عدم دخالت نبود قيد منفصله در شکل گیری اطلاق

دلیل استاد بر صحت نظر مرحوم آخوند در عدم دخالت قید منفصل در اطلاق
در دعوای بین مرحوم نائینی و آخوند، به نظر می آید حق با آخوند است و نباید قرینه را اعم از متصله و منفصله گرفت.
نکته اول: قرینه بر چه اساسی قرینه تعیین می شود؟ مثلا در فاستبقوا الخیرات، استبقوا ظهور در وجوب و الخیرات ظهور در عموم دارد. کدام یک قرینه بر دست کشیدن از دیگری می شود؟ معیارِ قرینیت، تقدم اظهر بر ظاهر است و نائینی و همه این مطلب را قبول دارند. چیزی که ظهورش اقوی است، مقدم بر دیگری می شود که اقوی بودن هم بر اساس مناشئ ظهور تعیین می شود.
اگر ظهور، مراد جدی باشد که پس از فحص از قرائن منفصله شکل می گیرد، دیگر معنی ندارد که معیار قرینه، تقدم اظهر بر ظاهر باشد. اظهر و ظاهر، زمانی معنی دارد که ظهور نهایتا با پایان جمله شکل گرفته باشد. اگر قرار بود ظهور تا آخر قرینه منفصله برود، اصلا اظهر و ظاهر معنی نداشت و کل ضابطه قرینیت زیر سؤال می رفت.
نکته دوم: معیار ظهور و مراد جدی، عقلاء هستند. ما در مباحث الفاظ، دنبال ضابطه مند کردن فهم عرفی هستیم. مراد استعمالی یعنی چی گفت و مراد جدی یعنی چی منظورش بود. وقتی خطاب تمام می شود، آیا عقلاء به سؤال چی گفت پاسخ می دهند یا این سؤال باقی است تا وقتی قرائن منفصله هم پیدا کنند؟ وجدان ما می گوید پاسخ به سؤال «چی گفت» با پایان جمله، داده می شود اما «چی منظورش بود» با فحص از قرائن منفصله است.
( درس خارج اصول جلسه۱۶ ۱۶ مهر۱۴۰۳)