در ما جعل علیکم فی الدین من حرج، باید بررسی کرد که آن مواردی که در دین قرار گرفتند، به صورت چه وضع شدند تا این آیه بتواند آنها را بردارد. ایشان ادعا دارد که در شریعت، افعال بر عهده مکلفان قرار گرفته است. کتب علیکم الصیام و کتب علیکم القتال و کتب علیکم الوصیة اذا حضر احدکم الموت. وضع و کتب در حال جعل فعل است و در استعمالات عرفی نیز، الزام به فعل است و عرفی نیست که به تروک الزام کنند. در نتیجه ما جعل علیکم فی الدین من حرج یعنی همان افعالی که بر عهده شما گذاشتیم، اگر حرجی شد، رفع میکنیم.
یؤید ذلک در مثل حدیث رفع که در بعضی از نسخ وضع عن امتی داشت، افعال برداشته شده مثل ما اضطروا و ما استکرهوا. پس اصطلاح جعل حکم و احکام مجعوله، از کلمات علماء است و گرنه در شریعت، جعل و وضع و کتابة و مشابه آن به افعال تعلق گرفته نه احکام. پس وقتی میگوید ما جعل علیکم الحرج، یعنی واجبات و در واجبات است که فعل حرجی میشود در حالیکه در محرمات، ترک حرجی است نه فعل.
استاد
اما به نظر میرسد این فرمایش ناتمام است. برای اینکه ابهت و صولت کلام شکسته شود، گفتنی نیست که بگوییم خداوند محرمات را برای مکلفان ننوشته است. فرقی بین کتب علیکم الصیام و حرم علیکم المیتة نیست. کتب علیکم الصیام به حمل اولی، کتابة است و حرم علیکم المیتة به حمل شایع، کتابت است. پس اینکه جعل و کتاب مختص به افعال باشد، چنین نیست بلکه در محرمات نیز کتابت وجود دارد. خدا برای بیان حرمت قتل نفس فرمود: «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَني إِسْرائيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً». البته در بعضی موارد با ماده کتابت است و بعضی موارد با غیر آن، محرمات بیان شدهاند.
پس ولو در آیه لاحرج افعال مراد باشد، فرقی بین بعث به افعال و زجر از افعال یعنی حرامها وجود ندارد. در عرف، هم الزام به افعال داریم و هم نهی از افعال داریم. مثل اینکه مولی بفرماید در دین من حرج نیست یعنی چه افعالی که الزام کردم و چه افعالی که منع کردم.
ثانیا اینکه ایشان میگوید افعال بر عهده گذاشته شده پس ما جعل علیکم یعنی افعال بر عهده نگذاشته، مرحوم شیخ انصاری قائل شده که حکم حرجی در آیه رفع شده است چون قید فی الدین دارد و متفاهم عرفی از اینکه میفرماید در دین حرج نیست یعنی حکم حرجی نیست. مدعی میگوید آنچه وضع شده، فعل است ولی میگوییم آنچه صادر شده کُتب الفعل مثل کتب الصیام است، صیام که دین نیست بلکه کتب الصیام دین است. درست است که فعل را بر عهده گذاشته به لسان کُتب، ولی وقتی میگوید ما جعل علیکم فی الدین، یعنی همان کتب را رفع میکند.
و دو نکته دیگر که در فایل پیوست آمده است.
درس خارج اصول. تاریخ 7 آبان ماه 1403