بررسی و نقد مثالهای مرحوم خویی در صورت اضطرار به احد الاطراف بعینه
مرحوم خویی برای صورت اول از صور اضطرار به احد الاطراف بعینه سه مثال بیان کردهاند که در ادامه به بررسی و نقد آنها خواهیم پرداخت.
مثال اول: علم اجمالی به نجاست یکی از دو نوع سرکه و اضطرار به شرب سرکه خرما
مکلف علم اجمالی دارد به نجاست یکی از این دو سرکه - سرکه خرما و سرکه انگور - و مضطر به شرب سرکه خرما شده است. در این مورد حرمت سرکه الف (سرکه خرما) به سبب اضطرار - بر فرض که حرام واقعی همین سرکه باشد - رفع میشود و مکلف میتواند سرکه ب (سرکه انگور) را نیز مرتکب شود. زیرا علم اجمالی به حرمت از بین رفته است.
اشکال بر دیدگاه مرحوم خویی
با توجه به مطالب مذکور، اشکال بیان ایشان در این مثال روشن است. زیرا بعد از شرب سرکه خرما، اگر این سرکه نجس باشد، دهان نجس شده است و مکلف علم اجمالی به حرمت صلات با این دهان - اگر نجس باشد - یا حرمت شرب سرکه انگور پیدا میکند.
بر فرض که گفته شود این شخص سرکه خرما را به نحوی میخورد که اطراف دهانش نجس نشود، مثلاً با نی میخورد، در این صورت این علم اجمالی تشکیل نمیشود، ولی علم اجمالی به حرمت تسبیب دیگران به شرب سرکه خرما یا شرب سرکه انگور پیدا میکند.
طرح ان قلت و پاسخ آن
ان قلت : این - یعنی دهان - ملاقی بعض اطراف شبهه است و ملاقی بعض اطراف شبهه محکوم به طهارت است.
قلت : حکم به طهارت ملاقی بعض اطراف شبهه در صورتی است که علم اجمالی جدید محقق نشود. در حالی که بعد از ملاقات سرکه خرما با دهان، علم اجمالی جدیدی پیدا شده است که قبلاً نبوده است. زیرا مکلف تا الان علم اجمالی به حرمت شرب سرکه خرما یا حرمت شرب سرکه انگور نداشت و لذا مرحوم خویی فرمودهاند: «بعد از شرب سرکه خرما به سبب اضطرار میتوانید سرکه انگور را نیز مرتکب شوید. زیرا علم اجمالی ندارید.» ولی بعد از شرب سرکه خرما علم اجمالی جدیدی حادث شد و آن علم اجمالی به حرمت صلات با این دهان قبل از شستن یا حرمت شرب سرکه انگور پیدا میکند.
ملاقی بعض اطراف شبهه به شرط این که سبب علم اجمالی به تکلیف جدید نشود، محکوم به طهارت است. مثل این که مکلف که علم اجمالی به نجاست یکی از این دو آب دارد، دست خود را به یکی از آن دو میزند و در این صورت علم اجمالی به نجاست آب عدل الملاقی یا نجاست دست پیدا میکند و این علم اجمالی به تکلیف جدید نیست، زیرا یک طرف آن نجاست آب ب یعنی عدل الملاقی است که اگر نجس باشد، به علم اجمالی سابق منجز شده است. ولی در ما نحن فیه چنین نیست و مکلف علم اجمالی به حرمت صلات با این دهان - در صورت نجس شدن آن - یا حرمت سرکه انگور پیدا میکند و این حرمت شرب با علم اجمالی سابق منجز نشده است و کسی در این موارد قائل به عدم وجوب اجتناب از ملاقی بعض اطراف شبهه نشده است.
مثال دوم: علم اجمالی به نجاست آب یا شیر و اضطرار به شرب آب
تبیین دیدگاه مرحوم خویی
اگر مکلف علم اجمالی به نجاست این آب یا این شیر پیدا کند و مضطر به شرب آب شود، نیز علم اجمالی منجز است. زیرا او علم اجمالی دارد به این که یا وضوی با این آب که عرفاً مضطر به شرب آن است حرام است - اگر آب نجس باشد - یا شرب شیر حرام است - اگر شیر نجس باشد - و اضطرار به شرب این آب فقط رفع حرمت شرب این آب میکند ولی رفع حرمت وضوی با آن نمیکند.
نقد دیدگاه مرحوم خویی
این کلام تمام نیست. زیرا از نظر ایشان اصالة الحل در شیر خطاب مختص است و گرچه حرمت شرب آب به خاطر اضطرار رفع شده است ولی مکلف علم اجمالی به حرمت وضوی با این آب یا حرمت شرب این شیر دارد و قاعده طهارت در این دو به عنوان خطاب مشترک تعارض و تساقط میکند. ولی قاعده حل که فقط تجویز شرب لبن میکند - زیرا از نظر ایشان قاعده حل فقط در شک در حکم تکلیفی جاری میشود - بلامعارض جاری میشود. لذا ایشان نباید این مورد را برای علم اجمالی منجز مثال میزد.
مثال سوم: علم اجمالی به نجاست آب یا شیر و اضطرار به شرب کل شیر
مکلف در مثال مذکور مضطر به شرب کل لبن شده است. در این صورت حرمت شرب آن رفع میشود. و علم اجمالی به نجاست این آب یا این شیر منجز نیست و مکلف میتواند آن آب را بخورد و با آن وضو بگیرد. و ظرف شیر گرچه ممکن است نجس باشد - در صورتی که شیر نجس باشد - ولی آن ظرف چون ملاقی بالفعل ندارد، اصل طهارت در آن با اصل طهارت در آب تعارض نمیکند.
نقد دیدگاه مرحوم خویی
این بیان نیز تمام نیست. زیرا ولو بنا بر مبنای ایشان اصل طهارت در ظرف شیر به اعتبار حکم به طهارت ملاقی آن جاری نمیشود، ولی بعد از شرب شیر اگر آن نجس باشد، دهان نجس میشود. لذا مکلف علم اجمالی به حرمت صلات با این حال یا حرمت شرب آب پیدا میکند.
البته اصالة الحل در نماز خواندن قبل از شستن جاری نمیشود و فقط اصالة الطهارة جاری میشود که آن با اصالة الطهارة در آب تعارض میکند، لذا نمیتوان با آن وضو گرفت. ولی بنا بر نظر ایشان قاعده حل در آب جاری میشود و مکلف میتواند بعد از شستن دهانش آن آب را بخورد ولی قبل از شستن دهان نمیتواند آن را بخورد، زیرا اگر با این حال شرب آب کند، علم تفصیلی به نجاست دهان پیدا میکند.
ولی علم اجمالی دیگری نیز وجود دارد و آن علم اجمالی به حرمت تسبیب دیگران به شرب این شیر یا حرمت شرب آب است. زیرا مکلف اضطرار عرفی دارد و او میتواند متحمل این اضطرار عرفی شود و آن شیر را به دیگران دهد.