استاد علیدوست می فرماید این مطلب که گفته شود در اسلام، نظام اقتصادی نداریم اشتباه است؛ اینکه نظام خود به خود حاصل نمیشود بحث درستی است زیرا نیازمند روش ویژه است و باید از استنباط اتمیک به سمت خرده نظام و در نهایت به چند کلان نظام برسیم.
اگر کسی بخواهد نظام اقتصاد را استنباط کند با اصل فساد و عدم توجه به اسناد عام قراردادها ممکن نیست وگرنه باید بگوید اصلا نظامی نداریم، معتقدم اگر نگاه حداقلی کنار برود به نظام اقتصادی مطلوب اسلامی میرسیم.
متن کامل فرمایشات ایشان در لینک زیر موجود است . https://b2n.ir/215712
استاد علیدوست می فرماید این مطلب که گفته شود در اسلام، نظام اقتصادی نداریم اشتباه است؛ اینکه نظام خود به خود حاصل نمیشود بحث درستی است زیرا نیازمند روش ویژه است و باید از استنباط اتمیک به سمت خرده نظام و در نهایت به چند کلان نظام برسیم.
اگر کسی بخواهد نظام اقتصاد را استنباط کند با اصل فساد و عدم توجه به اسناد عام قراردادها ممکن نیست وگرنه باید بگوید اصلا نظامی نداریم، معتقدم اگر نگاه حداقلی کنار برود به نظام اقتصادی مطلوب اسلامی میرسیم.
متن کامل فرمایشات ایشان در لینک زیر موجود است . https://b2n.ir/215712
سلام
قدری عجیب است، در موردوجوب رعایت ترتیب در غسل، فقهای ما اختلاف نظر دارند؛ مرحوم خویی قائل به عدم لزوم ترتیب در غسل است و بعضی دیگر قائل به وجوب هستند؛ مسائل مبتلابه دیگری نیز وجود دارد که مورد اختلاف است؛ توجیه این اختلاف فتاوی این است که ائمه علیهم السلام تمکن از بیان نداشتند که این امور را به شکلی که واضح و روشن باشد و مورد اختلاف واقع شود؛ بیان کنند؛ این همه مسائل مهم و مبتلابه ما روی زمین مانده آنگاه ائمه علیهم السلام در آن فضای مشوش و مملو از تقیه و… یک نظام اقتضادی را تعریف کرده اند؟ بله گزاره های کلی همچون حرمت ربا و استحباب قرض و مضاربه و … وجود دارد ولی اینها غیر از تبیین یک نظام اقتصادی اسلامی که مصون از خطای محاسباتی باشد است؛ دقت کنیم که ما به چه برهانی به اسلام نازنین نسبت میدهیم که نظام اقتصادی برای ما تعریف کرده؟ اگر شما این اقتصاد را به اسلام نسبت دادید و بعدا یه عده با مطالعه دقیق چندین اشکال بدان وارد کردند و در نتیجه احساس عدم مصونیت دین از خطا بدانها دست داد؛ این تالی فاسد چگونه جبران میشود؟
سلام برادر
مگر احکام شرعی مثل غسل و امثال اون وظیفه اهم امامان معصوم علیهم السلام بوده که اگه وقت داشتن صرف اون میکردن و بقیه امور مهم نبود.
چه بسا اهتمام بیشتری به مطالب دیگه داشته اند و مساله اقتصاد مسلمانان و یا اخلاق و روان مسلمانان امر کمی هستند!؟
چه بسا این امور اهم باشند و این مسایل هم محل تقیه و ترس نبود و راحتتر میتوانستند بیان کنند.
غرض اینکه باید بررسی کرد و ادله رو دید و یک فقیه اصولی صاحب مبنا کار بکنه شاید هم بتونه از این روایات و ادله اقتصاد اسلامی رو استفاده بکنه.
