در فرضی که متعلق علم اجمالی تعین دارد مانند اینکه می دانم یا اناء الف نجس است یا اناء ب، سه قول در حقیقت علم اجمالی وجود دارد (۱. فردد مردد، ۲. جامع وکلی، که منسوب به محقق اصفهانی و نائینی و مختار شهید صدر است، ۳.و واقع متعین: نظریه مختار) اما هیچ یک از این سه قول در مواردی که معلوم به اجمال در نظر عالم تعین واقعی ندارد قابل انطباق نیست.
نمیتوان متعلق علم اجمالی را فرد مردد دانست چون فرد مردد واقعی (نه مردد در علم شخص) هیچ واقعیت و حقیقتی ندارد در حالی که علم به یک واقعیت و حقیقت تعلق گرفته است.
همان طور که نمیتوان متعلق علم اجمالی را جامع دانست چون جامع بر همه اطراف منطبق است و اگر متعلق علم اجمالی در این فرض جامع باشد لازمهاش این است که مکلف علم تفصیلی به وجود معلوم در همه اطراف داشته باشد و این خلف فرض است که مثلا شخص آنچه میداند نجاست یک ظرف است و نجاست ظرف دیگر صرفا محتمل است.
واقع متعین را هم نمیتوان متعلق علم اجمالی در این فرض دانست چون سالبه به انتفای موضوع است چرا که فرض این است که واقع تعین ندارد حتی فی علم الله.
بنابراین نیاز است که به نحو دیگری حقیقت علم اجمالی تحلیل و تبیین شود.
ما گفتیم معلوم در این فرض مردد است بین اینکه واقع متعین باشد (اگر معلوم واقعا تعین داشته باشد یعنی فقط یک ظرف نجس باشد در واقع) و بین اینکه کلی فی المعین باشد (اگر معلوم واقعا تعین نداشته باشد) که جامع حقیقی است و قابل انطباق بر متعدد است.
یعنی مکلف مردد است بین اینکه معلوم او جزئی باشد اگر فی علم الله معلوم بالاجمال تعین داشته باشد و بین اینکه از قبیل کلی فی المعین است اگر فی علم الله متعدد باشد. و آن مقداری را که شخص اجمالا در این فرض می داند احدهما است؛ امر جزئی یا امر کلی فی المعین. او مردد است بین اینکه معلومش کدام یک از این دو است. با این بیان حقیقت علم اجمالی و متعلق علم اجمالی تحلیل می شود و ابهام مرتفع می گردد. این در حقیقت بیان ما بود و لو این بیان را ما در کلمات دیگران ندیدیم اما به نظر بیانی است که منحصرا مشکل را در تحلیل علم اجمالی و متعلق آن در این موارد حلّ می کند .
برگرفته از خارج اصول استاد قائینی جلسه ۱۲۵ ۲۶. ۰۲. ۱۴۰۵.