استاد فرمودند: به طور کلی طبق مبنای مختار ما( همان مبنای مرحوم امام) در بحث تعارض عام و مطلق، شش حالت متصور است که فقط در دو حالت آن، قُدِّم ما کان بالوضع:
1- عام، کُل و مایشابهه باشد که مقدمات حکمت در مدخول نیاز ندارد. در مطلق، احراز مقام بیان شده باشد و نبود قرینه هم خصوص متصله شرط باشد که ضربه ای به مقدمات حکمت نزند، که در این صورت، در ماده اجتماع تعارض می کنند چون ظهور هیچکدام معلق بر نبود دیگری نباشد و هر دو تنجیزی است. پس در این فرض، قُدِّم ما کان بالوضع نیست.
نکته: وجه تقدیم عام بر مطلق، همان تنجیزی و تعلیقی است کما این که در قوانین نیز بیان شده، مرحوم آخوند و امام هم این مطلب را دارند. البته هنوز بابی راجع به مناشئ ظهور و اظهر و ظاهر در اصول نداریم اما شیخ انصاری فقط برخی از جمع های عرفی را مانند حکومت و ورود ضابطه مند کرد و گرنه اصل این مباحث قبل از شیخ انصاری هم بوده است. کما این که تقدیم عام بر مطلق در قوانین و فصول نیز هست.
2- ادات عموم، غیر از کل و ما یشابهه باشد که در مدخول خود نیاز به مقدمات حکمت دارد اما مقام بیان در مدخول، احراز شده باشد. در اطلاق، مقام بیان احراز شده و نبود قرینه متصله شرط باشد که در این صورت ظهور در هر دو طرف تنجیزی است و در ماده اجتماع متعارض می شوند.
3- ادات عموم، غیر از کل و ما یشابهه باشد که در مدخول خود نیاز به مقدمات حکمت دارد اما مقام بیان در مدخول، با أصالة البیان به دست آمده باشد. اما در اطلاق، مقام بیان احراز شده و نبود قرینه متصله شرط باشد که در این صورت، قُدِّمَ ما کان بالإطلاق چون مطلق تنجیزی است اما عام، تعلیقی شده است چون أصالة البیان در مدخول جاری شد و با وجود قرینه منفصله، دیگر أصالة البیان اجراء نمی شود.
4- ادات عموم غیر از کل و مایشابهه باشد که در مدخول خود نیاز به مقدمات حکمت دارند و در مدخول آنها أصالة البیان جاری شده باشد. در مطلق هم احراز مقام بیان نشده باشد بلکه با أصالة البیان احراز شده باشد که در این صورت مجمل می شود چون أصالة البیان در هیچ کدام جاری نمی شود.
5- ادات عموم غیر از کل و مایشابهه باشد که در مدخول خود نیاز به مقدمات حکمت دارند اما مدخول با احراز مقام بیان باشد نه أصالة البیان. در مطلق، احراز مقام بیان نشده باشد بلکه أصالة البیان باشد که در این صورت، قُدِّم ما کان بالوضع البته نه به دلیل وضع بلکه به دلیل آن که در مدخول عام، احراز مقام بیان در مطلق شده بود.
6- ادات عموم، کل و مایشابهه باشد که در مدخول خود نیاز به مقدمات حکمت ندارند. در مطلق، احراز مقام بیان نشده باشد بلکه با أصالة البیان باشد، که در این صورت، هم بالوضع مقدم بر مطلق می شود.}( جلسه 42 29 آبان 1403)