حقیقت وضع در بیان قائلین به جعل، تخصیص یا اختصاص

همانگونه که میدانیم، تعریف کسانی همچون آیت الله سبحانی و حضرت امام از وضع، «جعل اللفظ للمعنی و تعیینه للدلالة علیه» است.
تعریف مرحوم مظفر هم چیزی شبیه به این و «جعل اللفظ بإزاء المعنی و تخصیصه به» است.
تعریف مرحوم آخوند نیز «نحو اختصاص للفظ بالمعنى و ارتباط خاص بينهما ناش من تخصيصه به تارة و من كثرة استعماله فيه أخرى» است.
این سنخ از تعابیر که حقیقت وضع را نوعی «جعل»، «تعیین»، «تخصیص» یا «اختصاص» میدانند از کدام یک از مسالک و نظریه های مطرح در وضع است؟ (اعتبار، اقتران، تعهد)
(با این نکته که میدانیم قطعا تعهد نیستند و اقتران بودنشان بعید است. اما تصریحی بر اینکه نوعی اعتبار هستند -با تعریف مشهور از اعتبار که اعطاء حد شیء لشیء است- ندارند)