فضیلتی برای سادات

با توجه به این آیه
وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهينٌ (21
وروایاتی که مضمونشان ملحق نمودن ذریه به درجه والدین است می توان تمامی سادات مومن را در بهشت هم درجه ائمه دانست همانند روایات
قصزت الابناء عن عمل الابا<…

حجیت ظهور در جائی که مطلوب کشف قطعی واقع است ( مثل مقام که مطلوب قطع به این قضیه است نه اقامه حجت بر آن ) اثر ندارد ، اللهم الا بلحاظ جواز الاخبار

با سلام
این که آیه مربوط به کدام عالم است سوال اول است؟
چرا که ممکن است از این آیه برای تبعیت ولد از والدین در کفر و یا اسلام استناد کنند که مربوط به عالم ظاهر و این دنیا خواهد بود(البته منظور بنده این نیست که الحاق را منحصر در این عالم بدانم فعلا از این حیث نفی و اثباتی ندارم) که مفصل این بحث در درس خارج امسال آیت الله شب زنده دار بیان شده است.
که البته ظاهر آیه با عوالم غیبی بیشتر سازگاری دارد. اما این که ظرف این الحاق در بهشت است نیاز به دلیل دارد.
مطلب بعدی این است که متعلق«الحاق» چیست؟ به عبارت دیگر در چه چیز این الحاق اتفاق می افتد در درجات بهشتی یا درجات معنوی و یا …
مطلب دیگر این است که ما شاید به عنوان مثال نقض بتوانیم فرزندان گناهکار از سادات را مثال بزنیم، که بالطبع هیچ گاه گناهکار و بی گناه در یک درجه نخواهند بود.
و این مطلب از آیات قرآن هم استفاده می شود که«هل یستوی الاعمی و البصیر» و …
و نتیجه گیری که شما از آیه داشته اید ثمره عملی اش می تواند این باشد که دیگر سادات به فکر تقوی هم نباشند و تنها به حفظ ایمان بسنده کنند.

دلیل اعمّ از مدّعی است چون شامل افرادی که مادر آنها هاشمی باشد فنزل هم میشود شاید من و شما رو هم بگیره پس فضیلتی برای سادات مصطلح نیست…

مراد بنده
1سادات به معنای اعم بود حتی میرزا ها
2قطعا مراد از آیه الحاق در بهشت است به دلیل مُتَّكِئينَ عَلى‏ سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عينٍ (20)
وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهينٌ (21)
وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ (22
3 روایات به این مضمون و مصرح به این معنا زیاد است وبه عنوان نمونه
روي عن النبيّ صلّى اللَّه عليه و آله انّ اللَّه يرفع ذرّية المؤمن في درجته و ان كانوا دونه لتقرّبهم عينه ثمّ تلا هذه الآية.
و في الكافي و الفقيه و التوحيد عن الصادق عليه السلام في هذه الآية قال قصرت الأبناء عن عمل الآباء فالحقوا الأبناء بالآباء لتقرّ بذلك أعينهم
اما بدی ها وگناهان مومن همگی تا قیامت پاک میشود و قصور عمل آنها هم جبران می شود وصد البته این منافاتی با آیه هل یستوی الذین یعملون و… ندارد کما اینکه هم درجه شدن با ائمه (کان معی فی درجتی یوم القیامه) که به نظرم برای زوار آنان در روایات آمده منافاتی با علو درجه آنان ندارد کما لا یخفی

نسبت به مطالب جناب حسین بن علی
این که در بند اول فرمودید: قطعا مربوط به بهشت است از کجا و به چه دلیل؟
این که از نعمات مذکور در آیه قبل و بعد آیه 21 می خواهید چنین نتیجه ای بگیرید صرفا دلیل نمی شود مگر شما ضمیمه ای داشته باشید که چنین نعماتی “مجموعا” تنها در بهشت تصور دارد.
چرا که به عنوان نمونه ظاهرا کسانی بوده اند که در همین دنیا حوری دیده اند مانند مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم جبریل.
اما نسبت به بند سوم که فرمودند تنافی بین این دو مطلب وجود ندارد منظورشان چیست؟ در این زمینه بیشتر توضیح بدهند و تک تک کلماتی که به کار می برند بفرمایند دقیقا چه معنایی از آن اراده می کنند کلماتی مانند درجه و رتبه و …
لطف بفرمایند در صورتی که درجه را “من جمیع الجهات” معنی می کنید عدم تنافی را به طور واضح بیان کنید.

