حکومت قاعده احسان بر ادله ضمان

مفاد قاعده احسان این است: کسی که محسن است ضامن نیست و اگر آن احسان تبعاتی داشته باشد که اگر احسان نبود ضامن بود مثل تلف، ضامن آنها نیست. مراد از محسن در آیه‌ی شریفه « و ما علی المحسنین من سبیل » فقط احسان به دیگران نیست. محسن دو معنا دارد یک معنای متعدی یعنی احسان به دیگران و یک معنای لازم، محسن یعنی گناه کار نیست و مورد آیه هم که جهاد است همین احسان به معنای دوم است. هر چند نسبت قاعده‌ی احسان با تبعات افعال عموم و خصوص من وجه باشد ولی قاعده‌ی احسان به خاطر حکومت بر ادله‌ی تلف مقدم است. در روایت آمده است: «عنه عن ابراهيم عن النوفلي عن السكوني عن جعفر عن ابيه عليه‌السلام ان رجلا شرد له بعيران فاخذهما رجل فقرنهما في حبل فاختنق احدهما و مات فرفع ذلك إلى علي عليه‌السلام فلم يضمنه وقال : انما اراد الاصلاح» لسانش حکومت بر قاعده‌ی ضمان است به این بیان که خود «لم یضمنه» می گوید ضمانی بوده و برداشته شده است. در نتیجه اگر جایی مصداق احسان بود و اتلافی پیش آمد ضامن نیست.