به نظر ما تحصیل مقدمات مفوته لازم است برای اینکه به تعبیر امام قدس سره سیره عقلائیه بر این است که تقبیح میکنند کسی را که تحصیل مقدمات مفوته نکند. مولی به عبدش گفت اذا جاء زید وجب علیک اکرامه. عبد متوجه شد که زید ساعت دو نیمه شب میخواهد بیاید منزل مولی عبد میگوید الان اگر من تحصیل مقدمات اکرام نکنم، نروم نان بخرم، غذا بخرم ساعت دو نصف شب که زید میآید نه نانی هست، نه غذایی هست، اکرامی محقق نخواهد شد، عقلاء این عبد را معذور میدانند؟ بگوید تا زید نیاید وجوب اکرامش فعلی نیست، چون فرض این است که واجب، واجب مشروط است. واجب مشروط یعنی تا شرطش محقق نشود وجوب فعلی نیست عقلاء مؤاخذه میکنند عبد را بخاطر اینکه چرا تحصیل مقدمات نکردی.
پس عقلاء تحصیل مقدمات مفوته را لازم میدانند حداقل در جایی که علم داریم به تحقق شرط که مانحنفیه هم شرط دخول وقت است که علم داریم به تحقق آن در بحث نماز.
و شاهد بر این عرض ما دو روایت است در باب سفر به مکانی که آب ندارد
صحیحه محمد بن مسلم
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَجْنَبَ فِي السَّفَرِ وَ لَمْ يَجِدْ إِلَّا الثَّلْجَ أَوْ مَاءً جَامِداً فَقَالَ هُوَ بِمَنْزِلَةِ الضَّرُورَةِ يَتَيَمَّمُ وَ لَا أَرَى أَنْ يَعُودَ إِلَى هَذِهِ الْأَرْضِ الَّتِي تُوبِقُ دِينَهُ.
من راضی نیستم برود به جایی که دینش را به خطر بیندازد، چرا جایی میرود که متمکن از وضوء نیست؟ حالا تیمم بکند که رفته به جایی که جز برف چیز دیگری در آنجا نیست. و لکن من اجازه نمیدهم که دو مرتبه سفر کند به این منطقه که دینش را به خطر بیندازد. با اینکه قبل از دخول وقت رفته آنجا.
مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يُقِيمُ بِالْبِلَادِ الْأَشْهُرَ لَيْسَ فِيهَا مَاءٌ مِنْ أَجْلِ الْمَرَاعِي وَ صَلَاحِ الْإِبِلِ قَالَ لا
میخوهد جایی بماند که آب نیست؟ پس چطور میخواهد نماز بخواند؟ وقتی آب برای وضوء یا غسل ندارد مجبور است تیمم بکند، این کار را نکند.
خب اگر تحصیل مقدمات مفوته لازم نیست پس چرا امام نهی فرمود از سفر قبل از دخول وقت به یک مکانی که آب در آنجا نیست؟
این دو روایت شاهد خوبی بر مدعاست و لکن قبل از استناد به این دو روایت باید اثبات کرد دخول وقت شرط الوجوب برای نماز است نه شرط الواجب چون اگر شرط الواجب باشد وجوب فعلی بوده و تحصیل مقدماتش نیز عقلا لازم است و این از محل بحث خارج است .