به نظرم آیه مذکور نص در بهشت است
إِنَّ الْمُتَّقينَ في‏ جَنَّاتٍ وَ نَعيمٍ (17)
فاكِهينَ بِما آتاهُمْ رَبُّهُمْ وَ وَقاهُمْ رَبُّهُمْ عَذابَ الْجَحيمِ (18)
كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنيئاً بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (19)
مُتَّكِئينَ عَلى‏ سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عينٍ (
2
اما در مورد دفع تنافی بنابر سوالی که بنده از بعض علماء از جمله آسید جواد شبیری پرسیدم مراداز این دسته روایات همنشین بودن با آنها در مکان و نعم ظاهری است وملازم بودن با آن بزرگواران است نه در درجه قرب ونعم معنوی وروحانی
به نظرم با وجود روایات فراوان اشکال ثبوتی در مطلب …!!!

ٍّ حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: أَخَذَ النَّبِيُّ ص بِيَدِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ فَقَالَ مَنْ أَحَبَّنِي وَ أَحَبَّ هَذَيْنِ وَ أَبَاهُمَا وَ أُمَّهُمَا كَانَ مَعِي فِي دَرَجَتِي يَوْمَ الْقِيَامَة!!!

أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا عَلِيُّ مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي أَوْ زَارَكَ فِي حَيَاتِكَ أَوْ بَعْدَ مَوْتِكَ أَوْ زَارَ ابْنَيْكَ فِي حَيَاتِهِمَا أَوْ بَعْدَ مَوْتِهِمَا ضَمِنْتُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنْ أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا وَ شَدَائِدِهَا حَتَّى أُصَيِّرَهُ مَعِي فِي دَرَجَتِي.

قَالَ: يَا مِيثَمُ إِذاً تَكُونُ مَعِي فِي دَرَجَتِي.

با سلام
قبل از هر چیز یک نکته عرض کنم و آن این که مباحث تالار بایستی استدلالی باشد نه صرفا تعبدی، بنابراین نقل قول از سایر بزرگواران هم اگر صورت می گیرد همراه دلیل بایستی ذکر شوند.
اما نسبت به مطلبی که بیان داشتید، در واقع با بنده همراه شدید که من جمیع الجهات نمی توانند در یک مقام با هم مشترک باشند.بگذریم که هنوز تعریف دقیقی از “درجه” و “مقام معنوی” و … هم عرضه نکردین.
مطلب دوم این است که فرق است بین تعبد به روایات و فراوانی آن ها و بین فهم و درک روایات، کلماتی مانند تنافی و عدم تنافی با تعبد حل نمی شود بلکه نیاز به راه حل برای رفع تنافی و البته مستند دارد.

دوست عزیز فرموده اند:

اما بدی ها وگناهان مومن همگی تا قیامت پاک میشود و قصور عمل آنها هم جبران می شود

خوب است لطف کنند و این مطلب را به صورت استدلالی بیان کنند تا بعد از شنیدن استدلال ایشان، اشکالاتی که در نظر حقیر هست حل شوند یا اگر حل نشدند مطرح کنم و ایشان پاسخ بفرمایند.

