حقیقت اطلاق

در حقیقت اطلاق چند قول وجود دارد:

1.طبیعت ساریه
ثبوتا طبیعت به نحو ساری در افراد دیده شده است و حکم به طبیعت تعلق می‌گیرد.مختار آخوند خراسانی رضوان‌الله تعالی علیه

2.عدم اخذ قید
طبیعت لحاظ می شود و خصوصیات و قیود هم لحاظ می شود، و می بیند که این قیود دخیل در غرض نیستند و لذا اخذ نمی کند و حکم را بر طبیعت می برد. مختار محقق نائینی رضوان‌الله تعالی علیه

3.لحاظ عدم قید و تجرید از قید
طبیعت لحاظ می شود و خصوصیات هم دیده شده است و می بیند که دخیل در غرض نیست پس لحاظ عدم قید می شود و حکم به طبیعت مجرد شده از قیود اخذ می شود. وقتی می گوید العالم یعنی عالمی که در آن عدم قید لحاظ شده است. مختار سید خویی رضوان‌الله تعالی علیه

استاد دام عزه قول سوم را اختیار فرمود.

این سه قول قسیم یکدیگر نبوده و با هم قابل جمع هستند

جمع بفرمایید استفاده کنیم

این سه قول قسیم یکدیگر نبوده و با هم قابل جمع هستند

پر واضح است که بین این سه نظریه از جهتی تباین هست و میتوانند قسیم یکدیگر باشند. مثلا عدم اخذ قید در اول به صورت مقسمی میتواند باشد ولی دو قسم بعدی لحاظ هست. و بین قسم دوم و سوم هم فرق وجود دارد.