درباره حجیت اجماع در مسائل اصولی، دیدگاههای متعددی وجود دارد. به نظر میرسد دقیقترین رویکرد، تفکیک استدلال و تعیین قلمرو حجیت بر اساس مدارک و مبانی اصلی حجیت اجماع باشد.
مبانی سهگانه حجیت اجماع
سه مبنای اصلی که برای اثبات حجیت اجماع ذکر شدهاند، عبارتند از:
| مسلک | ملاک و مبنای حجیت |
|---|---|
| اجماع دخولی | یقین به حضور و مشارکت امام معصوم (علیهالسلام) در میان اجماعکنندگان؛ چه در عصر حضور و چه در عصر غیبت (مانند اجماع فقهای مدینه در عصر حضور) |
| اجماع لطفی | قاعده لطف الهی که اقتضا میکند خداوند اجازه ندهد همه فقهای یک عصر، در خطا و گمراهی اجتماع کنند. |
| اجماع حدسی | حصول اطمینان به اینکه اجماع علما، مبتنی بر دلیل معتبری بوده که به دست ما نرسیده است. در واقع، آنچه حجت بهشمار میآید، خود اطمینان است، نه صرف اجماع. |
بررسی تفصیلی حجیت اجماع در اصول بر اساس مبانی مختلف حجیت اجماع
تفکیک میان مسائل فقهی و اصولی در حجیت اجماع، تنها بر اساس یکی از این مبانی سهگانه صورت میگیرد:
۱. مسلک دخولی و حدسی: عدم تمایز قلمرو (فقه و اصول)
بر پایه دو مسلک حدسی و دخولی، میان حجیت اجماع در مسائل اصولی و مسائل فقهی تفاوتی وجود ندارد:
الف) مسلک دخولی: 
اگر امام معصوم (ع) در میان اجماعکنندگان باشد، نوع مسئله ــ خواه فقهی، خواه اصولی یا حتی طبیعی ــ در حجیت اجماع تفاوتی ایجاد نمیکند؛ زیرا حکم، مستقیماً از ناحیه معصوم صادر شده است.
ب) مسلک حدسی: 
در این مسلک، همانگونه که اجماع فقها در یک مسئله فقهی میتواند موجب اطمینان به وجود دلیلی معتبر شود، در مسائل اصولی نیز چنین اطمینانی -ولو با درجهای ضعیفتر- قابل تحقق است.
- دلیل: بعید است همه علما در یک زمان در یک مسئله اصولی دچار خطا شوند؛ و این بُعدِ احتمالی خطا، در هر دو عرصه فقه و اصول جریان دارد. (هرچند ممکن است درجه احتمال خطا در مسائل اصولی اندکی بیشتر بوده و رسیدن به اطمینان، دشوارتر باشد.)
۲. مسلک قاعده لطف: تمایز قائل شدن میان فقه و اصول
بر اساس قاعده لطف، میان اجماع در فقه و اجماع در اصول تفاوت مبنایی وجود دارد و تمایز تنها بر این مبنا استوار است:
- اجماع فقهی: این اجماع حجت است؛ زیرا اگر همه فقها در یک فرع فقهی به خطا روند، این امر با لطف الهی ناسازگار خواهد بود.
- اجماع اصولی: این اجماع، لزوماً حجت نیست؛ زیرا اگر همه اصولیون در یک مسئله اصولی دچار اشتباه شوند، خلاف لطف نخواهد بود.
تبیین دلیل تمایز (نقش غیرانحصاری مسائل اصولی)
مسئله اصولی، تنها یکی از عوامل مؤثر در استنباط حکم فقهی است، نه عامل یگانه و انحصاری.
مثال: فرض کنیم همه علما بر حجیت استصحاب اتفاق نظر داشته باشند، اما در حکم نماز جمعه در عصر غیبت اختلاف کنند. یک گروه با استناد به استصحاب، قائل به وجوب میشوند و گروه دیگر با استناد به روایات، حکم به حرمت میدهند.
در این فرض، اگر در نتیجه فقهی (فتوا) خطایی رخ دهد، خلاف لطف خداوند خواهد بود؛ اما در مسئله اصولی (مانند حجیت استصحاب)، اگر اجماع به نتیجه فقهی قطعی نینجامد یا خداوند از راه دیگری در فتوا تأثیر نهاده باشد، ضرورتی ندارد که لطف الهی مانع از تحقق اجماع ناصواب در آن گردد. ![]()
نتیجهگیری نهایی: وجه تمایز حجیت اجماع
تنها بر اساس مسلک اجماع لطفی است که میتوان میان حجیت اجماع در مسائل فقهی و حجیت اجماع در مسائل اصولی، تمایز و تفکیک ایجاد کرد. در دو مسلک دیگر (دخولی و حدسی)، قلمرو حجیت یکسان است.