قاعده ملازمه و نقش آن در جمع میان عقل و نقل

بسیاری از اشکالاتی که به قائلین قاعده ملازمه وارد شده، ناشی از فهم نادرست از این قاعده است. منتقدین گمان برده‌اند که با تمسک به قاعده ملازمه، اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را کنار گذاشته‌ایم، در حالی که این تصور کاملاً ناصحیح است.

تشبیه روشن: این اشتباه، مشابه آن است که برخی گمان کنند تفسیر قرآن به قرآن به معنای کنار گذاشتن روایات است.

:counterclockwise_arrows_button: روش جامع در استنباط: کنترل همه ادله

در مکتب استنباطی ما، چه زمانی که از مسیر نقل می‌رویم و چه زمانی که از مسیر عقل، همه ادله را کنترل می‌کنیم و هیچ‌یک را نادیده نمی‌گیریم:

  • در جایی که دلیل تعبدی (نقلی صرف) است، عقل را نیز می‌بینیم (برای احراز عدم تعارض با بدیهیات یا به عنوان مخصص لبی).
  • در جایی که مستقلات عقلیه است، پیش از آن ادله نقلی را دیده‌ایم (برای احراز عدم مانع از إنشاء و فعلیت).

:label: مبنای نام‌گذاری: بر اساس نتیجه نهایی

نام‌گذاری مستقلات عقلیه یا تعبدی، بر پایه نتیجه نهایی استدلال صورت می‌گیرد:

  • اگر ساختار استدلال و مقدمات نهایی هر دو عقلی باشند ⟵ مستقلات عقلیه.
  • اگر ساختار استدلال و مقدمات نهایی هر دو نقلی باشند ⟵ دلیل تعبدی.

:white_check_mark: جمع نهایی عقل و نقل

بر اساس این دیدگاه، نه تنها عقل و نقل در تعارض نیستند، بلکه معتقدیم: حکم عقل قطعی که احراز عدم مانع از سوی شارع شده، عیناً مطلوب شارع است.

نتیجه: قاعده ملازمه نه تنها به معنای کنار گذاشتن نقل نیست، بلکه چارچوبی منطقی برای هماهنگی و جمع میان حکم قطعی عقل و اراده شارع، با در نظر گرفتن کامل همه ادله ارائه می‌دهد.


:books: بر اساس جلسه ۷۵
:date: ۳۰ دی ماه ۱۴۰۴

قضیه …ان الله سکت عن اشیاء لم یسکت عنها نسیانا فلا تتکلفوها… چه می شود؟
فرمودید پس از درک عقل نسبت به قضیه ای، فحص می کنید تا بیینید مانعی هست یا نه، اگر نبود میگوییم پس حکم شرع هم همین است، در حالی که ممکن است نفس همین سکوت شارع، از روی مصلحت بوده، یعنی شارع نخواسته نسبت به این قضیه، تکلیفی بر عهده مکلفین بگذارد.

یک مطلب دیگر اینکه چه دلیلی دارید که شارع باید درک عقلی را ردع کند؟ عقل دریافته که فلان عمل حسن است، مصلحت لزومی دارد، خب ، فرض هم این است که عقل درست فهمیده واقعا این عمل حسن است، دارای مصلحت مهم و لزومی است. اما به چه دلیل هر چه مصلحت لزومی دارد، واجب شرعی است و شارع برایش جعل وجوب کرده؟ می گویید چون شارع ردعی از این درک عقلی نکرده. میگوییم دقیقا از چی ردع نکرده؟ اگر می گویید از درک عقلی ردع نکرده، می گوییم درک عقل که غلط نبوده تا ردع شود اولا و به فرض غلط بودن دلیلی بر لزوم ردعش توسط شارع نداریم ثانیا. اگر بگویید از فهم وجوب، می گوییم فهم وجوب اول الکلام است، چه دلیلی بر ملازمه دارید، اول ثابت کنید که این درک عقل مستقل، مستلزم وجوب شرعی است، سپس بگویید خب حالا شارع از این درک وجوب شرعی ردع کرده است. و الا مصادره به مطلوب می شود