اگر مرادتان فقره اول است ادله کثیره شفاعت وروایاتی که ائمه فرموده اند اگر کسی گناهکار باشد هنگام مرگ یا در برزخ عذاب میشود وچیزی برای قیامت نمیماند کافی است(باب تعجیل عقوبت ذنئب )کافی مطلب اجماع امامیه است
فقره دوم هم نتیجه دعوی بود و دو روایت برای آن ذکر شده

حقیر در آنچه فرمودید استدلالی نیافتم و آن را صرفا تکرار مدعا می دانم. البته شاید مایل نباشید در این مورد بحث علمی صورت بگیرد که اختیار آن با شماست.

میشود بفرمایید دقیقا استدلال بر چه را میخواهید طبیعتا دلیل نقلی می خواستید که ذکر شد

میشود بفرمایید دقیقا استدلال بر چه را میخواهید طبیعتا دلیل نقلی می خواستید که ذکر شد

در پست قبلی فرموده بودید:

اگر مرادتان فقره اول است ادله کثیره شفاعت وروایاتی که ائمه فرموده اند اگر کسی گناهکار باشد هنگام مرگ یا در برزخ عذاب میشود وچیزی برای قیامت نمیماند کافی است(باب تعجیل عقوبت ذنئب )کافی مطلب اجماع امامیه است
فقره دوم هم نتیجه دعوی بود و دو روایت برای آن ذکر شده

آن ادله کثیره که فرموده‌اید هم نیاز به بررسی سندی دارند و هم نیاز به بررسی دلالی علاوه که باید بتوانید آنها را با ادله معارض جمع کنید یا بر آنها ترجیح بدهید.
جدای از اشکالات عقلی که به مطلبی که بیان کرده‌اید وارد است.
هم چنین ادعای اجماع امامیه کرده‌اید که این خود نیاز به اثبات دارد.
از شما دوست عزیز تقاضامندم در صورت تمایل به بحث، این موارد را به صورت کامل و دقیق مطرح کنید تا نتیجه آن (هر چه باشد) بحث ارزشمند و قابل استفاده باشد.
با تشکر

ادعا آن بود که مومن قطعا بهشتی است و و همنشینی رسول اکرم به فضل خداست
اما ادله
اولا بنده بابی از اصول کافی را معرفی کردم
ثانیا روایات کثیره که شفاعت را برای موالیان اثبات کرده کما لا یخفی
ثالثا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع يَدْخُلُ النَّارَ مُؤْمِنٌ قَالَ لَا وَ اللَّه‏ کافی
قال زرارة: أ يدخل النار مؤمن؟ فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام: لا يدخلها الا أن يشاء اللّه‏ رجال الكشي
رابعا این المعرض الصحیح!!
خامسا اجماع تحقیقا عرض شد ولی مقام گنجایش آن را نداشت
سادسا دعای کمیل !!! ما هکذا الظن بک
دوستان هم کمی تصفح کنند

از باب اینکه جسارت خدمت شما نشود چند نکته رو عرض میکنم:

  1. در روایت اول این گونه آمده است:
    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع يَدْخُلُ النَّارَ مُؤْمِنٌ قَالَ لَا وَ اللَّهِ قُلْتُ فَمَا يَدْخُلُهَا إِلَّا كَافِرٌ قَالَ لَا إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ
    با در نظر گرفتن ذیل روایت چگونه بر مدعای شما دلالت خواهد کرد؟
  2. روایت دوم نیز با غمض نظر از اینکه راوی آن احمد بن هلال است در متن آن مقید به مشیت الهی است و باز هم دلالتی بر مدعای شما ندارد.
  3. اگر مومن وارد جهنم نمی شود و همه مومنین در روز قیامت وارد بهشت خواهند شد این همه آیات و روایات دال بر عذاب گناهان را چگونه توجیه می کنید؟ با توجه به اینکه در اکثر این روایت بلکه همه آنها عذاب جهنم وعده داده شده است و منظور از جهنم برزخ نیست بلکه همان چیزی است که در روز قیامت محل عذاب گنه کاران و از جمله کفار است.
    علاوه که دیگر این وعیدها بازدارندگی خود را از دست خواهند داد.
    بماند که از حرف شما لغویت عنوان حاصل می شود و در حقیقت عنوان گنه کار که در این همه روایات اخذ شده است لغو است و عنوانی که به جهنم خواهد رفت کافر است.
  4. فرموده بودید که مومنین گنه کار همه در برزخ عذاب خواهند شد و در قیامت به بهشت خواهند رفت.
    در روایات متعدد وارد شده است که سوال قبر از کسانی است که محض الایمان محضا و یا محض الکفر محضا و سایر ناس در قبر سوال نمی شوند و در روز قیامت سوال خواهند شد.
    برای نمونه:
    أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا يُسْأَلُ فِي الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ يُلْهَوْنَ عَنْهُم‏