البته کسی نمیگه در اسلام برای مقابله با نقدینگی و تورم ووو دلیل داریم.بیشتر منظور روش اقتصادی است نه علم اقتصاد دانشگاهی.
سلام برادر
مگر احکام شرعی مثل غسل و امثال اون وظیفه اهم امامان معصوم علیهم السلام بوده که اگه وقت داشتن صرف اون میکردن و بقیه امور مهم نبود.
چه بسا اهتمام بیشتری به مطالب دیگه داشته اند و مساله اقتصاد مسلمانان و یا اخلاق و روان مسلمانان امر کمی هستند!؟
چه بسا این امور اهم باشند و این مسایل هم محل تقیه و ترس نبود و راحتتر میتوانستند بیان کنند.
غرض اینکه باید بررسی کرد و ادله رو دید و یک فقیه اصولی صاحب مبنا کار بکنه شاید هم بتونه از این روایات و ادله اقتصاد اسلامی رو استفاده بکنه.
البته کسی نمیگه در اسلام برای مقابله با نقدینگی و تورم ووو دلیل داریم.بیشتر منظور روش اقتصادی است نه علم اقتصاد دانشگاهی.
سلام برادر این مطالب چه ربطی داشت به محل نزاع؛ بله غسل جنابت علاوه بر اهمیتش، مبتلابه فراوان مسلمین است که ائمه علیهم السلام تمن انتقال آن را به گونه ای که مورد اختلاف واقع نشود نداشتند؛ غسل جنابت یکی از احکام است داداش؛ اصلا خود نماز را در نظر بگیر یا خود حج که پر از تعارض اخبار و اختلاف فتواست؛ حضرت آیة الله شبیری حفظه الله تعالی به دلیل تعارض گسترده اخبار اساسا قائل به انسداد شدند داداش؛ توجیه تمام اینها به عدم تمکن ائمه علیهم السلام بر انتقال فقه و عدم فرصت و… بوده است؛ آنوقت شما چطور ادعای فقه اقتصادی میکنید؟ تأمل بفرمایید برادر
بعید نیست از برخی روایات استفاده شود امام معصوم علیه السلام ابتدا وظیفه هدایت مردم عصر خود را دارد یعنی حتی اگر مسأله مهمتری در زمانهای آینده باشد هم وظیفه امام بعدی است که بیانش کند لذا بر فرض که اهمیت نظام اقتصادی را قبول کنیم نمی توان گفت اهل بیت علیهم السلام بخاطر اهمیتش باید آن را بیان میکردند و حالا که غسل و را بیان کردند حتما نظام اقتصادی را هم بیان کردند.
روایات ذیل تفسیر آیه لکل قوم هاد میگوید کل امام هاد للقرن الذی هم فیهم که حتی اگر استظهار نکنیم هر امامی وظیفه بیش از عصر خویش را ندارد لا اقل باید احتمال دهیم و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال.
