داستانی در مورد استعمال لفظ در اکثر از معنا در قرآن کریم

به مناسبت بحث جواز یا امتناع استعمال لفظ در اکثر از معنا در قرآن کریم، مرحوم آیت‌الله حکیم قدس‌‌سره در حقایق الاصول که حاشیه‌ی بر کفایه است، فرموده: «فائدة: حدّث بعض الأعاظم دام تأييده أنّه حضر يوماً منزل الآخوند ملا فتحعلي قدس‌سره مع جماعة من الأعيان، منهم السيّد إسماعيل الصدر رحمه الله و الحاج النوريّ صاحب المستدرك و السيد حسن الصدر دام ظلّه» این‌ها رفتند خدمت آخوند ملا فتحعلی … این بزرگواران می‌گویند: ما خدمت ایشان رسیدیم و «فتلا الآخوند رحمه الله قوله تعالي «وَ اِعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اَللّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ اَلْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اَللّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ اَلْإِيمانَ‌» (حجرات/7) تا ‌آخر آیه، این آیه را ایشان مطرح فرمود «ثمّ شرع في تفسير قوله تعالي فيها: حَبَّبَ إِلَيْكُمُ‌» که این مراد از تعبیر «حبب الیکم» چیست؟ «و بعد بيان طويل فسرها بمعنى لمّا سمعوه منه، استوضحوه استغربوا من عدم انتقالهم اليه قبل بيانه لهم» همه دیدند که یک معنای واضحی از این‌ آیه است. این‌جور معنایی استفاده می‌شود و همه تعجب کردند که چطور قبل از این‌که ایشان این توضیح را بدهند، ما خودمان این را نفهمیده بودیم. «فحضروا عنده في اليوم الثاني، ففسرها بمعنى آخر غير الأول» باز «فاستوضحوه ايضاً، و تعجبوا من عدم انتقالهم اليه قبل بيانه» گفتند: عجب این هم معنای واضحی است، چطور ما نفهمیدیم؟ «ثم حضروا عنده في اليوم الثالث فكان مثل ما كان في اليومين الأولين». می‌فرمایند همین‌جور تا سی روز، احتمالاً ماه رمضان شاید بوده. سی‌تا معنا در «حبب الیکم الایمان» همه‌اش را هم می‌دیدیم که تمهل ندارد تکلف ندارد.


:books: بر اساس جلسه ۲۲ آذر ۱۴۰۴