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّمَا يُسْأَلُ فِي قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً وَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ أَمَّا مَا سِوَى ذَلِكَ فَيُلْهَى عَنْهُمْ.

أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّمَا يُسْأَلُ فِي قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً وَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ أَمَّا مَا سِوَى ذَلِكَ فَيُلْهَى عَنْه‏

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا يُسْأَلُ فِي الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً.

وَ قَالَ الصَّادِقُ ع لَا يُسْأَلُ فِي الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْبَاقُونَ مَلْهُوٌّ عَنْهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

و تا وقتی فرد مورد سوال قرار نگرفته است عذاب نیز نخواهد شد. همان طور که این برداشت علماء در ضمن این روایات موید همین مساله است.

  1. اشکالات و معارضات دیگری نیز وجود دارد که برای شلوغ نشدن بحث در آینده مطرح خواهم کرد.

اما روایت زراره پر واضح است پس از لا ولله قید ال ان یشا الله همانند آیه سنقرءک فلا تنسی الا ما شا الله است که از باب تیمن است
ثانیا علت مذکور در روایت روشن می کند حکم استثنا ندارد فَقَالَ لِي: «يَا زُرَارَةُ، مَا تَقُولُ فِيمَنْ أَقَرَّ لَكَ بِالْحُكْمِ؟أَ تَقْتُلُهُ «1»؟ مَا تَقُولُ فِي خَدَمِكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ؟ أَ تَقْتُلُهُم‏
اتفاقا حضرت فرموده اند که من در اینکه مومن به جهنم نمیرود استثنا نمی کنم قَالَ لِي: «أَيْ زُرَارَةُ، إِنِّي أَقُولُ: لَا، وَ أَقُولُ: إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّه‏
اما استثنا در انکه غیر کافر هم به جهنم میرود مراد بعض از مرجون لامر الله واصحاب اعراف و مستضعفین است که در چند روایت به همین نکته اشاره شده
ثانیا امیر المومنین فرمودند ایها الناس دینکم دینکم فان السیئه فیه مغفور در جامعه کبیره آمده کفاره لذنوبنا آنهمه روایاتی که دارد هر که محب ائمه باشد همراه و هم درجه آنهاست همگی دلیل بر خلاف کلام شماست همچنین ادله شفاعت محبین در عرصه قیامت
ثالثا مرادتان از روایات سوال قبر این بود که اگر کسی گناه کرده از او سوال قبر نمیشود! ویا او ایمانش خالص نیست !! واضح است مراد آن روایات همان چند دسته بین ایمان و کفرند
اما ادله عذاب گنه کار همانند آیه حرمت زنا یا قتل عمدی مومن اگر از آن گناه توبه نشود ایمان در هنگام مرگ از او سلب می شود و همین خطر موجب تجری نشده ولغویت تشریع را لازم نمیآورد و…ادله ای که عذاب قیامت را از مومنین نفی می کند