مخلص کلام اینکه ما نمیگوییم باید از نظام اقتصادی غربی یا کفری یا… استفاده کرد بلکه میگوییم اولا نباید نظام مذکور را به اسلام منتسب کرد و ثانیا در مقام استنباط نظام اقتصادی و طبی و… نمیتوان مانند احکامی چون غسل و وضو با ادله مواجه شد چون مواجهه معمول و متعارف با ادله، احتجاج محور است و صرفا به دنبال تنجیز و تعذیر است در حالیکه در مثل طب و اقتصاد و… به دنبال صرف تنجیز و تعذیر نیستیم بلکه به دنبال واقعیت حل مشکلات اقتصادی و طبی و… هستیم لذا ضوابط حجیت متفاوت است و باید با روش انسداد نظام سازی کرد. البته اگر بشود…
سلام برادر این مطالب چه ربطی داشت به محل نزاع؛ بله غسل جنابت علاوه بر اهمیتش، مبتلابه فراوان مسلمین است که ائمه علیهم السلام تمن انتقال آن را به گونه ای که مورد اختلاف واقع نشود نداشتند؛ غسل جنابت یکی از احکام است داداش؛ اصلا خود نماز را در نظر بگیر یا خود حج که پر از تعارض اخبار و اختلاف فتواست؛ حضرت آیة الله شبیری حفظه الله تعالی به دلیل تعارض گسترده اخبار اساسا قائل به انسداد شدند داداش؛ توجیه تمام اینها به عدم تمکن ائمه علیهم السلام بر انتقال فقه و عدم فرصت و… بوده است؛ آنوقت شما چطور ادعای فقه اقتصادی میکنید؟ تأمل بفرمایید برادر
شما فکر کردی ابتلاء به مسائل اقتصادی کمتر از ابتلاءبه مسائل طهارات بوده. مخصوصا در زمان قدیم که شغل کثیری از مردم تجارت بوده همچنین با توجه به اینکه در طهارات اصل بر سهل گیری می باشد و شارع به طهارت ظاهری اکتفا کرده ولی بحثهای اقتصادی اینقدر مهم است که در سرنوشت انسان تأثیر گذار است مگر نه این است که حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند که اگر کسی حق الناس دارد با ما نباشد یا اینکه کلی درگیری برای بازپس گیری فدک بوده است. این همه روایات سوق المسلمین و دزدی و تجارت و بیع و هبه و اجاره و به طور کل ادله معاملات نشان از کم بودن ابتلاء است؟فقط نیاز به خبره داریم که نظام را بیان کند مثلا استاد قائینی می فرمودند که بحث فقهی پیوند اعضاء را بیان کردم. تآمل کن داداش
اینکه آقای عطارمنش فرمود امام هر عصر هادی همان عصر است بر فرض صحت مدعا ضرری به بحث نمیزنه ظاهرا چون اگر نظام اقتصادی در اسلام باشد که مخصوص زمانی دو زمانی نیست و حکم اسلام است که برای تمام عصور و مصور مثل حکم غسل فقط در نحوه اجرا متفاوت میشه مثلا.
اما کلام دوم ایشان کلام قوی است و در این موارد علم به واقع نیازه ظاهرا و باب علم را همه منسد میدونن هرچند در انفتاح باب علمی اختلاف هست. و ظاهرا با فرض انفتاح باب علمی و حجت امارات بر مبنای کاشفیت و جعل علم هم کافی نباشه.
البته این هم بستگی به ادله باب بستگی داره و ممکن است در بعضی از ابواب تواتر ثابت بشه خصوصا اینکه بعض ابواب جای تقیه و جعل حدیث نیست و احتمال تقیه و جعل نمیره.
علی ای حال اگر بزرگان دنبال اقتصادنای شهید صدر رضوان الله تعالی علیه رو میگرفتن خوب بود و همچنین ابواب دیگه و دقت و تامل میکردند شاید هم چیزهایی رو که الان فکرشون رو هم نمیکنیم اثبات میشد.
اینکه احکام اسلام برای تمام اعصار و امصار است درست است ولی این در جایی تطبیق میشود که مبین شریعت در مقام بیان تمام قیود دخیل در حکم در تمام اعصار و امصار تا روز قیامت باشد که این مبتلا به دو اشکال است:
اشکال اول: مقام بیان قابل احراز نیست چون اساسا تمکن از بیان معلوم نیست یعنی اساسا معلوم نیست امام معصوم علیه السلام توانسته باشد مسایل مورد نیاز عصر خویش را کامل تبیین کرده باشند بلکه اجمالا یقین داریم اگر اهل بیت آزادی عمل داشتند حقایق و معارف را بهتر و بیشتر بیان میکردند ولی چون آزادی عمل نداشتند معلوم نیست تا چه حد توانسته باشند مسایل شرع را بیان کرده باشند. شاید تبیین نظام اقتصادی با فرض اهمیتش بی فایده بوده چون قرار نبوده در زمان حضرات کسی در حکومت به فکر نظام اقتصادی اسلامی باشد لذا حضرات در اثر خفقان و دست بستگی به همان مسایل پیش پا افتاده تر و کم اهیمت تری جه قابل اجرا بوده پرداختند.
