مرحوم اصفهانی فرموده در جمیع الموارد چه صدق العادل چه لاتنقض الیقین بالشک که حرمت طریقیه دارد و چه احتط، وجوب طریقی معقول نیست. اشکال مطلب آن است که انشاء یک فعل اختیاری است که از جاعل صادر میشود. هر فعل اختیاری باید به یک داعی باشد. اگر انسان به سوی یک کاری حرکت میکند، از یک احساس درونی ناشی میشود که نامش داعی است یعنی یک وجود لحاظی. برای انجام هر کاری، باید در نفس انسان یک داعی و محرک وجود داشته باشد که اگر نباشد، حرکتی نیست. غرض همان علت غائی به وجوده الخارجی است و به وجوده اللحاظی همان داعی است. لذا گفته میشود صرف امر الله باعث محرکیت نمیشود بلکه باید یک استحقاق عقوبت بر مخالفت نیز تصویر شود که محرک شود.
همچنین واضح است که هر فعل اختیاری، مصداق همان داعی است. داعی یعنی همان که مرا تحریک کرد پس فعل مکلف باید محصل همان داعی باشد. اگر داعی برای ضرب، تأدیب است و پس داعی و غرض باید مصداق همان غرض باشد.
ایشان ادعا دارد که در اوامر و انشائیات، باید آنچه که از جاعل و منشیء صادر میشود، مصداق داعی باشد که مضاف به ماده امر است. اگر به نماز امر میکند تا داعی بعث الی الصلاة باشد پس باید مصداق ماده مضاف به داعی باشد. اگر امر به امتحان میکند، باید این امر، مصداق ماده مضاف به داعی امتحان باشد مثل ذبح ولد. لذا بعث الی الصلاة، داعی الی الصلاة است. در اوامر، داعی باید مضاف به هیئت امری باشد که در موردش آمده است.
بر همین اساس، در امر به تصدیق عادل و نهی از نقض یقین به شک و امر به احتیاط، داعی نمیتوانند تنجیز واقع باشند. امر طریقی یعنی امر به داعی تنجیز واقع و این صحیح نیست. واقع تنجز پیدا میکند. قبول داریم که خبر منجز واقع است و در جایی که احتیاط واجب است، احتمال، منجز واقع است مثل قبل از فحص، ولی اینها ماده امر نشده. ماده امر خود احتیاط است. احتط نمیتواند به داعی تنجیز واقع باشد یعنی تنجیز واقع، ماده احتط نیست بلکه میتواند بعث الی الاحتیاط باشد. اما اینکه این احتیاط، مصداق تنجیز واقع باشد، معقول نیست. نهایت آن است که بعث نحو الاحتیاط است و چون احتیاط خودش ملاک نفسی ندارد و غرض مولی، بعث به خود احتیاط نیست بلکه تحفظ بر واقع است، پس امر به احتیاط نمیتواند مصداق تنجیز واقع باشد پس امر به احتیاط نمیتواند امر طریقی باشد.
مرحوم اصفهانی خودش پاسخ داده که امر به احتیاط، یک واجب نفسی است و اگر به احتیاط امر کرده، مصداق بعث نحو الاحتیاط است و واقع این بعث، همان صلّ است اما قالب آن فرق دارد یعنی مولی فرموده صل ولی به مکلف نرسیده و شک کرد، لذا فرمود احتیاط کن و این همان صل است که به واقع برسد.
درس خارج اصول. تاریخ 14 مهر ماه 1403