با عرض سلام خدمت جناب حسین بن علی
بنده بخشی از کلماتتان را متوجه نشدم؛ مخصوصا قسمت “ثالثا”
اگر ممکن است، منظور خودتان را در قالب نوشتاری بیان کنید؛ چرا که بیان محاوره ای در کلام شما مشهود است.
جدای از این، یک نوع عجله در پاسخگویی شما وجود دارد،به نوعی که گویا دارید به صورت زنده با مخاطب جدل می کنید، که این نوع عملکرد به بیان علمی شما صدمه می زند.
استفاده ار علائم نوشتاری نظیر: ،؛. و … در انتقال مراد شما به ذهن مخاطب سهم بسزایی دارد، علاوه بر این که مخاطب با علاقه بیشتری مطلب شما را مطالعه می کند.
با تشکر از زحمات شما.

حتما
آقای ریحان فرموده بودند چون سوال قبر از کسانی می شود که مومن خالص یا کافر خالصند اگر مومنی گنه کار باشد سوال قبر ودر نتیجه عذاب قبر وبرزخ را ندارد که در جواب عرض شد مراداز قید خالص اخراج فرادی است که در ایمان کامل نیستند همانند اصحاب اعراف و مرجون لامر الله و خصوصا مستضعفین نه مومن گنه کار و این بیان علاوه بر ظاهر روایت موید به روایات فراوانی است که عذاب قبر را برای گناهان مختلف ثابت کرده به این روایت دقت کنید مهمه
حَدَّثَنِي هِشَامٌ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ الطَّيَّارِ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع النَّاسُ عَلَى سِتَّةِ أَصْنَافٍ قَالَ قُلْتُ أَ تَأْذَنُ لِي أَنْ أَكْتُبَهَا قَالَ نَعَمْ قُلْتُ مَا أَكْتُبُ قَالَ اكْتُبْ أَهْلَ الْوَعِيدِ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَهْلِ النَّارِ وَ اكْتُبْ وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً «2» قَالَ قُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ وَحْشِيٌّ مِنْهُمْ «3» قَالَ وَ اكْتُبْ وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ «4» قَالَ وَ اكْتُبْ إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا … ظاهرش آنست هر مومنی بهشتی وهر کافری جهنمی است و 4دسته دیگر مردد است
" حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لَا تَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَة" حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لَا تَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَة

