روش های احراز مقام بیان

:thinking: از کجا بفهمیم گوینده در مقام بیان است یا خیر؟

۱. وضعیت مخاطب

اگر راوی، فقیه و محل مراجعه مردم باشد، به قرینه راوی می گوییم که مقام، مقام إعطاء ضابطه است. اگر امام ضابطه فقهی را به زراره ندهد، پس به چه کسی بدهد.

اما اگر مخاطب، عادی باشد و محل مراجعه نباشد، معلوم می شود از مبتلی به خود می پرسد و اینجا، مقامِ إعطاء ضابطه نیست.

البته گاهی مخاطب، فقیه نیست اما رابط بین امام با یک فقیه است. مثلا عبدالله اهوازی که تاجر است اگر چه فقیه نیست اما رابط امام هادی علیه السلام با علی بن مهزیار است.

پرسش و پاسخ درباره احتمال خلاف

سؤال یکی از طلاب: احتمال خلاف را چطور رد می کنید؟ شاید امام نخواهد به مخاطبِ فقیه، ضابطه بدهد؟

پاسخ استاد: اینجا بحث ظواهر است و ظاهر حال مخاطب فقیه دریافت ضابطه است. ما سال گذشته حجیت ظاهر حال را در شبهات موضوعیه پذیرفتیم.[1]

۲. متن روایت

گاهی متن روایت به گونه ای است که در مقام ضابطه بودن امام مشخص است. مثلا صحیحه ثانیه زراره در استصحاب، متن ضابطه ای است و شش نوع فرض را تصور می کند و احکام هر کدام را بیان می کند.

۳. تفریع

گاهی امام آیه ای را بیان می کند و شروع به تفریع کردن از آن می کند مانند لا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل.


:books: درس خارج اصول جلسه ۱۰ مورخ ۲ مهر ۱۴۰۳


  1. به تقریرات سال گذشته خارج فقه کتاب الطهاره ذیل مسأله تثبت النجاسه مراجعه بفرمایید ↩︎

این مباحث باید ناظر به کتب حدیثی موجود مطرح شود.
آیا الان که به کتب حدیثی مراجعه می کنیم واقعا امام نسبت به زراره و مسلم همیشه یا در اکثریت قریب به کل، همه قیود را بیان کرده اند؟ یعنی اگر عام و مطلقی می بینیم که بعدا تخصیص و تقیید خورده، مخاطبش یک غیر فقیه بوده نه امثال زراره؟
واقعا این معیاری که گفته شده با واقعیت موجود تطبیق دارد؟
اتفاقا زراره و مسلم همیشه در دسترس امام هستند جا دارد که امام الان از باب ضرب القاعده عامی به اینها بگوید که بعدا تخصیص بزند، ولی ان فردی که فقیه نیست، در دسترس هم نیست آمده یک سوالی می پرسد بعدش هم میرود، اینجا چطور امام علیه السلام به این فرد عامی بگوید که مراد جدی اش نیست؟

عرض ادب و تشکر

اینکه وقتی شخص غیر فقیه سوالی می کند، حضرت به دنبال جواب دادن به مشکل او هستند و به دنبال قاعده و قانون دادن به او نیستند چون محل مراجعه نیست، مانند استفتائاتی که عوام از دفاتر مراجع می کنند که دفتر فقر پاسخ او را می دهد برخلاف وقتی که طلبه ای محل مراجعه است سوال می کند که در اینجا دفتر به او قاعده و قانون را می گوید به جای اینکه فقط سوال او را پاسخ دهد.
البته اینکه ما از جهت اثباتی نکته ای برای اخذ به اطلاق روایت داشته باشیم کاری به این ندارد که بعدا به خاطر تدریجیت، مقیداتی هم برای این اطلاق ذکر شود؛ چون ذکر مقیدات مانع حجیت آن اطلاق نیست.
نه اینکه بگوییم چون محمد بن مسلم فقیه بوده است و حضرت به فقیه اطلاق می دهند دیگر اصلا نباید در ادله ما مقیدی برای این اطلاق داشته باشیم.

1 پسندیده