اشکال دوم: روایاتی که اشاره کردم در واقع بیان میکند یا لااقل احتمال عقلایی ایجاد میکند که اهل بیت علیهم السلام بیش از مردم عصر خویش در مقام بیان نباشند یعنی اگر مثلا در اعصار آینده بیع اینترنتی و بیت کوین و… رواج یابد چون مردم عصر خودشان به آن مبتلا نبودند حتی بر فرض اهمیتش باز به مسایل کم اهمیت تر عصر خویش پزداختند و مسایل آینده را به امام همان واگذار کنند.
با وجود این دو اشکال به مقام بیان دیگر نمیتوان گفت مبینان شریعت تمام قیود مورد نیاز ما را بیان کردند.
توجه داشته باشید ما نمیگوییم باید دست روی دست گذاشت یا برنامه اقتصادی یا طبی را از کفار ملحد گرفت بلکه اولا باید با روشی متفاوت به سراغ ادله رفت و ثانیا باید مطلب مستفاد را به اسلام نسبت نداد تا ذره ای کمبود متوجه دین یا اهل بیت نشود.
یک مثال از طب بزنم تا مطبب روشن شود :
بحسب نقل در روایت وارد شده است که عدس برای ضعف بینایی مفید است و هیچ قیدی هم وارد نشده ولی یکی از اطبای سنتی منتقد طب اسلامی میگفت عدس به دلیل اینکه به خون قوام میدهد آن دسته از ضعف بینایی هایی را که در اثر رقیق بودن خون و نرسیدن کافی به مویرگهای چشم است درمان میکند ولی یک مدل ضعف بینایی در اثر غلظت خون است که عدس شاید (تردید از من است) برایش مضر هم باشد. خب اگر به اسم طب اسلامی با جریان اصاله الاطلاق ضعف بینایی یک بیمار بیشتر شد این کمبود متوجه اسلام میشود.
در خصوص مثال شاید مناقشه ای باشد ولی اصل عرض بنده همینست.
سلام برادر این مطالب چه ربطی داشت به محل نزاع؛ بله غسل جنابت علاوه بر اهمیتش، مبتلابه فراوان مسلمین است که ائمه علیهم السلام تمن انتقال آن را به گونه ای که مورد اختلاف واقع نشود نداشتند؛ غسل جنابت یکی از احکام است داداش؛ اصلا خود نماز را در نظر بگیر یا خود حج که پر از تعارض اخبار و اختلاف فتواست؛ حضرت آیة الله شبیری حفظه الله تعالی به دلیل تعارض گسترده اخبار اساسا قائل به انسداد شدند داداش؛ توجیه تمام اینها به عدم تمکن ائمه علیهم السلام بر انتقال فقه و عدم فرصت و… بوده است؛ آنوقت شما چطور ادعای فقه اقتصادی میکنید؟ تأمل بفرمایید برادر
شما فکر کردی ابتلاء به مسائل اقتصادی کمتر از ابتلاءبه مسائل طهارات بوده. مخصوصا در زمان قدیم که شغل کثیری از مردم تجارت بوده همچنین با توجه به اینکه در طهارات اصل بر سهل گیری می باشد و شارع به طهارت ظاهری اکتفا کرده ولی بحثهای اقتصادی اینقدر مهم است که در سرنوشت انسان تأثیر گذار است مگر نه این است که حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند که اگر کسی حق الناس دارد با ما نباشد یا اینکه کلی درگیری برای بازپس گیری فدک بوده است. این همه روایات سوق المسلمین و دزدی و تجارت و بیع و هبه و اجاره و به طور کل ادله معاملات نشان از کم بودن ابتلاء است؟فقط نیاز به خبره داریم که نظام را بیان کند مثلا استاد قائینی می فرمودند که بحث فقهی پیوند اعضاء را بیان کردم. تآمل کن داداش
سلام برادر عزیز اگه بخوام مثل شما جدلی بحث کنم اولا) یه سند درست وحسابی واسه کلام امام حسین علیه السلام در مورد نیامدن کسی که حق الناس دارد را بیان کن که بعید به نظر میرسد سندی درست اقامه کنی////؛ ثانیا الکلام الکلام. اگه تونستی برهانی بر اثبات وجود نظام اقتصادی در اسلام بیان کن منتظریم داداش؛ میدانم که شما قائل نیستی بلکه بعضی از اساتید شریفت قائل هستند؛ لکن شما که ظاهرا قبول داری فقط یک برهان بر اثبات نظام اقتصادی در اسلام بیان کن؛ البته مستحضرید که منظور عموماتی همچون حرمت ربا و جواز مضاربه و استحباب قرض و… نیست؛ بسم الله بیان بفرمایید استفاده کنیم داداش گلم.
