ادعای وجود تعارض
کسانی مانند مرحوم شیخ انصاری و مرحوم نائینی قائلند که روایات بحث تجری تعارض دارند؛ زیرا یک دسته برای متجری عقاب را ثابت میکنند و دستهای دیگر نفی عقاب میکنند.
نقد ادعای تعارض
اساس نقد
این اخبار با هم تعارض ندارند تا بخواهیم جمع کنیم. با توجه به اینکه در متجری ما قائل به استحقاق عقاب به خاطر قبح فاعلی هستیم، اخبار دال بر استحقاق عقاب مورد تأیید ما هستند و تعارضی با اخبار عدم عقوبت ندارند؛ چون اخبار عدم عقوبت نمیگویند استحقاق عقاب ندارد تا با دسته اول معارضه کند، بلکه میگویند عقاب بر او نوشته نمیشود. علاوه بر آن، در بین اخبار عدم نوشته شدن عقاب، دو روایت هست که نشان میدهد نوشته نشدن، امتنانی و تفضلی است و وقتی امتنانی میشود که استحقاق عقاب وجود داشته باشد. اگر استحقاق عقاب نباشد، امتنان پدید نمیآید.
مثلاً اگر کسی کارش را درست انجام داده باشد، معنی ندارد به او بگوییم «منت بر تو میگذارم و عقابت نمیکنم.» امتنان تنها وقتی تحقق مییابد که استحقاق وجود داشته باشد و شارع تفضل کند.
جمعبندی مطلب
نتیجه این میشود که متجری مستحق عقاب است اما شارع تفضل کرده و او را عقاب نخواهد کرد. در این صورت، همانطور که مرحوم آخوند فرمودند، آیات و روایات شاهد بر مدعای ما میشوند و تعارضی بین آنها نیست.
تحلیل صحیحه زراره به عنوان شاهدی بر جمع
متن روایت
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لآِدَمَ فِي ذُرِّيَّتِهِ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ لَمْ يَعْمَلْهَا كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ وَ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ بِهَا عَشْراً وَ مَنْ هَمَّ بِسَيِّئَةٍ وَ لَمْ يَعْمَلْهَا لَمْ تُكْتَبْ عَلَيْهِ سَيِّئَةٌ وَ مَنْ هَمَّ بِهَا وَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةٌ.[1]
تقسیمبندی چهارگانه در روایت
این روایت، افراد را چهار قسم میکند:
| قسم | توصیف | حکم |
|---|---|---|
| قسم اول: منقاد | مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ لَمْ يَعْمَلْهَا | كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ |
| قسم دوم: مطیع | مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ عَمِلَهَا | كُتِبَتْ لَهُ بِهَا عَشْراً |
| قسم سوم: متجری | مَنْ هَمَّ بِسَيِّئَةٍ وَ لَمْ يَعْمَلْهَا | لَمْ تُكْتَبْ عَلَيْهِ سَيِّئَةٌ |
| قسم چهارم: عاصی | مَنْ هَمَّ بِهَا وَ عَمِلَهَا | كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةٌ |
توضیح تفصیلی
- منقاد: پایینترین و ضعیفترین مرحله انقیاد، مجرد نیت بدون مُظهِر است. تجری نیز دارای مراتب است؛ همین که در ذهن شما هست که اگر در عاشوراء بودید، کنار امام حسین علیهالسلام بودید، حسنه برای شما نوشته میشود.
- مطیع: این که شارع میگوید «من ده برابر به تو حسنه میدهم»، امتنان است و استحقاق ثواب را به همراه دارد.
- عاصی: کسی که بر او یک سیئة نوشته میشود، مستحق یک عقاب و سیئه است.
استدلال نهایی بر اساس روایت
عرض ما این است که این روایت که هر چهار حالت را دارد، در مقام امتنان است. در سه فقره منقاد، مطیع، و عاصی، امتنان روشن است. اما بر متجری عقاب نوشته نمیشود؛ چگونه این امتنان است؟ اگر خود متجری استحقاق عقاب نداشته باشد، چه امتنانی دارد؟ اما اگر مستحق عقاب باشد و شارع چیزی بر او ننویسد، امتنان تحقق مییابد.
لذا اگر متجری را بر فعل میبریم، منقاد را نیز بر فعل ببریم؛ اما اگر بر فاعل میبریم، منقاد را نیز بر فاعل ببریم.
بر اساس جلسه ۶۷
۱۷ دی ماه ۱۴۰۴
الکافی، جلد۲، ص۴۲۸ ↩︎