مبنای استاد: پذیرش حکومت تکذیبیه
حکومت تکذیبیه را نه شهید صدر پذیرفت نه آقای شهیدی. اما ما آن را می پذیریم.
استدلال اصلی: فهم عرفی و نظارت طولی
فراتر از عقد الوضع و عقد الحمل
چه دلیلی دارد که نظارت محدود به خصوص عقد الوضع یا عقد الحمل بشود که وقتی اینجا تصرف در عقد الوضع یا عقد الحمل نمی بینیم، حکومت را انکار کنیم؟ این که ایشان (شهید صدر) می گویند طرفِ تعارض واقع می شود، صحیح نیست.
بازگشت به ارتکاز عرفی
شما خودتان را به جای علی بن مهزیار بگذارید که اگر به جای آن ها بودید، ارتکاز عرفی شما چه بود؟ آیا خذ بقول أبی عبدالله را روایتی در عرض آن روایات می فهمیدید یا بالاتر و در طول آن می فهمیدید؟
ارتکاز ما آن است که طولی می فهمیم یعنی وقتی امام هادی می فرمایند به روایت امام صادق اخذ کن، طولیت فهمیده می شود. به عبارت دیگر اینجا نظارت در موضوع و محمول نیست بلکه نظارت در جهت است.
پرسش و پاسخ
سؤال یکی از طلاب: خذ بقول أبی عبدالله باعث ترجیح روایت غیر زراره بر روایت زراره می شود.
پاسخ استاد: البته در مرجحات باب تعارض و روایات ترجیح، نظارت هست اما حکومت نیستند چون جمع عرفی نیستند.
ادامه سؤال: ادعای شهید صدر هم این است که روایت علی بن مهزیار جمع عرفی نیست.
پاسخ استاد: پاسخ دادیم که باید به ارتکاز عرفی مراجعه کرد و دید آیا عرضی فهمیده می شود یا طولی.
اگر عرضی می فهمید یعنی در ذهنتان اینگونه می آید که قبلا دو طرف تعارض داشتیم و حالا یک روایت به یکی از طرفین تعارض اضافه می شود، این جمع عرفی نیست.
اما ما اینگونه نمی فهمیم بلکه پس از این عبارت امام، نظارت را می فهمیم یعنی این عبارت ناظر به وجود چند روایتی است که من پرسیدم.
تبیین «نظارت در جهت» و ماهیت مباحث عرفی
اما فرقش با نظارت های دیگر در این است که آنجا نظارت در موضوع یا محمول بود اما اینجا به زبان فنی بدوا فکر می کردم روایتی که امام به زراره بیان کرده، قضیه حقیقیه است که من را هم شامل می شود همچنین روایاتی هم که به غیر زراره بیان شدهد، قضیه حقیقیه ای است که من را هم شامل می شود. اما با عبارت خذ بقول أبی عبدالله امام به من می فهماند که نظارت در جهت است و قضیه حقیقیه دسته دوم من را شامل می شود.
محدودیتهای برهان در فهم عرفی
البته بر این مطلب نمی توان برهان فیثاغورث آورد چرا که بحث های عرفی است و به قول آقای تبریزی ملازمات عقلیه نیست که مبتنی بر قطع باشد تا سد ثغور احتمال خلاف کنیم. تنها کاری که در مباحث الفاظ و جمع های عرفی می تواند کرد این است که طرف مقابل را متفطن به آن نکات کرد و دید که بعد از تفطن چه ارتکازی عرفیای پیدا می کند.
نظر آقای شهیدی و شهید صدر ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ (99.2 کیلوبایت)