تمام موضوعاتی که مقارن با شرایط متفاوت از عصر صدور است یعنی مثلا حتی متعه که مستحدثه نیست هم بلحاظ قواعد اولیه نمیتوان به اطلاق تمسک کرد و نیاز به جریان انسداد و… دارد.
شامل تمام موضوعاتی که به نحوی متفاوت با عصر صدور است مثلا متعه مستحدثه نیست ولی مقارن با شرایطیست که شاید در عصر صدور نبوده یا کمتر بوده.
البته نمیخواهم بگویم متعخ قبلا حلال یوده الان حرام است بلکه مقصود اینست که تمسک به اطلاق بلحاظ قواعد اولیه دچار اشکال است.
بیان رد وجود اقتصاد اسلامی منظور بود.
البته این اندازه شاید سد از تحقیق و تدقیق در فهم اقتصاد اسلامی نشه چون ممکنه با ورود در بحث این رو متوجه بشیم که شمول اطلاقات حداقل نسبت به غیر مسایل مستحدثه نشه و بتوان اصل اقتصاد رو استفاده کرد و طبق همان برنامه نویسی کرد حالا مسایل مستحدثه رو با غیر اطلاقات حکمش روشن میشه و این خللی ایجاد نمیکنه.
اینکه عرض میکنم ممکن در حین کار متوجه عدم منع از شمول اطلاق بشیم به این خاطره که این بیانات شمول و عدم شمول بیان عرفی و قاعده است ولی اینکه در هر مورد جداگانه این قاعده مورد استفاده عرف قرار میگیره یا نه بستگی به مورد و سیره عقلاء در همون مورد داره.
سلام برادر عزیز اگه بخوام مثل شما جدلی بحث کنم اولا) یه سند درست وحسابی واسه کلام امام حسین علیه السلام در مورد نیامدن کسی که حق الناس دارد را بیان کن که بعید به نظر میرسد سندی درست اقامه کنی////؛ ثانیا الکلام الکلام. اگه تونستی برهانی بر اثبات وجود نظام اقتصادی در اسلام بیان کن منتظریم داداش؛ میدانم که شما قائل نیستی بلکه بعضی از اساتید شریفت قائل هستند؛ لکن شما که ظاهرا قبول داری فقط یک برهان بر اثبات نظام اقتصادی در اسلام بیان کن؛ البته مستحضرید که منظور عموماتی همچون حرمت ربا و جواز مضاربه و استحباب قرض و… نیست؛ بسم الله بیان بفرمایید استفاده کنیم داداش گلم.
