اصطلاح «مذاق» از زمان مرحوم کاشف الغطاء و پس از ایشان، صاحب جواهر، رواج یافت. با تتبع تامی که در طول سالیان متمادی به دست آوردهام، دریافتم این واژه دو کاربرد دارد که میان این دو نباید اشتباه صورت بگیرد.
معنای اول مذاق: سبک و سیاق شارع (سیره تشریعی شارع)
اولین کاربرد واژه «مذاق»، به معنای «سبک و سیاق شارع» در تشریع احکام است. اگر کسی با واژه «مذاق» مشکل داشته باشد، میتوان به جای آن از عبارت «سیره تشریعی شارع» استفاده کرد.
در این بحث، چون الفاظ از معصوم (ع) صادر نشدهاند، نیازی به دقت لغوی در آنها نیست؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، وجود سیره و روشی مشخص از سوی شارع در تشریع احکام است.
معنای دوم مذاق: ذوق مکتسب از اشارات و تلویحات شارع
با تتبع در واژه «مذاق» و همخانوادههای آن از زمان کاشف الغطاء به بعد، متوجه میشویم که اراده دیگری نیز از این واژه شده است. این معنا ناظر بر جایی است که شما مطلبی را به صراحت یا حتی با ظهوری در یک موضوع نبینید؛ اما اشارات، اشعارات، رموز و تلویحاتی را مشاهده کنید که به تعبیر جناب کاشف الغطاء، از مجموع آنها به این نتیجه برسید که شارع در این مسئله باید چنین نظری داشته باشد.
ممکن است فقیه در تشخیص مصداق این «مذاق» دچار خطا شود، همانند بسیاری از موارد دیگر؛ ولی اصل وجود چنین «مذاقی» امری صحیح است.
مثالهایی از کاربرد معنای دوم مذاق:
-
حیل الربا: فقیهی که میگوید روایات مربوط به «حیل الربا» با مذاق شرع سازگاری ندارد، منظورش این است که با توجه به اشارات روایات و آیات درباره ربا، این سؤال مطرح میشود که آیا میتوان صرفاً با تغییر ظاهر یک معامله، ربا را حلال کرد یا خیر؟
-
عدم صلاحیت زن برای مرجعیت تقلید: با وجود این که روایت صریحی در این زمینه نداریم، فقها با تتبع در احکام شریعت، میگویند: «پایینتر از این سطح (حتی در حد امامت جماعت مردان) نیز، مسئولیتهایی به زنان داده نشده است.» در چنین فروعاتی، فقها از مسیر «مذاق» حرکت کردهاند و میگویند: «ما از مجموعه این اشارات و اشعارات به این نتیجه میرسیم.»
کاشف الغطاء نیز معتقد است که گاهی با کنار هم قرار دادن این رموز و اشارات، چیزی از قیاس منصوصالعلة کم نخواهیم داشت.
سخن کاشف الغطاء (ره) در باب مذاق:
کاشف الغطاء (ره) در این باره میفرماید:
«ما ينقدح في ذهن المجتهد من تتبّع الأدلّة بالانبعاث عن الذوق السليم والإدراك المستقيم ؛ بحيث يكون مفهوماً له من مجموع الأدلّة ؛ فإنّ ذلك من جملة المنصوص ؛ فإنّ للعقل على نحو الحس ذوقاً ، ولمساً ، وسمعاً ، وشمّاً ، ونُطقاً ، من حيث لا يصل إلى الحواس. فاعتبار المناطيق ، والمفاهيم والتعريضات ، والتلويحات ، والرموز ، والإشارات ، والتنبيهات ، ونحوها مع عدم ضعف الظنّ من مقولة واحدة ، إذ ليس مدار الحجيّة إلا على التفاهم المعتبر عرفاً.»[1]
پرهیز از برداشت نادرست
ممکن است برخی به اشتباه، «مذاق» را به معنای سخن گفتن بدون چارچوب و از روی ذوق شخصی تلقی کنند که این برداشت، به بیراهه رفتن از معنای صحیح آن است. «مذاق» به معنای ذوقی و بیچارچوب سخن گفتن نیست.
بر اساس جلسه ۲۴۴
۱۹ دی ۱۴۰۱
کشف الغطاء، ج ۱، ص ۱۸۸ ↩︎