در روابط مردم با هم معذر، منجز و حجت صرفا براساس معیار اصابت به واقع سنجیده نمی شود.
نه این که نخواهند ها. چون علم به نیات و درون همدیگر ندارند ناچارند که قوانین و اصول کلی قرار بدهند و آن ها را مرجع برای تنجز و تعذر و حجیت قرار بدهند.
اما خدا نباید با بشر که این گونه نیست، قیاس شود.
چون خداوند عالم به اغراض و نیات و شرایط انسان ها است، دیگر نیازی به اصول و قوانین کلی نمی باشد.
پس همان معیار اولی یعنی اصابت به واقع نسبت به خدا باید ملاک قرار گیرد.
اشتباه است که ببینیم که چه اصولی را ما در روابطمان با مردم استفاده می کنیم که سبب معذریت ما در نزد آن ها می شود بعد نسبت به خداوند عالم هم از آن اصول پیروی کنیم.
اتفاقا ازمواردی که فقها برای تعذیر و تنجیز برشمرده اند این است که ببینیم ایا عقلا در مقام دادخواهی به آن تمسک می کنند یا نه؟ اگر تعذیر و تنجیز نزد عقلا معتبر عند الشارع نبود از آن ردع می کرد به ردع خاص
می دانم که فقها این را فرموده اند. این متن در رد همین حرف بود.
در حقیقت چون اجرای اصول عقلائی نسبت به خداوند خلاف عقل است، نیازی به ردع مستقلی ندارد.
اما مطلب جدید:
به نظرتان از آیه زیر برای ردع نسبت به بناء عقلا (در جایی که حکم عقلی در میان نیست) نمی توان استفاده نمود؟
(وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ)
این نظر شما شبیه نظریه قوی ترین معرفت نوعی ممکن است که قبلا توسط یکی از حوزویان مطرح شد.
با این فرق که شما می گویید معیار قوی ترین معرفت شخصی است. بنابر این منِ فقیه باید به قوی ترین مرتبه معرفت نسبت به حکم، اگر بود قطع، نشد اطمینان، نشد ظن قوی، نشد ظن ضعیف
باب استدلال و احتجاج هم تا حدود زیادی بسته می شود و دیگر فقیهان نمی توانند با این فقیه احتجاج کنند، چون این فقیه می گوید من در دلم به اطمینان رسیدم، ولو از راههای غیر متعارف، خدا خودش شاهده که در دلم اطمینان دارم.
حصول قوی ترین کاشف آنهم از سنخ شخصی، نه نوعی، یک مطلب شخصی است و نمی توان با دیگران به اشتراک و نقد گذاشت. فوقش دیگران می گویند این دلیل تو برای ما اطمینان نیاورد، ولی نمی توانند به فقیه اشکال کنند.
یک فقیهی می گوید به نظر من سن بلوغ 18 سال است. می گوییم چرا، می گوید در دلم اطمینان دارم. شما چگونه او را نقد می کنید؟ نهایت اینکه میگویید دلیل معتبری نداریم، او می گوید دلیل معتبر نزد من یعنی اطمینان خودم به حکم الله واقعی