دفع اشکال آیت الله سیستانی به مرحوم اصفهانی در دفاع از عدم حجیت مثبتات اصول

تفاوت أمارات و اصول
حضرت استاد در مهم ترین تفاوت بین امارات و اصول را به تبع مرحوم آخوند عدم حجیت مثبتات اصول و حجیت مثبتات أمارات می دانند که در این مسئله مرحوم اصفهانی کلامی در مقام دفع اشکال به مقدمات استدلال مرحوم آخوند بیان کرده اند و آیت الله سیستانی این دفع را از مرحوم اصفهانی نپذیرفتند که در نظر استاد این بیان آیت الله سیستانی توانایی مقابله با دفاع مرحوم اصفهانی را ندارد زیرا…

مرحوم آخوند در مقام تفاوت بین امارات و اصول در کفایة الأصول بیان کرده اند:

«ثم لا يخفى وضوح الفرق بين الاستصحاب و سائر الأصول التعبدية و بين الطرق و الأمارات فإن الطريق و الأمارة حيث إنه كما يحكي عن المؤدى و يشير إليه كذا يحكي عن أطرافه من ملزومه و لوازمه و ملازماته و يشير إليها كان مقتضى إطلاق دليل اعتبارها لزوم تصديقها في حكايتها و قضيته حجية المثبت منها كما لا يخفى بخلاف مثل دليل الاستصحاب فإنه لا بد من الاقتصار مما فيه من الدلالة على التعبد بثبوته و لا دلالة له إلا على التعبد بثبوت المشكوك بلحاظ أثره حسب ما عرفت فلا دلالة له على اعتبار المثبت منه ك سائر الأصول التعبدية إلا فيما عد أثر الواسطة أثرا له لخفائها أو لشدة وضوحها و جلائها حسب ما حققناه.»

کلام ایشان دو مقدمه دارد:

مقدمه اول: تعدّد خبر به لحاظ لوازم و ملزومات و ملازمات مخبرٌ به
وقتی از یک امری خبر داده می­شود، به تعداد لوازم و ملزومات و ملازمات آن مخبرٌ به، خبر ایجاد می­شود. به عنوان مثال وقتی کسی می­گوید: «خورشید طلوع کرد» از تمام آثار و لوازمِ حیات زید نیز خبر می­دهد و در حقیقت، چندین حکایت و خبر وجود دارد. این فرد هم از پایان شب و هم از قضا شدن نماز خبر می­دهد.

مقدمه دوم: شمول ادله حجّیت خبر نسبت به خبرهای مربوط به لوازم
ادله حجّیت خبر عادل یا خبر ثقه، تمامی حکایت­ها و خبرهای مُخبِر را شامل می­شود و معنای «صدّق العادل» یا «صدّق الثقة»، صحّت خبرهای او و لزوم ترتیب اثر دادن به حکایت های است. این مطلب اطلاق دارد و اخبار مطابقی، تضمنی و التزامی را شامل می­شود.

نتیجه: حجّیت مثبتات أمارات و عدم حجّیت آن نسبت به اصول

با توجه به این دو مقدمه،
باید گفت: مثبتات أمارات حجّت است. ولی در مورد اصول عملیه به عنوان مثال استصحاب، تعبیر «لا تنقض الیقین بالشک» به کار رفته و حکم به ابقای همان مورد یقین شده است. نسبت به لوازم و ملازمات و ملزومات، یقینی نبوده بلکه یقین به عدم آن­ها بوده است. از این رو دلیل استصحاب نمی­توان شامل این موارد شود.

بنابراین دایره ی حجّیت در باب اصول عملیه و استصحاب ضیق است ولی در أمارات موسّع است. بدین معنا که اگر دلیل حجّیت أمارات لفظی باشد، اطلاق دارد و اگر غیر لفظی مانند سیره عقلائیه و متشرعه ردع نشده از سوی شارع باشد، این دلیل نیز شمول دارد و نسبت به دلالت­های مطابقی، تضمنی و التزامی نیز جریان دارد.

