بسم الله الرحمن الرحیم
محل نزاع در استصحاب تعلیقی
اگر مراد (مرحوم خویی از استصحاب عدم تحقق مانع مثل جلل از قابلیت حیوان برای تذکیه) استصحاب قضیهی تعلیقیۀ «این حیوان یک ماه پیش اگر ذبح میشد مذکی میشد و الان کما کان» است. اشکال آن نیز این است که اولا: این استصحاب در شبهات حکمیه است که شما قائل به آن نیستید. ثانیا: استصحاب تعلیقی است که شما آن را نیز قائل نیستید. ثالثا: این استصحاب، استصحاب تعلیقیای است که بعید است کسی قائل به آن باشد. زیرا قائلین به استصحاب تعلیقی در مواردی استصحاب تعلیقی را جاری میکنند که شارع حکم خود را به نحو تعلیقی جعل کند مثل این که شارع بگوید «العنب اذا غلی یحرم» بعد گفته میشود «این عنب بود و الان کشمش شد هنوز هم قانون «یحرم اذا غلی» در مورد آن باقی است». ولی در مواردی که شارع حکم را به نحو تعلیقی جعل نکرده بلکه حکم به موضوع مرکب مثل «العنب المغلی حرام» تعلق گرفته است در این جا استصحاب جاری نیست زیرا قبلا «العنب المغلی» وجود نداشت بلکه الان این زبیب مغلی است. این که گفته شود از «العنب المغلی» قضیهی تعلیقیه «العنب اذا انضم الیه الجزء الثانی للموضوع و هو الغلیان حرم» انتزاع میشود و بعد گفته میشود «هذا کان عنبا و لو انضم الیها الغلیان فی تلک الحال حرم» مقتضای استصحاب این است که الان که زبیب است نیز اگر غلیان به آن ضمیمه شود حرام میشود ولی این حکم شرعی نیست بلکه انتزاع عقلی است. (و اثبات آن با این استصحاب اصل مثبت است)
ان قلت: ممکن است «العنب المغلی حرام» نقل به معنای «العنب اذا غلی حرم» باشد یعنی بیان اصلی امام علیه السلام خطاب دوم بوده است.
قلت: این مطلب قطعی نیست و نهایتا احتمال آن وجود دارد و با صرف شک و احتمال نقل به معنا نمیتوان به دلیلی که معلوم نیست چه چیزی است تمسک کرد و در نتیجه استصحاب جاری کرد.
ان قلت: قضیهی حقیقیه و شرطیه یک چیز هستند.
قلت: لازمهی این بیان است که در موردی که شخصی ساعت هشت صبح پشت دیوار است و اگر در این زمان این دیوار تخریب شود او میمیرد اگر شخصی ساعت ده آن دیوار را تخریب کرد قاتل باشد. زیرا مقتضای استصحاب این است که «لو هدمت هذا الجدار اول الصبح لکنت قاتلا فالآن کما کان».