اشکال استاد شهیدی به مبنای اظهر ظاهر
استاد شهیدی اشکال کرده اند که چرا اگر دال بر وجوب بالوضع بود باید مقدم بر بالإطلاق و اظهر از آن بشود؟ اظهر ظاهر های شما مدعیات بلا اثبات است. خودِ شما در تعارض بین عام (بالوضع) با مطلق منفصل، باید عام ها را بر مطلق ها مقدم کنید در حالی که وقتی عام با مطلق منفصل تعارض کند و نسبت عموم و خصوص من وجه باشد، تعارض می دهید و در ماده اجتماع به سراغ مرجحات می روید. اگر حرفتان صحیح بود باید عام را در همه موارد بر مطلق مقدم می کردید چون آن را اظهر می دانید و ماده اجتماع را به عام بدهید ولو نسبت عموم و خصوص من وجه باشد. پس خودتان هم ملتزم به آنچه می گویید نیستید.
نقد اشکال: تنافی منوجهها، اجتماع امر و نهی است نه تعارض
مرحوم آخوند در پایان بحث اجتماع امر و نهی فرمود و ما هم دفاع کردیم که من وجه ها تعارض نیستند بلکه اجتماع امر و نهی هستند لذا ما اصلا تعارض نمی بینیم که به سراغ اظهر ظاهر برویم. بله، آقای شهیدی و آقای خوئی، من وجه ها را تعارض دانستند.
پس بین «أکرم العالم» و «لاتکرم الفاسق» من وجه است لذا از باب تعارض نیست بلکه از باب اجتماع امر و نهی است. آقای قائنی در اینجا بحث حیثی و فعلی را مطرح کردند که از آقا ضیاء گرفته بودند و ما هم پذیرفتیم و از مرحوم آخوند دفاع کردیم لذا قائل شدیم اصلا تعارض نیست چون «أکرم العالم» می گوید طبیعت عالم لزوم اکرام دارد و کاری به فاسق ندارد. «لا تکرم الفاسق» هم می گوید طبیعت فاسق حرمت اکرام دارد و کاری به عالم ندارد. حال اگر شما رفتید عالم فاسق را اکرام کردید، مطیع من جهة و عاصٍ من جهة. پس اصلا ما تعارض نمی بینیم تا شما بگویید چرا مبنایتان را در جمع عرفی اجراء نکردید.
تطبیق موارد “من وجه” بر چند مثال
سپس گفتیم من وجه ها اجتماع امر و نهی هستند به جز مواردی که حیثیت منهی عنه مقوم حیثیت مأمور به باشد:
مثال ۱: سجدگاه در مکان غصبی
اگر قیامِ نماز در مکان مباح باشد اما محل سجدگاه در مکان غصبی باشد نماز باطل است و تعارض شکل می گیرد چون سجده یعنی إلقاء ثقل الجبهة علی وجه الأرض و خودِ این عملِ سجده غصب است لذا این حیثیت، منهی عنه است و در عین حال مقوم مأمور به است لذا تعارض شکل می گیرد و غصب چون عنوان ثانوی است، مقدم می شود لذا در فرض سعه وقت اگر سجدگاه غصبی باشد، نماز باطل است.
مثال ۲: سجدگاه در مکان مباح (اما قیام در مکان غصبی)
اگر سجدگاه در مکان مباح باشد و ایستادن در مکان غصبی باشد، نماز صحیح است چون مقوم قیام، مکان نیست بلکه مقوم آن حالت بدن است. کسی که چنین نمازی خوانده، از جهتی که نماز خوانده مطیع و از جهتی که غصب کرده، عاصی است. پس خلاف مبنای خود عمل نکردیم.
مثال ۳: وضو با آب غصبی و مسائل مرتبط
ادله وضو («فاغسلوا وجوهکم و أیدیکم إلی المرافق») با غصب («لا یحلّ مال امرئ لامرئٍ إلا بطیبة نفسه و رضا أهله») منفصل هستند.
- وضو در مکان غصبی با آب مباح: اگر آب وضو یا غسل مباح باشد اما مکان وضو یا غسل غصبی باشد اجتماع امر و نهی است نه تعارض. لذا از این جهت که وضو گرفته، مطیع و از این جهت که آب بروی زمین میریزد و شخص راضی نیست، عاصی است.
- وضو با آب غصبی در مکان مباح: اما اگر وضو با آب غصبی در مکان مباح باشد، تعارض شکل می گیرد و غصب مقدم می شود چون مقوم وضو، آب است لذا مقوم مأمور به، منهی عنه است.
نتیجهگیری نهایی
پس ما خلاف مبنا عمل نکردیم که شما می گویید اگر حرفتان این است چرا در منفصل ها نگفتید بالوضع مقدم است؛ چون ما اصلا یکی را تعارض ندیدیم و در جایی هم که تعارض دیدیم، جمع عرفی ما عنوان ثانوی و اولی و ورود بود.
لذا اشکالات آقای شهیدی به مسلک مرحوم آخوند و امام و قائلین به اظهر ظاهر، صحیح نیست.
اظهر ظاهر در متوافقان و متخالفان ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ (96.9 کیلوبایت)