اقوال در جریان برائت در توصلیات در فرض دوران بین محذورین
در بحث برائت در موارد «دوران بین محذورین» در «توصلیات» که هیچکدام بر دیگری ترجیح ندارند، سه دیدگاه اصلی وجود دارد:
دیدگاه محقق خراسانی | انکار جریان برائت عقلیه با استناد به وجود بیان
محقق خراسانی و بعضی بزرگان دیگر معتقدند برائت عقلیه در این موارد جاری نمیشود؛ زیرا بیان - همان علم اجمالی- وجود دارد و همین بیان، مانع از اجرای قاعده «قبح عقاب بلابیان» است.
دیدگاه محقق خویی | تعریف بیان به حیثیت باعثیت و محرکیت
از منظر ایشان، بیانی که در قاعده «قبح عقاب بلابیان» مأخوذ است، باید «باعثیت» و «محرکیت» داشته باشد تا موجب تنجیز تکلیف شود و اگر بیان مذکور وجود نداشته باشد، قاعده قبح عقاب بلابیان جاری میشود. از آنجا که در «دوران بین محذورین»، مکلف نه میتواند موافقت قطعیه کند و نه مخالفت قطعیه؛ بلکه یا آن را انجام میدهد و یا ترک میکند، چنین بیانی وجود ندارد.
دیدگاه مرحوم تبریزی | بیان به مثابه مصحح عقاب بر مخالفت
محقق تبریزی، بیان را در این قاعده به بیانی تعریف میکند که «مصحح عقاب» بر مخالفت باشد. از آنجایی که در «دوران بین محذورین»، موافقت و مخالفت قطعیه قابل احراز نیست، علم اجمالی نمیتواند مصحح عقاب باشد. لذا، ایشان نیز همانند محقق خویی، قائل به جریان قاعده «قبح عقاب بلابیان» است.
نقد استاد | بازخوانی نظر محقق اصفهانی و دو شرط تنجز تکلیف
استاد در نقد دو دیدگاه اخیر (محقق خویی و محقق تبریزی) به دیدگاه محقق اصفهانی استناد میکنند که فرمودهاند که شرط تنجز تکلیف، دو امر مجزا و غیرمرتبط است:
-
وجود بیان بر تکلیف (چه تفصیلی و چه اجمالی)
-
تمکن مکلف از موافقت و مخالفت قطعیه
این دو شرط ربطی به یکدیگر ندارند و برای تنجز تکلیف، هر دو شرط باید محقق شوند. از طرفی، برای عدم تنجز، همین که یکی از این دو شرط موجود نباشد، کافی است.
خلط میان وصول و قدرت | پاسخ به اشکالات وارد بر محقق خراسانی
بر این اساس، اشکالی که محقق خویی و شیخنا الاستاد به محقق خراسانی وارد میکنند مبنی بر اینکه بیان در «دوران بین محذورین» وجود ندارد، ناشی از خلط میان وصول و قدرت است. محقق خراسانی«ره» که می گوید قبح عقاب بلا بیان جاری نمی شود نمی خواهد بگوید تکلیف تنجز دارد بلکه ایشان فقط شرط وصول تکلیف را ثابت می داند اما این سخن به این معنا نیست که ایشان تکلیف را منجز می داند بلکه چون در موارد دوران بین محذورین قدرت بر موافقت و مخالفت قطعیه وجود ندارد تکلیف منجز نمی شود به این دلیل که قاعده دیگری وجود دارد و آن قبح تکلیف به غیر مقدور می باشد یعنی مکلف کردن مکلف به تکلیفی که نمی تواند آن را انجام دهد قبیح است، پس بزرگانی که به محقق خراسانی«ره» اشکال می کنند که بیان قاعده قبح عقاب بلابیان بیان باعث یا بیان مصحح عقاب است که در موارد دوران بین محذورین وجود ندارد پس قاعده قبح عقاب بلابیان جاری می شود خلط بین دو مطلب است.