با تشکر از اهتمامی که دوست عزیزمون در جواب به سوالات دارند.
ایشان فرموده اند:
قید الا ان یشا الله همانند آیه سنقرءک فلا تنسی الا ما شا الله است که از باب تیمن است
اول اینکه این کلام شما قرینه می خواهد. دوم اینکه اگر این جمله را فاقد معنا بدانید و آن را فقط برای تیمن بدانید بین دو جواب سوال اول و سوال دوم تنافی خواهد بود چون در جواب سوال اول امام فرموده اند که مومن وارد بهشت نمی شود و در جواب سوال دوم هم فرموده اند فقط کفار داخل جهنم نمی شوند. چگونه این تنافی را برطرف می کنید؟
در ادامه با بیانی که برای بنده تمام وجوه آن روشن نشد فرموده اید:
ثانیا علت مذکور در روایت روشن می کند حکم استثنا ندارد فَقَالَ لِي: «يَا زُرَارَةُ، مَا تَقُولُ فِيمَنْ أَقَرَّ لَكَ بِالْحُكْمِ؟أَ تَقْتُلُهُ «1»؟ مَا تَقُولُ فِي خَدَمِكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ؟ أَ تَقْتُلُهُم‏
اتفاقا حضرت فرموده اند که من در اینکه مومن به جهنم نمیرود استثنا نمی کنم قَالَ لِي: «أَيْ زُرَارَةُ، إِنِّي أَقُولُ: لَا، وَ أَقُولُ: إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّه‏
اما استثنا در انکه غیر کافر هم به جهنم میرود مراد بعض از مرجون لامر الله واصحاب اعراف و مستضعفین است که در چند روایت به همین نکته اشاره شده
آنچه من از آخر روایت فهمیده ام که موید به فهم علماء اعلام است (از جمله رجوع کنید به شرح کافی مازندرانی جلد 10 صفحه 50) این است که امام علیه السلام در این قسمت در صدد ابطال توهم زراره هستند. زراره معتقد به به این بود که النار لایدخلها الا الکافر و امام علیه السلام مثالی برای او می زنند که ممکن است غیر کافر نیز داخل در جهنم شود که این افراد که امام فرموده اند کافر نیستند اما داخل در جهنم نیز می شوند.
سپس کلامتان را این گونه ادامه داده اید:
ثانیا امیر المومنین فرمودند ایها الناس دینکم دینکم فان السیئه فیه مغفور در جامعه کبیره آمده کفاره لذنوبنا آنهمه روایاتی که دارد هر که محب ائمه باشد همراه و هم درجه آنهاست همگی دلیل بر خلاف کلام شماست همچنین ادله شفاعت محبین در عرصه قیامت
آیا شما به روایت اول معتقدید؟! یعنی معتقدید هر کسی شیعه بود گناهانش آمرزیده است هر چه باشد؟!
زیارت جامعه کبیره هم که مثال زده اید نه اطلاقش ثابت است (که هر شیعه ای هر گناهی کرده باشد به خاطر ولایت اهل بیت بخشیده شده است) و باقی آن نیز که تکرار ادعا ست.
ادله شفاعت نیز نه چنین اطلاقی دارند نه مطابق مدعای شما هستند.
سپس در فرمایشی که برای حقیر حل نشد فرموده اید:
ثالثا مرادتان از روایات سوال قبر این بود که اگر کسی گناه کرده از او سوال قبر نمیشود! ویا او ایمانش خالص نیست !! واضح است مراد آن روایات همان چند دسته بین ایمان و کفرند
و آن را در پست بعدی تان تاکید کرده اید که:
مراداز قید خالص اخراج فرادی است که در ایمان کامل نیستند همانند اصحاب اعراف و مرجون لامر الله و خصوصا مستضعفین نه مومن گنه کار
آیا من محض الایمان محضا یعنی هر شیعه ای حتی اگر مرتکب گناهان متعدد کبیره باشد؟! چگونه بین محض الایمان محضا و محض الکفر محضا فقط مستضعفین را واسطه گرفته اید؟
مخصوصا اگر به روایاتی که خدمت تان عرض کردم مراجعه می کردید در می یافتید که در روایات گفته شده است همین افرادی که محض الایمان محضا و محض الکفر محضا رجعت به دنیا خواهند کرد. آیا شما معتقدید همه شیعیان به دنیا رجعت می کنند؟!
بعد ادعای جدیدی مطرح کرده اید و فرموده اید:
اما ادله عذاب گنه کار همانند آیه حرمت زنا یا قتل عمدی مومن اگر از آن گناه توبه نشود ایمان در هنگام مرگ از او سلب می شود و همین خطر موجب تجری نشده ولغویت تشریع را لازم نمیآورد و…ادله ای که عذاب قیامت را از مومنین نفی می کند
آیا گناهان کبیره فقط زنا و قتل هستند؟! آیا اگر کسی یک دروغ گفت و توبه نکرد در هنگام مرگ بدون ایمان از دنیا می رود؟
علاوه که چنین ملازمه ای لا اقل در ذهن مردم آن زمان ثابت نبوده است که انجام گناه مساوی است با مرگ بدون ایمان تا در نتیجه این ترس را داشته باشند که اگر گناهی کردند ایمان آنها از بین رفته است و به غیر ایمان خواهند مرد تا بازدارنده آنها از اعمالشان باشد. چنانچه اکنون نیز چنین ملازمه ای نیست.
در پست بعدی تان به روایتی اشاره کرده اید که از نظر شما دال بر وجود عذاب قبر در برخی گناهان است.
این روایات نیز علاوه که باید هر کدام بررسی سندی شوند موید مدعای شما نیستند. اینکه برای برخی از گناهان در قبر عذاب است مانند این است که برای برخی گناهان در دنیا نیز عذاب است اما این روایات نه نفی عذاب آخرت را می کنند و نه اثبات می کنند که عذاب همه گناهان در قبر است و در قیامت چیزی برای عذاب باقی نخواهد ماند.
سپس به روایت دیگری اشاره کرده اید:
اولا روایتی که ذکر کرده اید از نظر سندی ضعیف است.
ثانیا برای حقیر روشن نشد چگونه روایت دال بر این است که هر مومنی بهشتی و هر کافری جهنمی است. لطف کنید و مرادتان را کامل توضیح دهید.