سلام برای نظام اقتصادی در اسلام رجوع کنید به اقتصادنا شهید صدر و این مقاله که برگرفته از کلمات شهید صدر است البته کار تحقیقی نیاز دارد. حدیث هم در کتاب احقاق الحق آمده و حتی اگر معتبر نباشد ولی حدیث با این مضامین داریم هرچند از معصوم دیگر در مورد حق الناس
اقتصاد اسلامی و روش کشف آن از دیدگاه شهید صدر
سلام برای نظام اقتصادی در اسلام رجوع کنید به اقتصادنا شهید صدر و این مقاله که برگرفته از کلمات شهید صدر است…
اقتصاد اسلامی و روش کشف آن از دیدگاه شهید صدر
در مقاله فوق که جناب خسروبیگی لینک آن را قرار داده اند چنین گفته شده است:
«شهید صدر رحمه الله معتقد است مقصود از اقتصاد اسلامى «مذهب اقتصادى» است نه علم اقتصاد، و تصریح مىکند که علم اقتصاد اسلامى نداریم . »
مقاله فوق منبع این سخن در آثار شهید صدر را چنین ذکر کرده است:
سید محمدباقر صدر رحمه الله،
المدرسة الاسلامیة (تهران، مکتبة اعتماد الکاظمى، 1401 ق) . ص 140، 151 و 179
و همو، اقتصادنا (چاپ دوم: المجمع العلمى للشهید الصدر رحمه الله، 1408 ق) . ، صص 31، 330 و 331 .
سلام برادر عزیز اگه بخوام مثل شما جدلی بحث کنم اولا) یه سند درست وحسابی واسه کلام امام حسین علیه السلام در مورد نیامدن کسی که حق الناس دارد را بیان کن که بعید به نظر میرسد سندی درست اقامه کنی////؛ ثانیا الکلام الکلام. اگه تونستی برهانی بر اثبات وجود نظام اقتصادی در اسلام بیان کن منتظریم داداش؛ میدانم که شما قائل نیستی بلکه بعضی از اساتید شریفت قائل هستند؛ لکن شما که ظاهرا قبول داری فقط یک برهان بر اثبات نظام اقتصادی در اسلام بیان کن؛ البته مستحضرید که منظور عموماتی همچون حرمت ربا و جواز مضاربه و استحباب قرض و… نیست؛ بسم الله بیان بفرمایید استفاده کنیم داداش گلم.
سلام برای نظام اقتصادی در اسلام رجوع کنید به اقتصادنا شهید صدر و این مقاله که برگرفته از کلمات شهید صدر است البته کار تحقیقی نیاز دارد. حدیث هم در کتاب احقاق الحق آمده و حتی اگر معتبر نباشد ولی حدیث با این مضامین داریم هرچند از معصوم دیگر در مورد حق الناس
اقتصاد اسلامی و روش کشف آن از دیدگاه شهید صدر
سلام براد عزیز؛ بنده رجوعی نمیکنم چون تقریبا اطمینان دارم که چنین نظام اقتصادی وجود نداره؛ شاهدشم اینه که طبق بیان دوستمون خود مرحوم شهید صدر منکر علم اقتصاد اسلامی شده اند؛ ممنون میشم اگه بیانی از خودتون یا حداقل اساتیدتون و یا حداقل کسی دیگه مبنی بر وجود نظام اقتصادی اسلامی ارائه بدید.
تمام موضوعاتی که مقارن با شرایط متفاوت از عصر صدور است یعنی مثلا حتی متعه که مستحدثه نیست هم بلحاظ قواعد اولیه نمیتوان به اطلاق تمسک کرد و نیاز به جریان انسداد و… دارد.
شامل تمام موضوعاتی که به نحوی متفاوت با عصر صدور است مثلا متعه مستحدثه نیست ولی مقارن با شرایطیست که شاید در عصر صدور نبوده یا کمتر بوده.
البته نمیخواهم بگویم متعه قبلا حلال یوده الان حرام است بلکه مقصود اینست که تمسک به اطلاق بلحاظ قواعد اولیه دچار اشکال است.