اشکال به مقدمه اول (تقوّم حکایت به دو امر)

در اشکال به مقدمه اول (اخبار از شیء، اخبار از لوازم و … است) گفته شده: حکایت به دو امر نیاز دارد:

1-التفات و توجه؛

برای تحقق حکایت، باید توجه و التفات باشد. بنابراین برای آنکه حکایت از لوازم و ملزومات و ملازمات صورت بگیرد، باید به این موارد التفات داشته باشد و بداند لازمه­ی این خبر چیست. التفات به لوازم در صورتی است که لزوم بیّن بالمعنی الاخص باشد ولی اگر بیّن بالمعنی الاخص و یا بیّن نباشد، ممکن است به هیچ وجه توجّهی به آن نباشد و حکایت صورت نمی­پذیرد. از این رو در باب کفر، گفته شده اگر لازمه­ی کلامی، انکار رسالت یا توحید باشد، موجب کفر می­شود و فتوای مشهور متأخرین آن است که به مجرّد آن کلام، حکم به کفر نمی­شود و باید به لازمه­ی آن توجه داشته باشد و ممکن است به جهت شبهه­ای، آن کلام را بیان کرده است. هر چند مرحوم سید یزدی + در مورد منکر ضروری هر چند که به لازم توجه نداشته باشد، احتیاط کرده و خود عنوان «انکار ضروری» را موضوع کفر قرار داده ولی این کفر تعبّدی است و مشهور به آن فتوا نداده‌اند.
2-قصد حکایت.
همچنین حکایت در صورتی حاصل می­شود که قصد حکایت باشد. حکایت یک امر قصدی است و به خودی خود، حاصل نمی­شود.

بنابراین حکایت از امری، در صورتی حکایت از آثار و لوازم است که اولا آن لوازم توجه داشته باشد و ثانیاً قصد حکایت از لوازم را داشته باشد. از این رو نمی­توان گفت در تمامی موارد خبر، خبر از لوازم وجود دارد.

دفع اشکال در کلام محقق اصفهانی

محقق اصفهانی ابتدا این اشکال را مطرح کرده ولی در انتهای کلام، به این اشکال اینگونه پاسخ می‌دهند؛
أمارات و أخباری که اقامه می­شود، دو گونه است:

  •    أمارات قائم بر موضوعات خارجیه: در این أمارات التفات و قصد حکایت لازم است هر چند که این التفات و قصد از طریق قرینه نوعیه احراز شود بدین صورت که نوع مردم در اخبارات خود، التفات و قصد را دارند و این خود یک أماره عقلائیه مورد قبول شرع بر التفات و قصد متکلّم می­شود. 
    
  •    أخبار راویان از ائمه : در این موارد هر چند ممکن است راوی التفات و قصد به لوازم خبر خود را نداشته باشد ولی از گوینده ای، این کلام را نقل می­کند که ایشان التفات و قصد به لوازم کلام خود را داشته است. از این رو مطالبی که فقهاء و شارحین احادیث از کلمات معصومین ^ استخراج می­کنند مشمول ادله حجّیت خبر می­شود.
    

بنابراین می­توان مثبتات أمارات را حجّت دانست و اشکالی که به کلام مرحوم آخوند وارد شده، دفع می­شود. تنها اشکال، اخصّ بودن دلیل از مدعاست چرا که در برخی از أمارات جاری نمی­شود.

پاسخ محقق سیستانی به محقق اصفهانی

محقق سیستانی به این کلام محقق اصفهانی اینگونه پاسخ می­دهند: صرف التفات و قصد امام به کلام خود، برای حجّیت لوازم کفایت نمی­کند و صرف قصد تفهیم بدون گیرایی مخاطب کافی نیست و باید مقدماتِ دخیل در انتقال مطلب به مخاطب وجود داشته باشد تا قصد حکایت تمام شود و بدون این مقدمات و در نظر گرفتن گیرایی مخاطب، قصد حکایت محقق نمی­شود. بنابراین امام معصوم به لوازم کلام خود التفات داشته‌اند ولی نمی­توان گفت قصد انتقال این لوازم را داشته باشند.

نقد استاد به محقق سیستانی

کلام محقق سیستانی a کلام متینی است ولی به صورت مطلق نمی­توان گفت امام × در همه­ی موارد قصد انتقال لوازم را نداشته‌اند؛ زیرا

  •    گاهی لوازم به گونه‌ای است که نوع مردم متوجه آن­ها می­شوند: در این صورت مانعی ندارد که امام قصد انتقال و حکایت لوازم را داشته باشند.
    
  •    گاهی لوازم به گونه­ای است که امام  می­دانند که هیچ فردی متوجه آ­ن­ها نمی­شود: در این موارد امام  قصد انتقال نفرموده­اند.
    
  •    گاهی لوازم به گونه­ای است که عده­ای متوجه لوازم خواهند شد هر چند در برهه‌ای خاص از زمان باشند: در این موارد نیز مانعی ندارد که امام  قصد انتقال را داشته باشند. به عنوان مثال سوره توحید معانی دارد که تنها اقوام آخر الزمان آن معانی را درک می­کنند که که امام  به لحاظ ایشان قصد می­نمایند.