار من بلغ فرق دارد که مفاد آن این است که مکلف به یک امید رسیدن به ثواب به در خانهی خدا آمد مثلا از شب تا صبح اعمال لیلة الرغائب را انجام داد حالا راویش انس است باشد، خدا آن ثواب را به او میدهد.
قائلین به قول مذکور
مرحوم شیخ انصاری [4] این قول را مطرح کردند ولی در منتقی الاصول آن را اختیار کردند[5] و ما نیز به آن تمایل داریم و به نظر ما اقوی الاقوال است.
… قول اول این بود که در این روایات صدور عمل بعد از بلوغ ثواب مفروغ عنه گرفته شده است. و این روایات ظهور در ترغیب به اتیان به آن عمل نیست. بلکه خبر میدهد از این که کسی که به کاری که ثواب بر آن به او رسیده باشد، عمل کند خداوند متعال او را ناامید نمیکند و از باب تفضل همان ثواب را به او خواهد داد.
مرحوم شیخ انصاری احتمال این مطلب را بیان کردند[6]. مرحوم نایینی نیز این احتمال را مطرح کردند و ظاهر کلام ایشان این است که در ابتدا این احتمال را تقویت میکنند. ما نیز وفاقاً با مرحوم روحانی [7] این احتمال را تقویت کردیم.
تقریر مرحوم نایینی و نقد آن (لزوم بلوغ خبر معتبر)
منتهی مرحوم نایینی در تقریب این قول فرمودهاند: «این روایات به لحاظ کیفیت عمل در مقام بیان نیستند لذا قدر متیقن این است که آن عمل عقیب بلوغ خبر معتبر باشد و الا اگر از طریق خبر غیر معتبر ثواب بر یک عمل به مکلف واصل شود نمیتوان تضمین داد که شارع آن ثواب را به او خواهد داد. »
به عبارت دیگر: مفاد این روایات این است که اگر کسی بر اساس بلوغ ثواب بر عملی آن عمل را انجام دهد ولو آن خبری که به او واصل است خلاف واقع باشد به او آن ثواب داده میشود. و از حیث این که ممکن است این خبر خلاف واقع باشد برای او مشکل ایجاد نمیشود. ولی از این حیث که خبر شرایط حجیت را دارد یا نه در مقام بیان نیست تا به اطلاق آن اخذ شود و قدر متیقن این است که آن خبر واجد شرایط حجیت باشد و الا مفاد این روایات اخبار از ثواب بر آن عملی که خبر ضعیف بر استحباب آن قائم شده است، نخواهد بود. [8]
نقد تقریر مرحوم نایینی: اطلاق اخبار شامل خبر غیر معتبر نیز میشود
این کلام تمام نیست زیرا خطاب «من بلغه ثواب علی عمل » و «من سمع شیئا من الثواب علی عمل فعمله اوتی ذلک الثواب » اطلاق دارد و شامل خبر غیر معتبر نیز میشود.
الکشکول، الشیخ البهائی: ج2: ص: 254: قال بعض العلماء: حججت فی بعض السنین، فبینما أنا أطوف بالبیت إذا بأعرابی متوشح بجلد غزال ویقول: (أما تستحی یا رب أنت خلقتنی … أناجیک عریانا وأنت کریم؟( قال وحججت فی العام القابل، فرأیت الأعرابی وعلیه ثیاب وحشم وغلمان، فقلت له: أنت الذی رأیتک فی العام الماضی وأنت تنشد ذلک البیت! فقال: نعم، خدعت کریما فانخدع. ↩︎
الکافی (ط - الاسلامیة)؛ ج6، ص: 489: ح 10: عده من أصحابنا عن سهل بن زیاد عن الحسن بن عطیه عن إسماعیل بن جابر عن أبی عبد الله ص قال: من سرح لحیته سبعین مره و عدها مره مره لم یقربه الشیطان أربعین یوما. ↩︎
وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ج12، ص249، ح5. «محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن حماد بن عمرو و أنس بن محمد عن أبیه عن جعفر بن محمد عن آبائه فی وصیه النبی ص لعلی ع یا علی من کذب علی متعامداً فلیتبوأ مقعده من النار.» ↩︎
انصاری مرتضی بن محمدامین. فرائد الاصول / جامعه مدرسین. ج 1، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه بقم. مؤسسه النشر الاسلامی، ص 384. ↩︎
روحانی محمد. منتقی الاصول. ج 4، دفتر آیت الله سید محمد حسینی روحانی، 1413، ص 525. ↩︎
انصاری مرتضی بن محمدامین. فرائد الاصول / جامعه مدرسین. ج 1، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه بقم. مؤسسه النشر الاسلامی، ص 384. ↩︎
روحانی محمد. منتقی الاصول. ج 4، دفتر آیت الله سید محمد حسینی روحانی، 1413، ص 525. ↩︎
نایینی محمدحسین. فوائد الاصول (النائینی). ج 3، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه بقم. مؤسسه النشر الاسلامی، 1376، ص 411. ↩︎