پس از جنگ جهانی دوّم، در آلمان تعداد زنها 7300000 نفر بیش از مردان بود (که 3/3 میلیون نفر آنها را زنان بیوه تشکیل میدادند). در گروه سنی 30-20 ساله ها، در برابر هر 100 مرد 167 زن وجود داشت. https://fa.wikipedia.org/wiki/چندزنی
تفاوت بین مردان و زنان باقی مانده از جنگ هم اکنون هم در سایر جنگهای معاصر تفاوت عمده ای ندارد زیرا عمده سربازان کشته شده مردان هستند نه زنان و کودکان
بطور نمونه جنگ سوریه یا یمن، عمده کشته شدگان مرد هستند بنابراین تفاوت با زمان صدر اسلام نیست بله شاید تفاوت عمده در این باشد که در صدر اسلام شاید ظرف چند ماه یا یکسال نیمی از یک ارتش کشته می شدند و امکان معالجه زخمی ها هم نبود ولی امروزه اگرچه تعداد تلفات کمتر است ولی ارزش انسانی این تلفات کم خیلی بیشتر است.
بطور مثال وقتی چند سال قبل در جریان جنگ سوریه، وقتی کشور ترکیه تصمیم به امتیاز گیری و باج خواهی از اروپا گرفت، اجازه عبور پناهندگان سوریه و افغانی و ایرانی و پاکستانی را به طرف اروپا داد و مرزهای خود به اروپا را باز کرد حدود یک میلیون نفر فقط به کشور آلمان پناهنده شدند و بسیاری به دیگر کشورهای اروپایی پناهنده شدند و اکنون آن پناهندگان که خطر عبور از دریا را به جان خریدند و خود را به اروپا رساندند مثل پناهندگان افغانی وضع اقتصادی به نسبت خوبی دارند
در حالیکه برخی مراجع تقلید در آن زمان یعنی دو سه سال قبل فتوا دادند پناهنده شدن به غرب وقتی جایز است که شرایطی داشته باشد از جمله آن شرایط اطمینان از سالم رسیدن و امنیت سفر و غرق نشدن در دریا بود (در آن زمان شاید حدود پنج هزار نفر در دریا غرق شده بودند)
می خواستم بگویم از یک میلیون پناهنده که فقط به آلمان رسیدند و دیگرانی که به دیگر کشورهای اروپایی رسیدند ، پنج هزار نفر در دریا غرق شدند و به خاطر شاید پنج هزار کشته شده در دریا فتوا به حرمت پناهندگی به غرب داده شد خوب اکنون که ترکیه باج و امتیازهای لازم را از اروپا گرفته است مرزهای خود را به اروپا بسته است و پناهندگان در اردوگاه های ترکیه سالهاست سرگردان هستند و احتمالاً هیچ گاه دیگر به اروپا نخواهند رسید و اگر کسی به آن فتوای حرمت پناهندگی مگر در صورت اطمینان به امنیت سفر عمل کرده باشد شاید اکنون به این فکر می کند که کدام بهتر بوده است؟ ریسک پناهندگی با خطر غرق شدن در دریا یا اینکه اکنون سالهاست در اردوگاه های پناهندگان ترکیه سرگردان است یا در کشور افغانستان در حال مردن به دلیل فقر شدید اقتصادی و نبود امنیت
می خواهم بگویم از بیش از یک میلیون پناهنده که فقط به آلمان رسیدند، پنج هزار نفر در دریا غرق شدند ولی این پنج هزار نفر بسیار مهم تلقی شد و فتوا به حرمت پناهندگی داده شد در حالیکه ارزش همین پنج هزار نفر در یک میلیون نفر معادل ارزش تلفات انسانی در صدر اسلام است که شاید نیمی از کل سپاه کشته می شدند ولی فتوا به لزوم صلح و حرمت ادامه جنگ داده نمی شد
در مورد اغراق عجیبی که در مورد تعداد کشته شدگان جنگ های صدراسلام وجود دارد لینک زیر را توصیه به مطالعه می کنم