اما روایت زراره
جواب اینکه حضرت فرموده اند«أَيْ زُرَارَةُ، إِنِّي أَقُولُ: لَا، وَ أَقُولُ: إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّه‏ چه شد حضرت قسم می خورند مومن جهنم نمیرود حضرت حتی مومن گنه کار را استثنا نکردن و برای رفع همین استیحاش فرمودند«يَا زُرَارَةُ، مَا تَقُولُ فِيمَنْ أَقَرَّ لَكَ بِالْحُكْمِ؟أَ تَقْتُلُهُ «1»؟ مَا تَقُولُ فِي خَدَمِكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ؟ أَ تَقْتُلُهُم‏ معنای این فقرهآنست زراره آیا تو بچه ات را می کشی آیا اهلت را بخاطر خطایا میکشی هرگز خدا هم مومن را جهنم نمی برد(آنچه از شروح نقل کردید مباین مضمون روایت است)
تنافی صدر و ذیل هم با وجود 4 دسته بین ایمان و کفر که در روایت بن طیار و… بیان شده قابل رفع است
اما در مورد ثانیا امیر المومنین فرمودند ایها الناس دینکم دینکم فان السیئه فیه مغفور در جامعه کبیره آمده کفاره لذنوبنا آنهمه روایاتی که دارد هر که محب ائمه باشد همراه و هم درجه آنهاست همگی دلیل بر خلاف کلام شماست همچنین ادله شفاعت محبین در عرصه قیامت ثانیا امیر المومنین فرمودند ایها الناس دینکم دینکم فان السیئه فیه مغفور در جامعه کبیره آمده کفاره لذنوبنا آنهمه روایاتی که دارد هر که محب ائمه باشد همراه و هم درجه آنهاست همچنین ادله شفاعت محبین در عرصه قیامت ادعا آنست ممکن است گناه موجب سلب ایمان بشود والا گناه با عذاب هایی غیر عذاب جهنم پوشیده می شود و ادله مذکور عموم دارند نه اطلاق
اما اینکه فرمودید تکرار ادعا بنده استدلال به روایات بسیار فراوانی کردم که در مقام معارضه مرجحند
اما عذاب قبر مومن اولا طبق استدلال شما تفاوتی بین 1 یا 100 گناه در اینکه سوال قبر از آنها نمی شود نیست
در روایات هم اشاره به رجعت نبود بلکه خلاف آن روشن بود: نم أنام اللَّه عينك و يفتح له باب إلى الجنة فلا يزال ينفحه «1» من روحها إلى يوم القيامة
اما سوال نکردن از ایمان مستلزم عذاب نشدن باشد هم درست نیست والاتمامی عذاب قبر برای کفار میشود که اگر اینرا بپذیرید عذاب گناهان در جهنم هم مخصوص کفار است ولا محذور فی الآخر
اما ادله عذاب های جهنم قطعا اقتضایی و منوط به نبود موانعی مثل توبه غفران الهی ویا جبران با حسنات است وایمان هم حسنه ایست که همراه آن سیئه ضرری نمیزند و…
بحث از محل خود خارج شده اگر این سوال در موضوع جدیدی مطرح شود انفع است